مديريت مبتني بر دانش نویسنده :افسانه جعفري چكيده : در سالهاي اخير مديريت دانش به يك موضوع مهم و حياتي مورد بحث در کسب و کار تبديل شده است. جوامع علمي و تجاري هر دو بر اين باورند كه سازمانهاي باقدرت دانش مي‌توانند برتريهاي بلندمدت خود را در عرصه‌هاي رقابتي حفظ كنند. منابع نقد و بررسي و چشم‌اندازهاي رقابتي سازمانها نشان دهندة تأثيرات اين ديدگاه در عرصه‌هاي استراتژيك سازمانهاي تجاري است. اگر سازماني به راحتي نتواند شكل صحيح دانش را در جايگاه مناسب آن تشخيص دهد در عرصه‌هاي رقابتي با مشكل مواجه خواهد شد. مديريت دانش با روش استاندارد در ادارة کسب و کار يك شركت متناسب خواهد بود. با اطمينان مي‌توان گفت كه پايه و اساس مديريت دانش در يك دوره كوتاه‌مدت به بهره‌برداري بهينه از اطلاعات قابل دسترس و منابع موجود در يك شركت منجر خواهد شد. در دوره‌هاي بلندمدت نيز مي‌تواند پايه جديدي براي پيشرفت و توسعه در منافع تجاري باشد و مهارتها را براي آينده مطمئن تقويت كند. در حقيقت مي‌توان گفت مديريت دانش براي همه شركتهايي كه خواهان ارتقا و پيشرفت هستند به عنوان يك نياز استراتژيك مطرح مي‌شود. مقالة حاضر با مفاهيم مديريت دانش و همچنين نقش و اهميت آن در فعاليتهاي مهم يك سازمان ، به منظور كسب سود اقتصادي بيشتر، به عنوان يك استراتژي موفق و مؤثر مي‌پردازد. مقدمه : امروزه رقابت در سطح جهاني و افزايش سرعت تغيير و توسعة مداوم صنعت و تجارت مشكلي قابل توجه و فزاينده در همة سازمانها محسوب مي‌شود. آنچه مسلم است به منظور كسب فوايد رقابتي بلندمدت از ديدگاه مديريت دانش تنها تكيه بر دسترسي به منابع اطلاعااتي خارجي و داخلي در روند اجراي كار كافي نيست بلكه در حال حاضر بهره‌برداري مؤثر از آنچه كه در عمل با آن مواجه هستيم و نه فقط آنچه كه در اختيار داريم به يك نياز و ضرورت شغلي تبديل شده است دو اصل هميشه صادق مديريت عبارت است از: استفاده صحيح از وقت و انجام كارهاي درست.(پيتر دراكر) مديران سازمانها نه به‌خاطر قدرت آنها بلكه به‌خاطر پاسخگويي در برابر ماموريت سازمان و ارزشهاي آن مسئول هستند. مديران بايد ضمن تحقق ماموريتها و اهداف سازمان، ارزشهاي سازمان را حفظ و متعالي سازند. به بيان ديگر، با هدف كاهش هزينه و بهبود كيفيت و استفاده از ظرفيتهاي فكري و امكانات سازماني موجود بتوانند بهترين نتايج بيروني مورد انتظار را محقق سازند و و با توانايي در درك محيط سازمان، واقعيت جهاني و با كسب اطلاعات لازم بتوانند سازماندهي متناسب با ظرفيت سازماني خودرا ايجاد كنند. مسئوليت اساسي مديريت، كسب نتايج ملموس است و درستكاري يا همان اثربخشي رسالت مهم مدير است كه هيچ چيز در مديريت جاي آن را نمي‌گيرد. در همين راستا مهمترين وظيفه مديران تصميم‌گيري نسبت به آينده مبهم و ناشناخته است. با توجه به اينکه آينده غيرقابل پيش‌بيني است و برنامه‌ريزي بلند‌مدت به معناي پيش‌بيني آينده نيست، بهترين شکل رويارويي با آينده، ايجاد آن است. به لحاظ اينکه مديريت با ايجاد و جهت دادن تواناييهاي انسانها سروكار دارد براي ايفاي نقش اثر بخش در شکل گيري آينده بيش از روشهاي کمي نيازمند منطق كيفي هستيم(پيتر دراکر). مديريت بايد تغييرات كيفي در نگرشها، ارزشها و روحيه سازماني را ارزيابي كند. همه اينها مستلزم استفاده از قوه تشخيص انساني است. مديريت بايد نشان دهد كه يك موسسه را مي‌توان توسط شيوه‌اي صادقانه و انساني، مديريت و اداره كرد. توسعه نيافتگي، به معني عدم مديريت صحيح بوده و مسئوليت توسعه اقتصادي جامعه با مديريت است. امروزه همة مديران مكانيسم‌هاي متعددي را براي بهبود كارآيي داخلي و مواجه شدن با چالشهاي مؤثر و متعدد در رقابت تجاري در اختيار دارند، اما در ميان تمام مکانيسم ها در اصل فقط دو عامل عمده و اساسي وجود دارد كه مديران را از ديگران به عنوان فردي بي‌نظير و توانا متمايز مي‌سازد: مشتريان و كارمندان. ما مي‌دانيم كه كيفيت كار كارمندان، چگونگي همكاري و ياري آنها و زمينه مشتركي كه تصميم‌گيري مي‌كنند عوامل بهترين را از عوامل عادي و سازمان موفق را از ناموفق متمايز مي‌كند، در همين راستا در حال حاضر بيشتر سازمانها استراتژي مديريت دانش را به عنوان پايه اساسي توان رقابتي و الگوي رشد پايدار خود در بخشي از استراتژيهاي کسب و کار بكار مي‌برند. مفاهيم : در دوران توسعه جامعه پساصنعتي مهارتهاي مورد نياز براي موفقيت دگرگون شده‌اند و بر همين اساس بايستي به بسياري از مفاهيم اصلي در هر زمينه کسب و کار نگاهي تازه بيفكنيم. آنچه سازمان مي‌فروشد، در واقع دانش آن است و دانش در واقع هر گونه اطلاعاتي است كه در عمل بتواند مفيد باشد. - فناوري را مي توان کليه دانشها ، فرايندها ، ابزارها ، روشها و سيستم هاي به کار رفته در ساخت محصولات و ارائه خدمات، تعريف کرد. به بياني ساده تر ، فناوري روش انجام کار و ابزاري است که توسط آن به اهداف خود نايل مي شويم ،فناوري کاربرد عملي دانش و ابزاري براي کمک به تلاش انسان است. - مفهوم مديريت دانش تعيين‌كنندة ابزاري براي انجام و پيشرفتهاي كاري است و كليد موفقيت آن اين است كه توانايي اجراي فعالانه براي توسعة مستمر را دربر داشته باشد. - «اقتصاد دانش» اطلاعات و دانش، نيروهاي استراتژيك و تحول‌زا در جامعه معاصر هستند. گفتن اين كه ما در چارچوب يك اقتصاد دانش زندگي مي‌كنيم، توضيح واضحات است. امروز همه اهل تجارت به ضرورت فراگيري دست كم مهارتهاي حداقلي براي كاربرد فناوري اطلاعات واقفند. عده اي بر اين باورند كه چون فقط انبوهي از اطلاعات و داده‌ها به دست آورده‌اند بسيار مي‌دانند و صرفاً براي همپايي با مردمان ساير نقاط جهان بايد اطلاعات