کنکاشی در عوامل خودکشی زنان

دکتر سيد عبدالمجيد بحرينيان, دکتر رضا ايلخانى

 از بین انواع خشونت ها، خشونت روانی بیشترین ارتباط را با تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر دارد
نتایج یک پایان نامه نشان می دهد زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند باوجود اینکه از حمایت های خانوادگی برخوردار بودند،اما تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر داشتند.
براساس این تحقیق،تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر در زنانی که دارای سطوح تحصیلی دیپلم و لیسانس به بالا بودند کمتر از زنانی بوده است که دارای سطوح تحصیلی زیر دیپلم می باشند.
این تحقیق نشان می دهد درآمد و عوامل اقتصادی رابطه ای با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رساندن به همسر نداشته است.
دکتر"فاضلی" جامعه شناس معتقد است اعتیاد، همسرآزاری و آگاهی نداشتن نسبت به حقوق اجتماعی و قانونی، بیکاری، رفتارهای خشونت بار، فروش اموال و جهیزیه زن و حتی سرقت اموال خانواده توسط همسر، اجبار زن به انجام امور خلاف قانون برای کسب درآمد جملگی از پیامدهای اعتیاد و از مشکلات زنان جامعه است .
وی می گوید:بسیاری از زنان حتی کمترین آگاهی از حقوق خود ندارند و با مراجعه به مراجع قضایی شوراهای حل اختلاف پس از راهنمایی و مشورت به وظایف خود آشنا می شوند.
او ازدواج های نامناسب که تفاوت های سنی در آن فاحش است ، فرهنگ مردسالاری حاکم ، نداشتن حق انتخاب همسر ، فقر و بیکاری مردان را از مقوله هایی می داند که به پدیده خودکشی در میان زنان دامن زده است و می گوید:دراین شرایط پدیده خودکشی به عنوان تنها راه آزادی و رهایی از رنج های انسانی بروز کرده و ادامه می یابد.
این استاد دانشگاه می افزاید:البته در این میان باید به ضرب و شتم زنان توسط مردانشان و فقر اقتصادی آنان نیز در افزایش میزان خودکشی زنان اشاره کرد.اغلب این مردان به دلیل بیکاری به آزار و اذیت زنان و کودکان خود می پردازند.بیکاری و فقر مالی تا آنجا پیش می رود که مردان برای رهایی از آن به اعتیاد و فساد اخلاقی روی می آورند.
وی چندهمسری را از دیگر عوامل خودکشی در میان زنان عنوان کرد و با اشاره به یک طرح پژوهشی درسال 82 گفت:جامعه زنان به خصوص روستاییان به شدت در معرض خودکشی هستند.
براساس یافته های آماری این طرح پژوهشی که توسط سازمان بهزیستی انجام گرفته است این خودکشی ها به لحاظ سنی بالاترین میزان در گروه سنی 20 تا 29 سال و سپس 10 تا 19 سال در میان زنان است.
"
محمد حسینی"کارشناس آسیبهای اجتماعی نیز در این زمینه می گوید:از مجموع 174 مورد اقدام به خودکشی در یکی از استانهای کشور 7/74درصد به زنان و3/25 درصد به مردان اختصاص دارد.
وی می افزاید:درفضای جامعه بخصوص روستاها وزنه اصلی مردان هستند و جایی برای شناختن حقوق زنان و استفاده از سلیقه و عقیده آنان وجود ندارد.
حسینی گفت:از این تعداد خودکشی 43 درصد موفق و 57 درصد ناموفق بوده است و عمق مساله آنگاه وحشتناک تر می شود که به نوع خودکشی ها توجه شود.
این کارشناس مسائل اجتماعی اضافه می کند:شیوه خودکشی زنان خشن تر و بی رحمانه تر است به طوری که 98 درصد خودکشی های موفق به صورت خودسوزی بوده است.
در این میان خودکشی زنان متاهل 92 درصد گزارش شده است و ازدواج های اجباری ، فقر مادی و فرهنگی و تعداد زیاد جمعیت خانواده از عوامل عمده این ناهنجاری به شمار می رود.
دکتر "مینا ارشاد" ، روانشناس نیز معتقد است: مادامی که دختران 10 تا 15 سال به دلیل فقر فرهنگی و معیشتی به ازدواج مردان بالای 50 سال یا افراد دارای 2 یا 3 همسر درآیند وضعیت بهتر از این نخواهد بود.
آنان زنانی هستند آزار دیده و بریده از زندگی پرمخاطره و اجتماع و کسانی که از حقوق خود بهره ای نگرفته و در طول زندگی از آنها استفاده ابزاری شده است و با رسیدن به این تزلزل به جای خودسازی خودسوزی را انتخاب می کنند.
به گفته این روانشناس هیچ مرجعی مردان این زنان را مقصر نمی شناسد و هیچ برخورد قانونی با مسببان این نوع حوادث صورت نمی گیرد زیرا زنان خود خواستند مرتکب چنین عملی شده اند.
ارشاد گفت: این زنان جایگاهی برای بیان فشارهای زندگی و بروز زور و خشونت و یا همدلی برای اظهار دردهای خود نمی بینند و پناهی برای مشاوره و گفت و گو تا یافتن چاره ای برای زندگی حود نمی یابد بنابراین تنها راه رهایی از این همه مصیبت را خودکشی می بیند.
او می گوید: این زنان در طول زندگی پرمشکل خود برای رهایی از زندگی حتی دستشان به طلاق نمی رسد چه رسد به بازگشت به خانه پدری که نگاه آنها بدتر از خودسوزی است. پایان نامه میترا خاقانی  دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا
 
 
علت و علل خودکشی
بررسی علت و علل خودکشی در افراد به عنوان نشانه‌هایی از عدم احساس امنیت فردی از آنجا که یکی از جرایمی است که در اروپا و امریکا رقم بالایی را در میان سایر جرایم به خود اختصاص داده است، معضل پیشروی بسیاری از کشورهای جهان است. در آمریکا همه ساله حداقل 30 هزار جوان به دلیل آینده نامعلوم و زندگی بدون هدف، دست به خودکشی می‌زنند و در کشور فرانسه نیز روزانه 438 تن به دلایل مختلف اقدام به خودکشی می‌کنند.

آسیب‌پذیری شخصیت در اقدام کنندگان به خودکشی؛ افسردگی، فقر، اعتیاد و اختلافات خانوادگی همچنان قربانی می گیرد   بررسی علت و علل خودکشی در افراد به عنوان نشانه‌هایی از عدم احساس امنیت فردی از آنجا که یکی از جرایمی است که در اروپا و امریکا رقم بالایی را در میان سایر جرایم به خود اختصاص داده است، معضل پیشروی بسیاری از کشورهای جهان است. در آمریکا همه ساله حداقل 30 هزار جوان به دلیل آینده نامعلوم و زندگی بدون هدف، دست به خودکشی می‌زنند و در کشور فرانسه نیز روزانه 438 تن به دلایل مختلف اقدام به خودکشی می‌کنند.  میزان اقدام به خودکشی در چند کشور اروپایی دیگر از جمله سوئیس و سوئد حدود 18 تا 25 در یکصد هزار و در مجارستان 58 در یکصد هزار تن گزارش شده است. به گزارش سرویس حوادث خبرگزاری دانشجویان ایران، هر چند بنابر اعلام کارشناسان، خودکشی معضل اصلی جامعه ایرانی نیست، اما بررسی آمار خودکشی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که با آمار فزاینده‌ای در برخی از استانها مواجه هستیم، به طوری‌که طبق نتایج بدست آمده از پژوهش‌های صورت گرفته استان ایلام بالاترین آمار اقدام به خودکشی و سمنان پایین‌ترین شاخص اقدام به خودکشی موفق را به خود اختصاص داده‌اند.  همچنین بنا بر تحقیقات انجام شده، بیشترین اقدام به خودکشی در مردان بین سنین 20 تا 25 ساله و در زنان بین سنین 16 تا 20 ساله بوده است. به عبارت دیگر گر چه مردان کمتر از زنان اقدام به خودکشی می‌کنند اما خودکشی واقعی در بین آنها که منجر به مرگ شده باشد، سه برابر زنان بوده است. این موضوع بیانگر آن است که گرچه مردان کمتر از زنان اقدام به خودکشی کرده‌اند ولی آن عده که به این عمل مبادرت می‌ورزند به واقع خواهان مرگ هستند. در حالی‌که کارشناسان، «افسردگی» را اصلی‌ترین عامل خودکشی می‌دانند اما در برخی استانها «اختلافات خانوادگی» مهمترین عامل ذکر شده است. همچنین افزایش خودکشی در میان جوانان حاکیست، احساس یاس، پوچی و سرخوردگی به عنوان آفتی خطرناک، سلامت سرمایه‌های زرین کشور را تهدید می‌کند. تصمیم برای ارتکاب رفتار خودکشی ممکن است تکانشی ، بدون اندیشیدن قبلی کافی بوده یا نتیجه نشخوار ذهنی طولانی باشد .  به گزارش ایسنا، برخی از جامعه شناسان انگیزه‌های اقدام به خودکشی در افراد را در درون جامعه جست وجو کرده و بر این باورند که این امر تا زمان تغییر مشخصات و مختصات اقتصادی، اعتقادی، بهداشتی و آموزشی وجود دارد و این بدان معنا است که جامعه زمان زیادی بعد از این را نیز باید شاهد مرگ خودخواسته باشد. در این میان به نظر می‌رسد، سال‌ها تحقیق و پژوهش برای بررسی علل و عوامل اجتماعی و روانی بروز رفتار اقدام به خودکشی و شناسایی محرک‌های اصلی همچون آسیب‌هایی همچون اعتیاد، فقر، اعمال خشونت شدید روانی و فیزیکی، افسردگی، اختلال شخصیتی و اختلافات خانوادگی و... در شرایطی که فرد در معرض خودکشی، دچار احساس ناکامی شده و در گذر از تئوری درماندگی، خود را بدون حامی می‌یابد، صدمه به خویشتن و مرگ به عنوان آخرین گزینه از سوی فرد آسیب دیده انتخاب می‌شود.  این در حالیست که علیرغم تلنگر‌های تحقیقاتی و زنگ خطر در پی بروز این پدیده که به گفته دکتر مرتضی رهبر طارمسری متخصص پزشکی قانونی دانشگاه علوم پزشکی گیلان، سومین عامل مرگ در میان نوجوانان و هفتمین عامل مرگ در میان جوانان است، هنوز مسؤولان در پی چاره‌اندیشی در خصوص پیشگیری از وقوع خودکشی به طور منسجم برنیامده‌اند، به طوری‌که طرح این پرسش همچنان به اعلام راهکارهای مشاوره‌ای ختم می‌شود، بی‌آنکه به صورت منسجم برای آن برنامه‌ریزی صورت بگیرد.  دکتر افروز رییس سازمان روانشناسی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ایسنا با تأکید بر این‌که افرادی که دارای شخصیت منفعل و آسیب‌پذیری هستند، بیشتر دست به خودکشی و خودآزاری می‌زنند، افزود: بر این اساس این عده به جای حل مشکل، سعی در حذف صورت مسأله‌ می‌کنند، چراکه می‌خواهند با خودکشی مشکل را متوجه دیگران کنند.  به گزارش ایسنا، وی تصریح کرد: از این رو این‌گونه افراد، اغلب با انتخاب شیوه‌های جنجال برانگیز در خودکشی نسبت به آسیب‌های و مشکلات پیشرو اعتراض اجتماعی خود را بیان می‌کنند. افروز اضافه کرد: خودکشی زمانی رخ می‌دهد که فرد علاوه بر عدم تجربه دلبستگی امن، در لحظات بحرانی زندگیش، خود را تنها و بی‌حامی احساس می‌کند و چون از نظر توانایی شخصیتی، تحمل ناکامی و حل مشکل را ندارد، با از دست دادن انگیزه‌های حیاتی، مثبت اندیشی و امیدواری به بن‌بست خودکشی می‌رسد.  وی گفت: این در حالیست که امروزه به دلیل پیچیدگی‌های روابط اجتماعی، یافتن راههای صحیح ارتباطی می‌تواند در کاهش بروز این آسیب اجتماعی نقش مهمی را ایفاء کند. همچنین دکتر محمد تقی جغتایی، رییس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی نیز در این باره به ایسنا گفت: نتیجه سال‌ها تحقیقات پژوهشگران برای شناسایی آسیب‌های اجتماعی در وقوع خودکشی نشان می‌دهد برگزاری جلسات روانشناسی برای افرادی که در فقر به سر می‌برند یا خودشان و اعضای خانواده‌اشان در گرداب اعتیاد گرفتارند، نمی‌تواند تبدیل به راهکار شود، بلکه اقدام مؤثر، فقرزدایی و جلوگیری از گرایش افراد به مصرف مواد مخدر است.  وی راههای پیشگیری از وقوع خودکشی را وابسته به عواملی همچون منطقه جغرافیایی، بررسی فرهنگی، روش‌های برگزیده جمعی در اقدام به خودکشی دانست و اظهار کرد: بر این اساس روانشناس و مددکار باید در جهت هدایت ذهنی و روانی افراد در معرض خطر به منظور جلوگیری از وقوع حادثه وارد عمل شود.  رییس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی با اشاره به پدیده خودسوزی در میان زنان ایلامی به عنوان یک نمونه آماری کشور اظهار می‌کند: عالی‌ترین پاسخی که از اقدامات صورت گرفته در ایلام به دست آمد، کاهش آمار خودسوزی زنان در طی ماههای فعالیت تیم‌های مشاوره در منطقه بود، به طوری‌که فعالیت و تمرکز چند ارگان همچون استانداری، سازمان بهزیستی و ... به پیشگیری از ادامه روند انجامید. وی مهمترین علل موفقیت در زمینه پیشگیری از وقوع خودکشی در کشور را پذیرش خدمات مشاوره‌ای از سوی افکار عمومی ذکر کرد و افزود: در حال حاضر تنها راه پیشرو شناسایی و هدایت افراد آسیب پذیر در مقابل پدیده خودکشی از طریق مشاوره‌های روانی است. هنوز امکان شناسایی افراد آسیب پذیر در مقابل خودکشی و تمرکز خدمات مشاوره‌ای وجود ندارد.www.zibaweb.com
 
دخترها بيشتر اقدام به خودكشي مي‌كنند
60
درصد اقدام به خودكشي‌ها بين دختران 15 تا 19 ساله انجام مي‌شود.به گزارش ايسنا تحقيقي كه در دانشگاه علوم پزشكي گيلان انجام شد، نشان داد حدود 23 درصد 240 فردي كه خودكشي كرده بودند، مشكلات خانوادگي و عاطفي داشته‌اند.گفتني است سومين عامل مرگ نوجوانان و هفتمين دليل از دست رفتن جوانان خودكشي است
 

 

 

کمبود اعتماد به نفس و افسردگی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کمبود اعتماد به نفس دلیل قطعی افسردگي  نیست اما بر اساس تحقیقات مختلف ثابت شده است که این دو پا به پای هم پیش می روند و سازمان جهانی بهداشت نیز در توضیحات خود فقدان اعتماد به نفس را به افسردگی نسبت داده است.

1-
کمبود اعتماد به نفس باعث می شود که شما تبدیل به دشمن ارزش های شخصیتان شوید. افکاری مانند: " اگر فقط کمی زیباتر بودم، اگر ورزشکار خوبی بودم، اگر جذاب و معروف بودم، اگر از پس درست کردن این بر می آمدم و ... " باعث خراب شدن کل زندگی شما می شوند. حتی اگر دیگران هم برای شما ارزش قائل شوند، صداهایی که دائما در گوش شما می پیچند باعث از بین رفتن آن ارزش ها می شوند. درست مثل نوشته های جوليا رابرتز در کتاب خود با عنوان "زن زیبا" که گفته افکار منفی خیلی سریع تر به درون ذهن شما نفوذ می کنند.
افکار منفی ملکه ذهن شما می شوند و شما  به همین دلیل نسبت به مشکلات موجود بی توجه می شوید و به صورت بخش جدانشدنی زندگی روزمره شما در می آیند. بر طبق آمار، سازمان جهانی بهداشت و درمان اعلام کرده است که تنها 25 درصد از کل افرادی که در سطح جهان مبتلا به بیماری افسردگی هستند تحت درمان مناسب قرار می گیرند.

2-
کمبود اعتماد به نفس در نوجوانان را جدی بگیرید زیرا در موارد بسیاری منجر به خودکشی می شود. در حال حاضر سومین عامل مرگ و میر در جهان خودکشی است که درصد عمده ای از آن به دلیل فقدان اعتماد به نفس روی می دهد.

3-
کمبود اعتماد به نفس نه تنها در زندگی شغلی بزرگسالان تاثیر منفی می گذارد و قابلیت اجرایی آنان را کاهش می دهد بلکه در زندگی خانوادگی آنها نیز تاثیر گذاشته و باعث می شود که نسبت به شریک زندگی خود بی میل شوند و از قبال وظایف خود نسبت به فرزندان نیز در بمانند. فقدان اعتماد به نفس در کلیه امور زندگی انسان تاثیر می گذارد. این امر باعث می شود که فرد متحمل فشار رونی زیادی شود. http://www.mardoman.com
 
00000000000000000000000000
خودکشی از نگاه آیات و احادیث و روایات

از ديدگاه اسلام مالك همه چيز از جمله انسان، خداوند است و اوست كه حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا كه او رخصت دهد، مجاز و جايي كه او اذن ندهد، غيرمجاز است. از جمله موارد، كشتن انسان است. در اين موضوع هيچ تفاوتي بين انتحار و ديگر كشي نيست، چرا كه اين كار سلب حق حيات از خود و يا ديگري است. خداي سبحان انسان را از اين امر برحذر داشته، مي‏فرمايد: "من قتل نفساً بغير نفس او فساد في الارض و فكانما قتل الناس جميعاً؛ و آن كس كه انساني را بدون اين كه قاتل باشد و يا در زمين فساد كند بكشد گويا همه مردم را كشته است". (1) 1. سوره مائده، آيه 32.
مرگ و حيات يك نفر، اگر چه مساوي با مرگ و حيات اجتماع نيست، اما شباهتي به آن دارد، ازاين‏رو در جايي كه اذن خداوند نيست، انجام دادن آن حرام و گناه است. بعضي از مفسران در توجيه اين آيه گفته‏اند: كسي كه حاضر است شخصي را به ناحق بكشد انسان و انسانيت در نزد او بي‏ارزش است و اگر يك نفر را كشت مثل اين است كه همه انسان‏ها را كشته است.


در نگرش الهي، از آن جا كه خداوند خالق انسان است و تمام هستي او از خدا است، هيچ كسي نه حق كشتن ديگري را دارد و نه حق كشتن خود را. اين بدان جهت است كه از ديدگاه اسلام و همه مكاتب الهي، حيات موهبتي الهي و حقي خدادادي است. از اين ‏رو هرگاه اين حق وسيله‏اي براي قتل نفوس ديگر يا باعث فساد در جامعه و بر هم زدن نظم شايسته حاكم بر جامعه شود و افرادي در صدد محاربه با نظام الهي برآيند، اين حق به نفع ديگران سلب مي‏شود.(2) به طور كلي مي‏توان گفت:
حيات، موهبتي خداوندي است و حق حيات براي همه انسان‏ها تضمين شده است و همه دولت‏ها، جمعيت‏ها و افراد مكلف به حمايت و دفاع از اين حق‏اند و كشتن هيچ‏ كس بدون مجوز شرعي جايز نيست.
استفاده از هر وسيله‏اي براي نابودي چشمه‏سار حيات بشري، اعم از كلي و جزئي، حرام است.
حفظ ادامه حيات بشري، تا آنجا كه مشيت الهي تعلق گيرد، واجب است؛ خواه محافظت هر فردي بر حيات خود در مقابل تعدي ديگران و يا تعدي بر خويشتن (مانند خودكشي) باشد و يا محافظت او درباره حيات ديگران.
نتيجه آن كه در نگرش الهي "حق حيات" عطاي الهي است كه مسئولانه به انسان عطا شده است. پس بايد اولاً در حفظ آن مراقب بود؛ چه اين كه "حيات" فقط "حق" افراد نيست ، بلكه حفظ آن "تكليف" آنان نيز مي‏باشد.
ثانياً: چون مالك اصلي اين حق خداوند متعال است و در مواردي كه اين عطاي الهي، باعث سوء استفاده افرادي واقع شود، از آنان سلب مي‏شود (مانند حكم قصاص، رجم يا اعدام كه خشونت‏هاي قانوني مي‏باشند). هم او كه "حيات" را داده است مي‏گويد: در اين موارد "بايد سلب نمود".
با توجه به تحليل مذكور به يك آيه و دو حديث شريف درباره حرمت شديد "خودكشي" اشاره مي‏شود. خداوند مي‏فرمايد: "ولا تقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحيما و من يفعل ذلك عدوانا و ظلما فسوف نصليه نارا و كان ذلك علي الله يسيرا؛ و خود را مكشيد زيرا خداوند به شما مهربان است و هر كس چنين كاري را از روي عداوت و ستم انجام بدهد، به زودي او را در آتش مي‏اندازيم و اين كار براي خدا آسان است". (3)  3. سوره نساء، آيات 29 و 30.
گرچه برخي از مفسران احتمال داده‏اند كه مقصود از "انفسكم" نفوس مردم اجتماع مي‏باشد. بنا بر ان معناي آيه چنين مي‏شود كه "همديگر را از روي عداوت و ستم مكشيد" لكن اولاً، آيه شامل هرگونه قتل نفس مي‏شود و به مقتضاي آيه 32 سوره "مائده" هر كس كه بي‏گناهي را [بدون عنوان قصاص يا افساد در روي زمين] بكشد، مانند آن است كه همه انسان‏ها را كشته است. ثانيا، امام صادق(ع) با استناد به همين آيه مي‏فرمايد: "هر كس عمدا خودكشي كند، هميشه در آتش جهنم عذاب خواهد شد" "من قتل نفسه متعمدا فهو في نار جهنم خالدا فيها قال الله عز وجل: "ولا تقتلوا انفسكم...". (4) البته مفسران براين اعتقادند كه مقصود از خلود و دوام در عذاب در مورد قتل نفس ، مدت طولاني نيست و اين با خلود كافران متفاوت است.
افزون بر اين، امام باقر(ع) نيز فرموده‏اند: "مؤمن به هر بلايي مبتلا مي‏شود و با هر نوعي مرگ مي‏ميرد ولي خودكشي نمي‏كند" "ان المؤمن يبتلي بكل بلية و يموت بكل ميتة الا انه لايقتل نفسه". (5)


زيان‏هايي كه در كشتن ديگران هست در خودكشي نيز وجود دارد از جمله:
خودكشي نافرماني و سرپيچي از دستور خدا است و كسي كه دستور خدا را ناديده انگارد و سرپيچي كند مستحق عذاب مي‏گردد.
خودكشي دليل بر عدم ايمان و ياس و نا اميد شدن از خدا مي‏باشد و ياس و نااميدي از خداوند از بزرگ‏ترين گناهان است كه گاهي در رتبه شرك و كفر قرار مي گيرد.
كسي كه دست به خودكشي زده همانند كسي كه ديگري را كشته ، انسان و انسانيت در نظر او بي‏ارزش شده است. از اين جهت بين خودكشي يا كشتن ديگران فرقي نيست و همان‏گونه كه هر كس ديگري را كشت ، مستحق عقوبت و عذاب مي‏گردد ، انساني كه خودكشي كرده نيز مستحق عقوبت و عذاب الهي مي‏گردد و اين با عدالت خدا هيچگونه منافاتي ندارد.
در نظام‏هاي حقوقي جهان نيز اساسا خودكشي نوعي بزهكاري و جرم تلقي مي‏شود، ازاين‏رو شخصي كه به خودكشي كننده در جهت انتحار كمك كند، شريك جرم شناخته شده و مجازات مي‏شود و اين فرع بر جرم بودن خودكشي است.
نتيجه : خودكشي گناهي كبيره است؛ اما اين كه عقوبت آن دقيقا چيست و آيا موجب عذاب ابدي است يا نه اطلاعي نداريم و چه بسا نسبت به افراد و شرايط آنها نيز مجازات‏هاي متفاوتي داشته باشد. هما ن گونه كه در مورد كارهاي خلاف و گناهان ديگر شرايط انسان ها با هم متفاوت است وبر طبق قانون عدل الهي در پاداش و جزا ، شرايطو عوامل غير ارادي منظور مي شود، در مورد گناه خود كشي نيز اين مسئله رعايت مي شود ؛ اما به هر حال خودكشي عملي نادرست است و از گناه بودن ساقط نمي شود و فشار و سختي هر قدر كه باشد ، اختيار و ارداه را از انسان سلب نمي كند. در هر حال هيچ انساني در شرايط عادي دست به خود كشي نمي زند و مطمئناً شرايط براي شخص بسيار سنگين و ناگوار بوه كه دست به خود كشي زده است و دين و شريعت نيز با در نظر گرفتن همين شرايط است كه انسان را از اين عمل باز داشته و آن را گناه دانسته است ، پس گناه بودن آن نمي تواند به همين شرايط استثنا شود.
در عين حال مي توان گفت ، اگر چه اين انسان گنه كار است ، اما بالأخره انواع خيرات از جمله صدقات كه به نيت او داده مي شود ، در تخفيف مجازاتش بي تأثير نخواهد بود و اميد نجات از عذاب ابدي براي او وجود دارد .همانطوري كه ممكن است شرايط شفاعت اولياي خداي متعال نصيبش كرد. به هر حال، انسان در زندگي هيچ گاه نبايد از رحمت الهي نا اميد شود و تنها راه خروج از بن بست و مشكلات زندگي، اميد و توكل بر خدا، دعا و توسل و توبه است كه همه ناممكن ها را ممكن مي كند و راه رهايي را به روي انسان مي گشايد. بهترين شاهد هم زندگي بنده گان مؤمن خدا است كه اگر چه مشكلات بسيار زيادي را متحمل شده اند ، اما هيچ گاه مأيوس از خدا نشدند. به تجربه ثابت شدهكه ايمان به مبدأ و معاد، سرمايه اصلي سعادت دو گيتي به شمار مي رود كه اگر درست و منطقي براي آدمي پيدا شود راه پوچ گرايي و بيهوده انگاري كه پايه تصور شيطاني يأس و نااميدي به شمار رفته و احيانا افتادن در دام خودكشي را به همراه دارد، براي هميشه از بين مي رود و شكوفه هاي شفابخش و اطمينان آفرين در زندگي پديدار مي شود.www.zibaweb.com
1.
سوره مائده، آيه 32.
2.
ر.ك: آيات 32 و 33 مائده - 178 و 179 و 217 بقره.
3.
سوره نساء، آيات 29 و 30.
4.
الحر العاملي (الشيخ) محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، ج 19، بيروت، داراحياء التراث العربي، باب تحريم قتل الانسان نفسه، ص 13، ح 2 و 3 .
5.
همان.
http://www.askquran.ir
 
00000000000000000000000

 
خودکشی در ایلام
امیل دورکیم (Emile durkhiem) جامعه شناس سرشناس فرانسوی در سال 1897 کتابی در زمینه جامعه شناسی خودکشی تحت عنوان « خودکشی » نوشت در این کتاب برای اولین بار بر زمینه های اجتماعی که سبب می گردد تا انسان مبادرت به گرفتن جان خود می کند ، پرداخت. زمینه هایی اجتماعی که سبب می شود انسان تنها راه نجات را گرفتن جان خود تصور کند. وی رابطه فرد یا گروه اجتماعی و یا جامعه بزرگتر را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و درجه « آمیزش فرد با محیط » را شاخصی برای خودکشی در نظر می گیرد بطوریکه میزان آمیزش فرد با جامعه چه در حد پایین و چه در حد بالا منجر به خودکشی می شود.
دور کیم ثابت نمود که :
1
ـ خودکشی در میان افراد بدون فرزند ، بیشتر از افرادی است که صاحب فرزند هستند.
2
ـ خودکشی در میان پیروان پروستتان بیش از کاتولیک ها است.
3
ـ خودکشی در میان زنان طلاق گرفته یا آنانی که شوهر خود را از دست داده اند و هیچ گاه دیگر ازدواج نکرده اند بیشتر از زنان متأهل است.
دور کیم به چهار نوع خودکشی می پردازد :
1
ـ خودکشی « خودمدارانه » یا Egoistic
Ego
در زبان انگلیسی به معنی « منیت » است. در این نوع خودکشی، رابطه فرد با جامعه و محیط بسیار ضعیف و کمرنگ بوده و فرد در بافت جامعه حضور چشمگیری ندارد و منزوی گشته است.
بسیاری از خودکشی های جوامع غربی از این نوع خودکشی هستند.
2
ـ خودکشی « ایثار گرانه » Altruistic
این نوع خودکشی نقطه مقابل خودکشی « خودمدارانه » است. یعنی فرد وابستگی بسیار زیادی به جامعه داشته و خودکشی را نوعی «خدمت » برای پیشبرد اهداف کل جامعه تصور می کند.و این خودکشی را وظیفه خود می دانند. خودکشی زنان پس از فوت همسر ، خودکشی افراد قبیله پس از فوت رئیس قبیله ، خودکشی های مذهبی در ژاپن و غیره از این نوع خودکشی هاست.
3
ـ خودکشی « بی قانون » Anomic
این نوع خودکشی در شرایطی اجتماعی رخ می دهد که استانداردها ، ضوابط و ارزشهای اجتماعی فروریخته و عدم ثبات اجتماعی فراگیر می شود مانند اختلال در تقسیم کار اجتماعی ، رکود اقتصادی و غیره ، شکست بازار بورس در سال1930 در آمریکا چنین خودکشی هایی را فراهم آورد.
4
ـ خودکشی« تقدیر و جبرگرایانه »
 
این نوع خودکشی در شرایطی رخ می دهد که فشار ضوابط ، قوانینی و ارزشهای اجتماعی آنچنان سنگینی می کند که فرد خود را اسیر آنها تصور کرده و راه نجاتی جز خودکشی پیدا نمی کند.که این نوع خودکشی موضوع بحث ما را تشکیل می دهد.
در خلال سالهای 1993 ـ 1989 میزان خودکشی در کشور دوبرابر شده و آهنگی سریعتر از رشد جمعیت داشت حال آنکه در سالهای 1991 ـ 1989 خودکشی در استان ایلام 16 برابر گردیده. در بررسی های بعدی ثابت شد که حدود 60 تا 80 درصد از خودکشی های استان ایلام مربوط به زنان جوان سنین 18 تا 24 سال بود که برعکس استانهای گیلان و زنجان بود. از دلایل این خودکشی ها می توان به خشونت وارده برخورد ، نابرابری اجتماعی و اقتصادی ، آداب و رسوم واپسگرایانه ، فشارهای ساختاری اشاره نمود.
خانم نسرین محمدی از جامعه شناسان استان کردستان شرایط رنجبار ، نداشتن حق انتخاب و ازدواجهای ناخواسته و جبری که نظام پدرشاهی باعث می شود را از عوامل خودکشی در بین زنان ایلامی می داند.
به گفته محسن جان قربانی استاد دانشکاه اصفهان که تحقیقی در راستای خودسوزی زنان در ایلام نگارش نمود ، شاید زنان عمیقاً قصد خودکشی نداشته بلکه به این قصد که نشان دهند ظلمی به آنها شده ، مبادرت به خودکشی می کنند تا حسن ترحم اطرافیان را بدست آورند.
در این استان مجموعه ای از « ترین » ها را از جمله محروم ترین ، کم جمعیت ترین ، بالا ترین رکورد خودکشی ، شفیع ترین مشکل خودکشی و غیره را به خود اختصاص داده است. جاماندگی از توسعه ، مشکلات روحی و روانی بجامانده از سالهای جمگ تحمیلی ، نداشتن مدیرانی دلسوز ، بی سوادی ، بیکاری ، فقر ، وجود سنت های دست و پاگیر ، چند گانگی فرهنگی ، اقتصاد ضعیف و وابسته ، بی توجهی دولت ، حاکمیت عرف و سنت و ... همگی از عوامل بوجود آورنده خودکشی در ایلام است.
با توجه به آمار خودکشی سالانه در این استان 430 نفر می باشد که تا حدود زیادی بیکاری 26 درصدی ، افسردگی و نیز فقر شدید که آثار آن 50 درصد زیر خط فقر گزارش شده از دلایل آن می باشد.
بیشترین ابزار خودکشی در مردان ابزارهایی چون شلیک گلوله و استفاده از طناب دار است و در زنان خودسوزی است. موفقیت خودکشی در بین مردان بیشتر از زنان گزارش شده است که در زنان این عمل بیشتر مواقع برای جلب توجه صورت می گیرد.  
http://afradargahy.blogfa.com/post-6.aspx
 
0000000000000000000000000
در مورد خودکشی
سال‌ها طول کشيد تا مسئولان و دولتمردان ايرانی در برابر آسيب‌های اجتماعی از موضع «انکار» دست بردارند. از روزگاری که گفته می‌شد ما در ايران ايدز، زنان خيابانی، خودکشی و ... نداريم و اگر هم داريم بسيار ناچيز است هنوز خیلی نگذشته.
خوشبختانه اين ديدگاه در سال‌های اخير تا حدی اصلاح شده و مسئولین وجود اين آسيب‌ها را پذيرفته‌اند و در گفتگوهايشان از لزوم توجه برای حل اين مشکلات می‌گويند. پذیرش صورت مسئله به عنوان اولین قدم برای حل مسئله باعث شده در برخی زمينه‌ها به‌تدريج قدمهای بعدی هم در جهت کنترل بحران‌ها برداشته شود. به عنوان مثال برای جلوگيری از شيوع بيشتر ايدز در بين نوجوانان تصميم به آموزش مسائل جنسی در مدارس گرفته شد.

اما در مورد خودکشی هنوز برخی مراجع مربوطه تصميم به پذيرش صورت مسئله نگرفته‌اند چه برسد به اينکه به فکر چاره‌انديشی برای اين بحران باشند. به همين خاطر است که هيچ‌ آمار رسمی و دقيقی در مورد قربانيان خودکشی در ايران وجود ندارد. آمارهای موجود علاوه بر اينکه متناقض هستند غير واقعی به نظر می‌رسند.
در حالی که آمارهای ارائه شده به سازمان بهداشت جهانی ميزان خودکشی در ايران را سه در ۱۰۰ هزار برای زنان و يک در ۱۰۰هزار برای مردان نشان می‌دهد شواهد گوناگون اين آمارها را نزديک به واقعيت نمی‌داند.
از طرف ديگر آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در سال ۱۳۸۲ خودکشی 2486 زن و 1481مرد را نشان می‌دهد و آمار وزارت بهداشت از انجام حداقل ۱۳ خودکشی در روز با ميانگين سنی 29 سال خبر می‌دهد. طبق اين آمار نسبت خودکشی مردان به زنان 5/2 به یک و گاه 5/4 به یک است.
هر چند که آمار خودکشی در ايران نسبت به بسياری از کشورها در رده پايين‌تری قرار دارد اما مقايسه اين آمار با آمار ثبت شده سال‌هاي گذشته در ايران رشد قابل توجهی را نشان می‌دهد به‌طوری که ارقام از سالی چند صد خودکشی به چند هزار خودکشی رسيده‌اند.
به گزارش سينا طبق اطلاعات و آمار وزارت کشور انگیزه خودکشی در دسته های ناموسی، اختلافات خانوادگی، تحصیل و ازدواج، شکست و ناامیدی فقر و تنگدستی، اختلال حواس، بر ملا شدن حقایق و اسرار، ترس از مراجعت به خانواده بخصوص در زنان بعد از ازدواج، استرس ها و فشارهای لحظه ای روحی و روانی، تنهایی، عشق و تمایلات شدید عاطفی و اعتیاد به مواد مخدر مواد توهم زا و الکل، تقسيم‌بندی شده که در این ميان سهم خودکشی با انگیره اختلافات خانوادگی بین 32 تا 41 درصد بوده است و بعد از آن شکست و ناامیدی در صدر جدول قرار دارد. از لحاظ جنسیتی، اقدام به خودکشی مردان 8 برابر زنان است بخصوص مردان مجرد که افزایش رشد خود کشی در آنها بیشتر از زنان مجرد است.
در ايران نوجوانان و جوانان از يک طرف و زنان از طرف ديگر دو قشری هستند که بيشتر از سايرين دست به خودکشی می‌زنند. آمارها نشان می‌دهد آمار خودکشی و به‌ويژه خودسوزی در استانهای محروم کشور به ويژه استان‌های غربی از قبيل ايلام، کرمانشاه، همدان و لرستان بيشتر از ساير مناطق کشور است.


کمتر از چند يک‌ماه پيش بود که خبر خودکشی يک نوجوان ۱۷ ساله به علت خجالت از مشاهده تصاوير پورنو بطور گسترده در رسانه‌ها مطرح شد. پس از آنکه والدين اين دانش‌آموز متوجه می‌شوند او با دستگاه کامپيوتر شخصی‌اش مشاهده تصاوير پورنو بوده، اين دانش‌آموز از ترس واکنش و تنبيه‌ والدين با خوردن ۱۰ عدد قرص خودکشی می‌کند.
مدتی پيش هم دختر پانزده‌ساله‌ی ديگری که از بدگمانی‏های والدین نسبت به رفت و آمدش به ستوه آمده بود با خوردن 20 قرص اقدام به خودكشي كرد.
اوايل همين ماه نوجوان ۱۶ ساله ديگری هم که در امتحانات نوبت دوم دبيرستان تجديد شده بود از ترس والدين خود را حلق آویز کرد.
نمونه اين نوع خودکشی‌ها در دانش‌آموزانی‌ که بيشتر در مقطع دبيرستان تحصيل می‌کنند و در رده سني ۱۴ تا ۱۷سال قرار دارند هر روز ديده می‌شود.
معاون آموزش و پرورش شهر تهران چندی پيش از وقوع ٢٨٣ مورد خودکشی در سال بين دانش‌آموزان مدارس شهر تهران خبر داده بود که البته به قول خود اين مقام مسئول اين تنها آماری است كه آموزش و پرورش شهر تهران از آن مطلع شده است.
هر چند اين مقام مسئول وضعيت خانوادگي نامناسب و سختگيري‌هاي درسی به دانش‌آموز توسط خانواده‌ها را مهمتری عوامل خودكشي دانسته‌ است اما ظاهرا برای رفع اين مشکلات از طرف آموزش و پرورش اقدامی صورت نپذيرفته است.
به نظر می رسد بیشترین دلایل خودکشی در نوجوانان ایجاد فاصله وعدم وجود رابطه مناسب بین فرزندان و والدين باشد. فاصله‌ای که باعث می‌شود والیدن درک صحیحی از وضعیف فزندان خود نداشته باشند و گاهی با سخت‌گیری‌ها و اعمال محدودیت‌های نامتناسب موجب واکنش‌های فرزندان شوند که این واکنش‌ها در بهترين حالت بصورت پرخاشگری و در مواردی بصورت فرار از خانه و خودکشی بروز می‌کند.
مشکل برقراری ارتباط با جنس مخالف و تنشهای ناشی از این نوع روابط بر نوجوانان که نتیجه شرایط جامعه نیمه‌مدرن- نیمه‌سنتی ایران است هم از ديگر دغدغه‌های سنين نوجوانانی است که گاهی باعث بروز طغیان می‌شود.



افسردگی و پيامدهای ناشی از آن از جمله مهمترين عوامل خودکشی در جوانان هستند. تحقیقات نشان می‌دهد بیش از یک چهارم زنان ایرانی در مراحلی از زندگی افسردگی را تجربه می کند که از بین یک سوم از این زنان افسرده میل به خودکشی وجود دارد. www.zibaweb.com
مشکلات خانوادگی و شکست در امور عاطفی، شغلی و تحصيلی هم از ديگر عواملی هستند که منجر به خودکشی در جوانان می‌شوند. گاهی جوانان برای تنها جلب توجه اطرافیان دست به خودکشی می‌زنند اما مرگ امانشان نمی‌دهد و فرصتی برای بهره مند شدن از این توجه پیدا نمی‌کنند.
در سالهای اخير آمار خودکشی در قشر خاصی از جوانان يعنی دانشجويان هم رشد قابل توجهی داشته است. کسانی که چند سالی را دانشجو بوده‌اند خصوصا آنهايی که زندگی خوابگاهی را تجربه کردند حتما با انواع بحران‌های دانشجويی آشنا هستند. يکی از اين بحران‌ها که بيشتر در محيط خوابگاه‌ها و برای دانش‌جويانی که دور از محيط خانواده هستند اتفاق می‌افتد خودکشی است.
آمار غير رسمی حاکی از بالا بودن تعداد خودکشی و گسترش افکار خودکشی در بين دانشجويان است. با وجود اينکه به نظر می‌رسد آمار خودکشی در سطح دانشگاه‌ها به شکل قابل توجه‌ی در حال افزايش است دانشگاه‌ها از ارائه آمار دقيقی در مورد خودکشی خودداری‌ می‌کنند و سعی در پنهان کردن موضوع دارند و از طرح مسئله در رسانه‌ها جلوگيری می‌کنند.
اين در حالی است که همه ساله بودجه عظيمی در اختيار مراکز مشاوره دانشگاهی قرار می‌گيرد که به نظر می‌رسد اين مراکز نتوانسته‌اند تاثير قابل توجهی در کنترل بحران داشته باشند و آمار همچنان رو به افزايش است.
شکست در امور تحصيلی، ناتوانی در تامين شهريه دانشگاه و فشارهای عصبی ناشی از زندگی در محيط خوابگاه از جمله مهم‌ترين عواملی است که ميل به خودکشی را در دانشجويان افزايش می‌دهد.

خودسوزی، خودکشی دردناک

بنا به اعلام مشاور استاندار ايلام در سال حدود ۴۰۰ مورد خودکشی در استان 580 هزار نفری ایلام اتفاق می‌افتد که سهم زنان از اين تعداد 220 نفر است.
بيشتر اين خودکشی‌ها به شيوه خودسوزی انجام می‌شود که اکثرا با موفقيت همراه است و به مرگ قربانی منجر می‌شود. ايلام بيشترين آمار را در زمينه خودسوزی دارد و پس از ايلام در استان‌های کرمانشاه، همدان، لرستان، کهکيلويه و گلستان هم خودسوزی در سطح گسترده‌ای اتفاق می‌افتد.
نتايج يک تحقيق نشان می‌دهد در استان آذربايجان شرقی خودسوزی پس از حلق‌آويز کردن ۲۴٪، خوردن قرص ۳۰٪ و خوردن سم ۲۰٪ با حدود ۱۰ درصد در رده چهارم عوامل خودکشی قرار می‌گيرد. نتايج يک تخقيق ديگر در استان کرمانشاه خودسوزی را پس از خوردن قرص و خوردن سم سومين عامل خودکشي در اين استان نشان می‌دهد که در اين ميان سهم زنان ۶۰٪ است.
ساختار سنتی خانواده‌های عشاير و روستايی در اين استانها که بر فرهنگ مردسالاری بنا شده زمينه‌ساز وقوع اين نوع زجرآور خودکشی است. بر اساس همين فرهنگ گاهی دختران وادار به تن‌دادن به ازدواج‌های اجباری می‌شوند که يکی از علت‌های خودسوزی در اين مناطق است. البته خودسوزی در بين مردان هم وجود دارد که بيشتر بخاطر فقر و بیکاری اتفاق می‌افتد.
نتايج يک تحقيق در مورد خودسوزي در استان لرستان از منوچهر شمس خرم آبادی نشان می‌دهد ۸۵٪ از کسانی که اقدام به خودسوزی کرده‌اند اختلافات خانوادگی با همسر و ديگران را انگيزه اين‌کار دانسته‌اند.

خودسوزی دردناک‌ترين نوع خودکشی است که برخی از آن به عنوان فریاد کمک‌طلبی زنان اين مناطق محروم ياد می‌کنند. خودسوزی اغلب منجر به مرگ می‌شود و در صورتی که قربانی زنده بماند تا مدت‌ها از جراحات و صدمات ناشی از خودسوزی رهايی نخواهد يافت. ۸۸٪ نمونه‌های اين تحقيق را زنان تشکيل می‌داده‌اند که ۴۱٪ آنان در گروه سنی ۱۰ تا ۱۹ سال قرار داشته‌اند. ۶۳٪ از اين افراد در مورد مشکلات عاطفی‌شان اظهار داشته‌اند که مورد تحقير و تمسخر قرار گرفته‌اند، ۵۸٪ احساس نااميدی و بی‌ارزشی داشته‌اند و ۵۵ مورد ضرب وشتم قرار گرفته‌اند.
http://www.amirparizad.com
                                                             00000000000000000000000



خوکشی از نگاه دیکر
خوکشی پدیده جدیدی نیست؛ از زمان خلقت بشر خودکشی نیز به عنوان آخرین یا اولین راه برای رسیدن به آرامش از نوع کاذب یا فراری غیر منطقی از مسائل ومشکلات مطرح بوده است در آمارهای مختلف در این زمینه یک نقطه اشتراک وجود دارد که بیشتر مربوط به مقطع سنی افرادی است که دست به خودکشی می‏زنند و چرا که اکثریت این افراد معمولا قشر جوان را تشکیل می‏دهند. برخی عوامل دیگر از جمله سنت‏ها و مسائل فرهنگی به ویژه ویژگی‏های قومی، مذهبی و اقلیمی که بیشتر در زمینه مسائل زنان مطرح است در این موضوع دخیل‏اند ؛ عشق، نبودن صفا و صمیمیت در بین افراد، هم چشمی‌ها، فقر مادی و دهها عامل دیگر آنچنا ن نناراحتی‌هایی برای بشریت به وجود آورده که فرد راهی جز خودکشی نمی‌یابد. آمار خودکشی مخصوصا در میان جوانان روز به روز بالا می‌رود.
 
علت و منشاء مشكل جامعه ي ما در زمينه ي خودكشي به خانواده و نقش والدين در آموزش آموزه هاي ديني در تربيت ديني فرزندان بر ميگردد ، اين است كه ما بادو تيپ از زنان ومادران مواجهيم ، يك تيپ كاملاً متحجر و سنتي كه زمان را درك نمي كنند و آموخته هاي آباء واجدادي، راهنما ودستور العمل آنهاست . دسته ي ديگر تيپي به اصطلاح جديد كه دچار كبر و غرور ناشي از چند كلاس درس است كه به خاطر آن تابعيت هيچ نوع ارزشي برعهده ندارند و سرگرم زندگي متجملانه وابراز شخصيت ادعايي هستند . پس ضروري است كه بيش از هر چيز و هر كس،مادران امروز و فردا را دريابيم و به آنها در زمينه ي مسؤليت شان آگاهي هاي لازم بدهيم وآنان را با عواقب اين پديده شوم آگاه نمائيم .خود كشي با هر انگيزه اي كه رخ دهد عملي غيرمعقول است. سالانه در سراسر جهان افراد زيادي اقدام به سلب حق حيات از خود مي كنند. بررسي علمي اين پديده ي عجيب از اوايل قرن نوزدهم شكل گرفت. ازاين جهت مي گوييم پديده ي عجيب چون نوع بشر به شدت در انديشه ي صيانت نفس مي باشد و حال اگر كسي حق حيات را از خود سلب كند حقيقتا جاي شگفتي دارد. هر چند خود كشي را مرگ انزوا جويانه گفته اند اما نمي توان از نقش اجتماع در سوق دادن فرد به سوي انزوا يي كه منجر به انتحار مي شود ، صرف نظركرد . آن چنان كه اميل دور كيم بر عوامل اجتماعي در زمينه ساز شدن خود كشي تاكيد مي كند. به راستي چه عواملي زمينه ساز مي گردند تا انديشه ي يك انسان به سوي خود كشي سوق داده شود ؟ در آتن عهد باستان خود كشي امري مطرود و ناپسند بود واجساد افرادي كه خودكشي مي كردند مورد مجازات قرار مي گرفت مثلا دست راست آن ها را قطع ودر جاي ديگر دفن مي كردند . در انگلستان به دو دليل مادي ومعنوي عمل خود كشي تقبيح مي شد. استدلال آن ها اين بود كه فرد با اين انتحار در كار خداوند كه مرگ و زندگي در دست اوست دخالت كرده است (دليل معنوي ) و از طرفي چون پادشاه حافظ جان مردم است در كار او نيز دخالت شده است (دليل مادي ). لذا بازماندگان آن ها مجازات مي شدند و آن ها را جريمه مي كردند . تا سال 1961 خودكشي عملي مجرمانه محسوب مي شد و در صورتي كه فرد زنده مي ماند او را به دار مي آويختند . در هندوستان نيز نفوذ انديشه ي برهمن ها در جامعه سبب شده تا گروهي در جستجوي نيروانا، در جشن هاي مذهبي اقدام به خود كشي كنند. اما در ژاپن" هاراكيري" نوعي خود كشي است كه مرگي آبرومندانه و كفاره ي گناهاني است كه فرد مرتكب شده است. در دو دهه ي اخير مساله خود كشي در استان ايلام از يك بعد برجسته و حيرت انگيز شد. اين برجستگي ناشي از نوع خود كشي افراد در اين استان مي باشد . معمولا با به ميان آمدن اصطلاح خود كشي ذهن شنونده به طرف خوردن سم ، حلق آويز شدن ، سقوط از ارتفاع بلند ، خوردن قرص ، غرق شدن درآب و يا استفاده از اسلحه گرم هدايت مي شود اما احتمال خيلي كمي وجود دارد كه به خود سوزي اشاره شود . اين در حالي است كه دراستان ايلام با شنيدن اصطلاح خود كشي ، اولين گزينه ممكن كه به ذهن فرد خطور مي كند ، خود سوزي است!
فراموش نكنيم در اين استان تا قبل از سال 1356 خود كشي عملي ننگين بود كه فرد به خاطرعواقب آن (بي آبرويي خود و خانواده ) ، انديشه ي آن را به ذهن خود راه نمي داد. خودسوزي بدون ترديد دردناك ترين نوع خود كشي است . زناني كه اقدام به خودسوزي مي كنندمعمولا دچار 80 درصد سوختگي مي شوند و بعد از 24 ساعت بر اثر عفونت هاي شديد از بين مي روند . در مواردي كه خودسوزي نا فرجام مي ماند و يا فرد را نجات مي دهند زندگي پر رنج و مشقت باري در پيش خواهد داشت چرا كه زخم ها و عفونت هاي حاصل از سوختگي بسيار دير التيام مي يابند و آثار آن گاه غيرقابل درمان است .
انتخاب خود سوزي به عنوان وسيله اي براي از بين بردن خود تعجب برانگيز است .
م.د (يك دختر جوان) ، در وصيت نامه اش علت اقدام خود را ازدواج تحميلي با يكي از افراد فاميل طبق سنت هاي قديمي بدون در نظر گرفتن خواست و اراده ي او ذكر مي كند . فرد مذكور مرگ را بهتر از پذيرفتن اين ازدواج مي داند و مي خواهد با مرگ خود عبرتي براي ديگران گردد.
ر.د (يك دختر جوان) ، در وصيت نامه اش به اين موارد اشاره مي كند : - تحقيربه وسيله خانواده به خصوص مادر - احساس بيهودگي و پوچي بر اثر تحقيرهاي خانواده - سرزنش و مقايسه با ديگران - در گيري و نزاع خانوادگي - تنها راه خلاص شدن از تحقيرها وسرزنش ها مرگ است .
ص.م (يك زن متاهل) ، ازدواج مجدد همسرش و تحقير و سرزنش در برابر همسرجواني كه از او زيبا تر است . محتواي وصيت نامه ها و آخرين گفته هاي قربانيان كم و بيش مشابه است و موارد ذيل در اكثر آ ن ها مشاهده مي گردد.
برخي از ريشه ها وعلل خودكشي
1.
آشفتگي ها و ناهنجاري هاي مستمر در خانواده
2.
ناراحتي ها و ناسازگاري هاي رواني
3.
وضعيت نابسامان اقتصادي خانواده و فرد
4.
احساس بي آبرويي ( معلول مسائل اخلاقي و يا اهانت هايي كه سبب بي آبروي فرد در اجتماع مي شود).
5.
احساس كمبود اما هيچ يك از افرادي كه اقدام به خود سوزي كرده اند اشاره اي به اين كه چرا خود سوزي را به عنوان
پايان زندگي، انتخاب كرده اند ، نداشته اندwww.zibaweb.com
به نظر می رسد خودسوزی باید با توجه به ابعاد گسترده آن هم از منظر جامعه شناسی، روانشناسی و هم از جنبه های اقتصادی، ‌فرهنگی و سیاسی مورد تحلیل و بررسی کارشناسانه قرار گیرد و در نهایت مسئولان هر چه سریعتر راهکارهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت را مد نظر قرار دهند کارشناسان مسائل اجتماعی در این خصوص مي گويند : خودکشی زنان به ویژه در استان ایلام به معنای تمایل به مرگ نیست، بلکه فریادی برای درخواست کمک و یاری است. در واقع شرایط نامساعد خانوادگی و اجتماعی، زمینه ساز بروز انحراف خودکشی شده است، انحرافی که هیچ شاکی ندارد و جرمی خاموش علیه زنان است.این پیامدهای ناگوار در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی به اختصار عبارت است از سطح فردی اگر فرد خودکشی کننده، موفق به مرگ شود، ممکن است از رنج و درد و مشکلاتی که در این جهان داشته است، آزاد شود ولی بنا به اعتقادات مذهبی مسلمانان و حتی سایر ادیان به عذابی دردناک تر گرفتار خواهد شد.در صورت عدم موفقیت فرد در خودکشی، احتمال دو حالت وجود دارد یا از عمل زشت و گناه خود آگاه می‌گردد و تا آخر عمر شرمنده و پشیمان می‌شود یا خشن‌تر شده، آمادگی بیشتری برای اقدام به خودکشی مجدد پیدا می‌کند. افزایش نرخ خودکشی نشانگر جو سردرگمی افراد در جامعه است به این معنا که نهادهای حافظ جامعه به ویژه مذهب نتوانسته‌اند وظیفه و کارکرد خود را در حفظ افراد و نهادینه کردن ارزشها به خوبی انجام دهند. امروزه بسیاری از صاحبنظران علت عمده خودکشی‌ها را بحران معنویت می‌دانند که انسان را از مسیر صحیح و زندگی سالم اجتماعی منحرف سازد. اصولاً انتظار بشر از مذهب نقش هدایتگری است و در نظام مذهبی ارزش‌های اخلاقی و اعتقادات دینی، رفتار و شخصیت و منش فرد تأثیرگذار است، به حدی که به هنگام وقوع اضطراب، همین اعتقادات، عادات و سنن و مجموعه نهادهای مذهبی، باعث امنیت و اطمینان می‌شوند که به نجات و رهایی فرد کمک می‌کند. در قرآن مجید هم راهکارهایی عملی برای کاهش این نوع فشارها مطرح شده است که برخی از آنها از جمله معناجویی واژه‌ها و عباراتی از قرآن مجید نظیر (علم، فکر، عقل، ذکر، فقه، لهب، فؤاد) بر تفکر، شناخت و معناجویی تأکید می‌کند.
به گفته کارشناسان برخی از نکات روانشناسی - تربیتی که والدین باید در پیشگیری از خودکشی جوانان انجام دهند عبارت ‌است از تقویت روحیه توکل، توسل و خودباوری از طریق افزایش آموزش‌های دینی و مذهبی، ترویج روحیه قناعت در فرزندان، آشنا کردن بچه‌ها با آثار سوء خودکشی و حرام بودن آن در مذهب، نزدیکی با جوانان جهت آگاهی از اسرار و رازهای درونی آنها، کمک به فرزندان در دوستیابی صحیح، برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت آنان، محبت به فرزندان، در عین توجه به تربیت مستقل آنها، مجبور نکردن فرزندان به ازدواج و توجه به اکراه آنها، عدم تصمیم‌گیری به جای فرزندان و مشاوره با آنها.همچنین به منظور کاهش نرخ خودکشی زنان در برخی استان‌های کمتر توسعه یافته که اغلب خودکشی های زنان در آن استانها، ناشی از نظم هنجاری شدید و باورهای سنتی نادرست نسبت به زن است، ‌باید ضمن بهره گیری از نقش مذهب و روحانیت در طرد باورهای نادرست، جایگاه زن را در نظام خانوادگی و اجتماعی ارتقاء بخشید و حقوق مغفول زنان را احیا کرد و برای رفع مشکلات خانوادگی و اجتماعی زنان تمام امکانات را بسیج کرد.یکی دیگر از راههای پیشگیری از خودکشی به ویژه در بین زنان استان ایلام، روزآمد کردن قوانین قضایی و حقوقی است که مانع سوء استفاده‌ها و اجحاف‌ها به دختران جوان می‌شود. از آنجا که در این استان بیشتر دختران جوان به دلیل تهمت و ضرب و شتم و ازدواج‌های تحمیلی اقدام به خودکشی می‌کنند توصیه می‌شود برای پیشگیری از خودکشی با تأسیس مراکز مشاوره و اشاعه فرهنگ بهرهگیری از مشاوران روانشناسی و حقوقی که در دادگاهها و دادگستری‌ها مستقرند، حقوق فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان را تحقق بخشید. در مجموع امنیت حقوقی و قضایی، یکی از راههای جلوگیری از خودکشی زنان است. دسترسی آسان و سریع به این مراکز و ترویج فرهنگ حمایت از حق قانونی افراد خصوصاً زنان، جزء عوامل مهم پیشگیری است.
مهم ترين اقدامات پيشگيرانه
1-
یکی از مهمترین اقدامات برای کاهش آسیبهای اجتماعی به خصوص خودکشی و خودسوزی، راه اندازی اورژانس اجتماعی در استان ایلام بوده است که در طول شبانه روز خدمات مشاوره رایگان در اختیار افرادی قرار می دهد که در معرض آسیبهای اجتماعی هستند.
2-
تشکیل سازمانهای مردم نهاد توسط جوانان در معرض خودکشی یکی از راهکارهای مهم برای پیشگیری از خودکشی است.
3-
افزایش امکانات فرهنگی نقش موثری در افزایش روحیه و نشاط و شادابی مردم دارد که خود می تواند در کاهش این معضل موثر باشد
4-
در این راستا رفع مشکلات جوانان در زمینه های مختلف از جمله اشتغال و ازدواج نقش مهمی در کاهش این معضل اجتماعی دارد.
5-
ارتقاء سطح آموزش مهارتهای زندگی ،
نتيجه گيري :
به طور كلي مي توان گفت كه روش خودسوزي در زنان ومردان جوان ايلامي در نوع خود منحصر به فرد بوده ، تنها با الگوي شمار كمي از استانهاي كشور قابل مقايسه است. از اين رو شناخت دقيق ريشه هاي فرهنگي اين الگو نيازمند انجام بررسي هاي گسترده تري مي باشد . همچنين به نظر ميرسد كه كاربرد يافته هاي بررسي هاي حاضر در برنامه ريزي پيش گيري از خودكشي در استان ايلام ( دور از دسترس كردن مواد سوختي براي خود سوزي ) كاري عملي براي خودكشي نباشد. از همين رو برنامه هاي پيشگيري از خودكشي در اين استان بيشتر بايد به برخورد با علل رخداد خودكشي متمركز شود.
منابع :‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
1.
قائمي ،علي ،مادرونقش او در تربيت ، چاپ يازدم
2- .
آزاد ، حسين ، آسيب شناسي رواني ج 1 ،. انتشارات د انشگاه تهران ، 1379
3.
اكبري ، منظر ، بررسي پديده ي خود سوزي در استان ايلام ، دانشگاه پيام نور، 1373
4.
سايت اينترنتي www.niksalehi.com
5 .
جمعي از نوسندگان ، كتاب جامع بهداشت عمومي ، ج 3 ؛ انتشارات ارجمند ، تهران
6 .
مجله علمي پزشكي قانوني ، سال هشتم ، شماره 27، صص 21-16
7 .
رضائيان ، محسن ؛ اپيدميولوژي خودكشي ، 1385
http://dpp.irib.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=3578:1388-11-10-06-17-56&catid=202:--&Itemid=132
000000000000000000000
 

 
نقش رسانه ها در کاهش یا افزایش خودکشی در جامعه
روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: دكتر شهرام خرازي ها در سمينار وضعيت خودكشي در ايران و راههاي پيشگيري از آن كه با حضور جمعي از اصحاب رسانه، مسئولان و كارشناسان دانشگاه علوم پزشكي تهران در روز چهارشنبه نهم بهمن برگزار شد، بصورت اجمالي به طرح معضل خودكشي در رسانه هاي گروهي ايران در سه حوزه مطبوعات، ادبيات و سينما پرداخت.
مدير گروه سلامت رواني،اجتماعي و اعتياد معاونت سلامت دانشگاه در اين سمينار به نقش رسانه اشاره كرد و گفت، اعلام خبر خودكشي يك دختر نه ساله امريكايي به تقليد از يك فيلم و يا بدحال شدن تماشاگران پس از ديدن فيلم ميم مثل مادر در  سينماها نمونه هايي است كه نشان مي دهد رسانه ها مي توانند بر روي رفتار آدمها تاثيرگذار باشند و نقش مهمي را در كاهش و يا افزايش خودكشي ايفاء كنند.
وي  با نمايش اسلايدهايي از اخبار حوادث روزنامه ها در خصوص خودكشي، از صفحه حوادث بعنوان صفحه اي جذاب، پرمخاطب و مورد توجه مطبوعات و مردم يادكرد كه هركس با هرميزان سواد به آن علاقه دارد و بر روي آن مكث مي كند. دكتر خراازي ها به نمونه اي از تيتر يكي از روزنامه ها با عنوان "سقوط مرگبار دختر جوان از برج ميلاد تهران" گفت، تجربه نشان داده وقتي رسانه ها از مكاني نام مي برند، آن مكان مشهور و تبديل به مكان خودكشي مي شود چنانكه پيش از اين ساختمان پلاسكو براي اين كار مورد توجه بود.
وي افزود، برج ميلاد بصورت بالقوه مي تواند در آينده مكان مناسبي براي اجراي خودكشي باشد و جا دارد تا مسئولان در همين ابتدا تمهيدات امنيتي لازم را تدارك ببينند.
دكتر خرازي ها در عين حال  استفاده از كلمات سقوط مرگبار  بجاي كلمه خودكشي و نيز درج اقدام نسنجيده در متن خبر و مصاحبه با يك روانپزشك را از نكات مثبت در ارائه اين خبر عنوان كرد.
وي به موارد خودكشي جانوراني مثل دلفين ها، نهنگ ها و ميمونها و حتي پرندگاني مثل پرستو  بعنوان موضوعات جذاب و مورد توجه مطبوعات نام برد كه به جاي درج در صفحه علمي در صفحه حوادث به  چاپ رسيده است.
دكتر خرازي ها با بيان اينكه پرطرفدار بودن صفحه حوادث در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 باعث شد تا هفته نامه حوادث با فروشي بالا و تيراژ 300  هزار نسخه و با بهاي اندك به چاپ برسد افزود، نويسندگان آن هفته نامه به لحاظ تكنيكي حرفه اي بودند اما مطالب چاپ شده مشكلات محتوايي داشتند.
وي نياز عمومي و عطش مردم به اخبار حوادث بخصوص خودكشي را زياد دانست و با اشاره به مواردي از انعكاس اخبار خودكشي افراد شناخته در قبل و بعد از انقلاب، الگو پذيري از آنان را براي جوانان خطرناك عنوان كرد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به بحث خودكشي درادبيات ايران پرداخت و گفت، در ادبيات ايران نمونه هاي زيادي وجود دارد كه به بحث خودكشي پرداخته اند، نمونه آن در قبل انقلاب صادق هدايت است كه در دو كتاب خود به نامهاي زنده بگور و سه قطره خون بصورتي ماهرانه حس همدردي را در خواننده بوجود مي اورد بصورتي كه خواننده به شخصيت اصلي داستان حق مي دهد كه خودكشي كند.
دكتر خرازي ها در ادامه گفت، متاسفانه در خصوص پديده مهم يادداشتهاي قبل از خودكشي، پژوهش هاي كمي انجام شده است. زيرا با اين يادداشتها مي توان در خصوص علل خودكشي اطلاعات مفيدي بدست آورد.
دكتر خرازي ها در بخش پاياني سخنراني خود به مقوله خودكشي در سينماي ايران پرداخت و گفت در بسياري از فيلمهاي ايراني قبل و بعد از انقلاب رگه هايي از خودكشي ديده مي شود، كه در بيشتر موارد اثرات نامطلوبي داشته اند.
وي همچنين افزود، نكته اي كه بايد سازندگان در ساخت اينگونه فيلمها به آن توجه كنند اين است كه تنها صحنه خودكشي را نشان ندهند بلكه تبعات و عكس العمل هاي خانواده و دوستان را در هنگام مواجه با صحنه هاي خودكشي را نِهم نشان دهند تا نقش پيشگيرانه براي بيننده داشته باشد.
اين گزارش حاكيست، در اين سمينار كه با سخنراني دكتر فريد ابوالحسني، معاون سلامت دانشگاه  در تالار خواجه نصير الدين طوسي كانون فرهنگي انصار افتتاح شده بود، دكتر محمد باقر صابري ظفرقندي، مديركل دفتر سلامت رواني اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت به بيان اهداف اين همايش پرداخت.  وي در بخشي از سخنان خود از عامل هيجان بعنوان عاملي ديگر غير از ياس و نااميدي در خودكشي نام برد و از نقش رسانه ها بعنوان نقش كليدي در اين مقوله ياد كرد و گفت مدتهاست كه دغدغه ما در بخش معضلات اجتماعي مثل اعتياد وخودكشي چگونگي هم انديشي و همفكري با رسانه ها بود تا بتوانيم در اين زمينه سياستگزاري كنيم .
دكتر صابري با بيان اينكه پرداختن به نكات منفي خودكشي و گسترش پيامهاي منفي خودكشي بايد در جامعه  گسترش يابد افزود، در آموزه هاي ديني خود ما نيز خودكشي امري مذموم است و هيچ كسي بخاطر خودكشي قهرمان نشده و تشويق نشده است.
در ادامه اين سمينار دكتر ميترا حفاظي، روانپزشك و كارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت در سخناني به وضعيت خودكشي در ايران و راههاي پيشگيري از آن پرداخت و با انتقاد از نبود يك سيستم واحد گزارش دهي در كشور بررسي آماري ميزان و علل خودكشي در شهرهاي كشور را كافي ندانست.
دكتر سيد مهدي حسن زاده روانپزشك و دانشيار گروه روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران و نيز مسئول كميته پيشگيري از خودكشي هم در اين سمينار نحوه صحيح انعكاس خبر خودكشي در رسانه ها را بيان كرد.
اتانازي عنوان سخنراني دكتر محمد هادي كريمي پزشك ، سناريست و كارگردان سينما در اين سمينار بود.
در پايان سمينار هم موضوع خودكشي در كودكان و نوجوانان و نقش پيشگيرانه رسانه هاي گروهي  دراين زمينه  توسط دكتر جواد محمودي قرايي عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران و فوق تخصص روانپزشكي كودكان و نوجوانان ارائه شد./ز
http://publicrelations.tums.ac.ir/news/detail.asp?newsID=10622
 
000000000000000000000000
 
رابطه خودکشى با پاى بندى به نماز
خودکشى يکى از فوريتهاى روان پزشکى است که در جامعه امروز به عنوان يک معضل روانى ـ اجتماعى شناخته شده است. در اين مطالعه, رابطه ميان اقدام به خودکشى و پاى بندى به نماز در گروهى از افراد مورد بررسى قرار گرفته است.
 
يکصد نفر از افرادى که با استفاده از سموم مختلف اقدام به خودکشى کرده و به بيمارستان منتقل شده بودند, مورد مطالعه قرار گرفته اند.
 
يافته ها نشان داد که 94 درصد افراد اقدام کننده به خودکشى, اصلاً نماز نمى خواندند, يا به ندرت و يا گه گاه نماز يوميه مى خواندند و تنها 6 درصد از اين افراد مرتباً نماز مىخواندند.
همچنين در 19 درصد از آنها تنها يکى از والدى پاى بند به نماز بوده اند.
 
نتايج نشان داده که اقدام به خودکشى, رابطه عکس شديدى با پاى بندى به نماز دارد و سهل انگارى در اقامه نماز مى تواند از راههاى مختلف, زمينه ساز ايجاد عوامل وابسته به خودکشى گردد.