روانشناسی رنگ‌ها وپرسش وپاسخ در زمینه ی رنگ ها

نویسنده:امین موسوی

انسان به مجدد دیدن رنگ‌ها مجذوب رنگ‌ها می‌شود بی‌‏آن‌که عقل و خرد او در این جذبه نقشی داشته باشد و روانشناسی رنگ‌ها کوشش می‌کند که به‌یاری عقل و خرد این جذبه فارغ از عقل را کشف کند. رنگ یکی از شگفت‌‏انگیزترین صفات هستی است و یکی از عالی‌ترین مواهب الهی است که نامش رنگ بخشیدن به عالم هستی است. خالق بی‌همتا رنگ را نیز آفرید و آن را وسیله‌‏ای قرار داد برای تمایز اشیاء. هر نقشی که در زندگی هست دارای رنگی است و هر زندگی نشان از زندگی دارد. رنگ‌ها معانی گوناگونی را بیان می‌کنند و می‌توان گفت رنگ‌ها یک زبان بین‌المللی‌اند.

اگر ما شرایط خاص جغرافیایی کشورها را که موضوعی منطقه‌‏ای است کنار بگذاریم، می‌بینیم که کوششی در خور تحسین نشده تا رنگ‌ها جهانی شوند. مثلاً سرخ رنگی گرم است و طول موج بالایی دارد این رنگ را ما می‌بینیم که وقتی شخصی مهم یا رهبر یا فرمانده‏‌ای در یک کشور مهمان است زیر پای او پهن می‌کنند. در واقع زیرپای بزرگان قوم پهن می‌کنند تا یک استقبال گرم و باشکوه را برپا کنند و می‌دانند که قرمز بیان عظمت، شکوه و جلال و قدرت را دارد. ما ندیدیم که یک قالی آبی یا زرد و یا سفید زیرپای بزرگان مهمان پهن باشد. این‌ها علامتی است که رنگ‌ها به عنوان الفبای بین‌‏المللی ارتباطات تصویری و ارتباطات رنگی در حال تکوین است. معنا و مفاهیم رنگ‌ها و ارزش‌‏های عاطفی آن‌ها بسیار مهم هستند. رنگ‌هایی هستند که دریافت ذهنی آن‌ها برای ما مبهم است. در این برنامه ما سعی می‌کنیم به یک سری از این مبهمات پاسخ دهیم. مفاهیمی که تا حدی مبهم هستند در بین ما مشترک هستند. چرا؟ ما از رنگی خوشمان می‌آید؟ یا چرا رنگی را رد می‌کنیم؟

به‌کاربردن عنوان روانشناسی رنگ‌ها زیاد درست به نظر نمی‌آید چرا که رنگ‌ها که روان ندارند تا ما بخواهیم روانشناسی آن‌ها را به‌دست بیاوریم بلکه غرض آن است که ما بتوانیم از طریق رنگ‌ها به تأثیرات و هنجار آن‌ها در ذهن و روان خودمان آگاه شویم. بنابراین روان از انسان هست و رنگ ماده‌‏ای است که در جهان به عنوان یک پدیده مغتنم حضور پیدا کرد. اصطلاح روان برابر است در زبان فرنگی‌ها با روح یا«SPRIT» در قرآن کریم آمده است یسئلونک عن‏‌الروح، قُل‌‏الرّوح من امر ربی».

«یعنی می‌پرسند از تو، از روح بگو، روح از امور خداست» و اما روانشناسی رنگ‌ها بررسی اثر رنگ بر جان و تن انسان را در موضوع خودش قرار داده است.

نظر به این‌که رنگ عبارت است از ارتعاش نسبی انرژی و ضبط آن، انرژی مغناطیسی و ضبط آن به وسیله سلول‌های محیطی که پس از انتقال آن به مغز اثر می‌گذارد و متظاهر می‌شود. اگر فردی که مورد آزمایش قرار می‌گیرد، معرفت سطحی داشته باشد به همان نسبت لذت می‌برد و اگر یا این‌که متنفر باشد و اگر معرفت علمی داشته باشد در سطح بالاتر به تحلیل می‌پردازد، سپس سود می‌برد. سرعت تحلیل طبعاً بستگی به تخصص و مهارت دریافت‌کننده و یا شنونده دارد. نتیجه آن‌که زیبائی و زیباپسندی در انسان یک امری طبیعی است و انسان کلاً موجودی است زیباپسند و این‌گونه خلق شده زیباپسندی جزئی از نهاد او شده و بهره‏‌گیری از آن بستگی به وراثت و اکتساب دارد. به‌هرحال روانشناسی یک نوع انعکاس است. انعکاس یک پدیده که در طبیعت است و ما ناگزیر هستیم که آن راببینیم و با چشممان آن را لمس کنیم. بحث روانشناسی رنگ‌ها با این صحبتی که برایتان داشتم برمی‌گردد به این‌که اصولاً پایه روانشناسی رنگ‌ها یک بحث فیزیکی است، مطلقاً به سلیقه افراد ربطی ندارد، البته نه این‌که مطلقاً، بلکه یک مقدار محطاطانه صحبت کنیم و بگوییم تا حدی به سلیقه افراد ربط دارد ولی کلاً یک بحث فیزیکی است و به طول موج رنگ‌ها برمی‌گردد. رنگی هست که انسان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و رنگی که تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. این یک بحث فیزیکی است حالا گاهی هم رنگ‌ها هستند که م