سنجش برخی از مؤلفه های هویت ملی ایرانیان
(از ابتدا تا پایان عصر صفویه)
تهیه وتنظیم : حمیدرحیمی کارشناس ارشدجامعه شناسی
چکیده :
تداوم حیات هر ملت در طول تاریخ محفوظ نمی ماند مگر این که وجوه تمایز بخش هویت ملی خود را بشناسد و بشناساند . ملت ایران یکی از کهن ترین ملل در حال حیات است که با فراز و نشیب های متعدد از ابتدای پیدایش تا کنون عناصر فرهنگی خود را پالایش نموده و انسجام هویت ملی خود را در سخت ترین شرایط نیز حفظ نموده در این مجال کوتاه برخی از مؤلفه های هویت ایرانی باتوجه به اسناد تاریخی به بحث گذاشته می شود و اگر برتغییر مؤلفه ها وعناصر منفی نهادینه شده در آن بیشتر مورد مداقه قرار گرفته ،صرفا ناشی از حس تعلق و تعهد نویسنده نسبت به حفظ و بقای فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی است .چراکه پرداختن به تعارضات ساختی هویت ایرانی-اسلامی می تواند علاوه بر تشکل منسجم هویت ملی در عصری که فنآوری های روز و هجوم جهانی شدن هویت ملی همه کشور ها خصوصا میهن عزیز اسلامی مان،به چالش کشیده ،توسعه پایدار فرهنگی و اقتصادی را به ارمغان آورد . مدخل :
هویت و شناخت جمعی ایرانیان از ابتدای پیدایش آن تا کنون دستخوش تغییرات متعدد و متنوعی شده است ولی با این وجود تداوم خود را حفظ نمده است از زمانی که آریایی های مهاجر با اقوام بومی و باز ماندگان تمدن ایلام حکومت انشان را پایه گذاری کرده و یا نظام سیاسی ماد در همدان را تشکیل دادند تا امروز عناصر فرهنگی هویت ایرانی ساختار خود را کمک و بیش محفوظ نگه داشته است . تاریخ نویسانی که به بررسی هویت ایرانی و سیر تداوم آن پرداخته اند زبان و ادبیات فارسی را از مؤلفه های بسیار قوی آن دانسته اند و به تدریج زبان و ادبات در سیر تحولات اجتماعی ایران جانشین اندیشه سیاسی متمورکز در این سرزمین بوده است . در سده های نخست دوره اسلامی انتقال آیین نامه های کشورداری از طریق زبان و ادبیات ساسانی (فارسی) به عربی مضمونی اداری، سیاسی و اجتماعی داشته است و به محض اینکه فرصت تشکیل نظام سیاسی واحد و استقلال فراهم شد ،با محوریت زبان و ادبیات فارسی شالوده هویت ایرانی جدید با صبغه ی اسلامی به وجود آمد و عنصر اصلی ساختار هویت ملی ایران در ادبیات ،اخلاق نویسی و حماسه سرایی است و به اعتقاد برخی از متفکرین حوزه ی اندیشه سیاسی ایران *با آغاز سده ی ششم هجری و باسیطره ی اخلاقی دینی قشری گری فرمان روایان ترک تبار اندرز نامه نویسی و حماسه پردازی از رونق افتاد واندیشه عرفان نظری جانشین اندیشه سیاسی ایرانشهری گردید ولی در هر صورت در نبود تکر سیاسی سیستماتیک ، شعر و ادب پشتوانه ای برای وحدت،تداوم وانسجام هویت ایرانی شد . هویت ملی با تشکیل دولت مفهوم واقعی می یابد ولی در طول تاریخ ایران نوعی شکاف و جدایی میان حکومت ملی و حکومت هایی که به نام اقوام ایرانی در این سرزمین فرمانروایی می کردند وجود داشت و به قول **یرواند آبراهامیان هویت ملی در ایران نتوانست دولت ملی تشکیل دهد و حکومت ها دربخش های عمده ای از تاریخ نتوانستند به دولت –ملت تبدیل شوند و این ناتوانی ناشی از گروه ها ی مطلق گرا و گروه گرایی حکومت ها بوده است که به قول نظامی عروضی ***خربنده گانی بوده که فقط به فکر مصالح گروهی و شخصی خود بودند نه مصالح جامعه و ملت.
*طباطبایی.سیدجواد،زوال اندیشه سیاسی درایران، قومس 1371،ص13 ** جوادی.حسن، ایران ازدیدگاه سیاحان لروپایی ازقدیم ترین ایام تاعهدصفویه،نشربوته،1378،ص32 ***عروضی.نظامی،چهار مقاله،نشر سیمرغ،دوم 1368، ص21
ازجمله ویژگی هایی که اکثرسفرنامه نویسان و مورخان خارجی در خصوص هویت ایرانیان ذکر می کنند *آگاهی ایرانیان نسبت به تاریخ و جایگاه باستانی و طولانی ایران در سطح جهانی است. چرا که به اذعان تاریخ ،ایران یکی از جوامعی است که حکومت منظم و متمرکز داشته است و این موضوع موجب مباهات ایرانیان است ،مثلا گوبینو در سفر نامه خود **به این موضوع اشاره می کند که مردم ایران از هر طبقه حتی طبقات پایین از میراث تاریخی خود مطلع بوده اند و احساس برتری نسبت به دیگر اقوام می کنند ،گوبینو در سفرنامه خود با تعجب می گوید «هنگامی که در بیست فرسخی تهران جهت دوری از وبا در چادر به سر می بردیم خدمتکاران من هر شب درچادر یکی از پیش خدمت ها یا آبدارچی ها جمع می شدند و کتاب های تارخی می خواندند» *** بیان متواتر روایات تاریخی و حماسه های شخصیت های تاریخی و حماسی به نوعی در تداوم هویت ملی ایرانیان مؤثر بوده است و خواندن کتاب های تاریخی و داستان های ملی توسط مادران و مادر بزرگان امری معمول جهت جامعه پذیری و هویت یابی ملی ایرانیان بوده و کودکان با احساس غرور و گاهی حسرت نسبت به گذشته به خواب می رفتند. شایدیکی از دلایل مطلق گرایی و به قول نظامی عروضی خربندگی حاکمان در ایران از یک سو ی ناآگاه ی نسبت به آداب حکومت و کشور داری باشد و از سوی دیگر چون ایرانی واقعی (با ریشه وهویت ملی ایرانی ) نبودند و با زور و قهر شمشیر به حکومت می رسیدند،حکومت و کشور را تیول شخصی خود می دانستند ودل نگرانی از عدم حضور دائم در قدرت (از دست دادن قدرت)آنان را وا می داشت که تنها به فکر مصالح گروه خود باشند و برنامه بلند مدت نیز برا