بررسی اندیشه های جامعه شناختی  علامه طباطبایی

تهیه وتنظیم : گروه علوم اجتماعی واقتصادشهرستان شهرضا

چکیده

در این پژوهش سعی شده است نظریات اجتماعی علامه طباطبایی و مقایسه آن با دیدگاههای جامعه شناختی و بعضی از اندیشه های اجتماعی علامه مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق در بخش اول برای ورود به متن اصلی، کلیات و طرح مسأله و دیدگاه های تحقیق مورد بررسی قرار گرفته در بخش دوم ادبیات تحقیق و در بخش سوم زندگی استاد علامه طباطبایی و بخش چهارم اندیشه های اجتماعی علامه مورد بررسی قرار گرفته و بخش پنجم شامل نتیجه گیری می باشد.

مقدمه:

در 29 ماه ذی الحجه سال 1321 ه .ق در شهرستان تبریز کودکی به دنیا آمد که بعد ها یکی از شخصیت های برجسته علمی و فلسفی و اجتماعی کشور شد. او محمد حسین طباطبایی است که جامعه علمی کشور وی را به علامه طباطبایی می شناسد. وی در طول تحصیلاتش که عمدتا در سختی صورت گرفت از محضر اساتید بزرگ چون آیت اله نایینی ، سید ابو الحسن اصفهانی ، سید حسن بادکوبه ای و غیره بهره بردند . آثار علمی او بسیارند از جمله بدایه الحکمه و نهایته الحکمه واصول فلسفه  و روش رئالسیم است و تفسیر المیزان اثر بزرگ او می باشد .

بدون تردید  مرحوم علامه طباطبایی یکی از برجسته ترین و شاخص ترین شخصیت های دینی جهان اسلام در دوران معاصر است که ابعاد گوناگون علمی وادبی و عملی را در وجود خود متجلی ساخته است . از این رو برای شناخت و بازبینی عمیق آثار ، افکار و اندیشه های متفکران برجسته ای که نقش اساسی در جامعه انسانها داشته اند و تحولات فکری را موجب شده اند و طرحی نو در افکنده اند ، باید افکار و ایده های آنان را در ابعاد مختلف به لحاظ روش شناسی در تحقیق مورد پژوهش و بررسی قرار دهیم تا با این کار اولاً : بستر زمینه های تاریخی و اجتماعی و فرهنگی متفکر را پویا و زنده و بالنده نگه داریم. ثانیاً امکان بهتر برای رسیدن به اندیشه های آنان فراهم گردد « در عرصه ی اندیشه های اجتماعی و جامعه شناسی با اندیشمندان و متفکران برجسته ای روبرو هستیم که شناخت زوایای فکری آنان برای جوامع و علی الخصوص برای علم جامعه شناسی در این دیار ضرورت تامی دارد.»

 

 

فصل اول

کلیات تحقیق

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهداف تحقیق

روش تحقیق

فرضیات تحقیق

محدودیت و موانع تحقیق    

اهمیت و ضرورت تحقیق:

به قول استاد سید جلال الدین آشتیانی، ابعاد گوناگون شخصیت علامه طباطبایی آنچنان گسترده و دامنه دار است که شاید در عصر ما، نتوان به بررسی کامل آن رسید. عظمت جامع الاطراف این شخصیت بزرگ در آنچنان اوجی قرار دارد که استاد شهید مطهری در بحث «احیای تفکر اسلامی» درباره او می گوید:«یک نمونه از مردان بزرگ و با عظمت، علامه طباطبایی است. این مرد بسیار بزرگ و ارزنده، مردی است که صد سال دیگر تازه باید بنشینند و افکار او را تجزیه و تحلیل کنند و به ارزش این مرد پی ببرند...»

بنابراین نمی توان بدون بررسی و تحقیق و ارزیابی دقیق و عمیق از چگونگی برکات وجودی علامه طباطبایی در عصر ما، از عمق اندیشه قرآنی و تفکر فلسفی آن بزرگوار آگاه شد. بنابراین در کتب علامه طباطبایی بحث های فراوانی در زمینه موضوعات مهم اجتماعی و جامعه شناسی وجود دارد که لازم است این موضوعات از متن آثارش استخراج و تدوین گردد و تحت عنوان یک مجموعه خاص مورد تحقیق و تجزیه و تحلیل علمی قرار گیرد و این تحقیق در پی آن است که در حد توان خود به امر مهم بپردازد.

اهداف تحقیق

هر تحقیق دارای اهداف خاصی است و به دنبال آن اهداف است که تحقیق شکل می گیرد. بنابراین اهم اهدافی که در این تحقیق دنبال می کنیم عبارتند از اینکه:

1-    ارائه شخصیت استاد علامه طباطبایی به عنوان یک فیلسوف و متفکر اجتماعی است که مسائل اجتماعی را با توجه به جهان بینی اسلامی و تفکر فلسفی خویش مورد تحقیق و بررسی قرار داده است.

2-    مشخص و معین کردن عناصر اصلی اندیشه اجتماعی علامه طباطبایی.

روش تحقیق:

این تحقیق تماماً به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است تا تلاشی برای فهمیدن اندیشه های اجتماعی علامه طباطبایی باشد. بنابراین منبع اصلی تحقیق ما، آثار و نشته ها و مقالات گوناگون علامه طباطبایی می باشد. و از شیوه توصیفی استفاده کرده ام یعنی با مطالعه و جستجو به بررسی اندیشه های اجتماعی علامه پرداخته ایم. و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده است که از طریق فیش برداری از منابع و مآخذ به عنوان گردآوری مورد استفاده قرار گرفته است.

 

 

 

فرضیات تحقیق:

1.      آیا استاد علامه طباطبایی در ارتقاء علوم اجتماعی نقش داشته است؟

2.      آیا استاد علامه طباطبایی در ارتقاء علوم فرهنگی نقش داشته است؟

3.      دیدگاه های علامه طباطبایی تا چه حد با مبانی اسلامی و قرآنی مطابقت دارد؟

محدودیت و موانع تحقیق:

کمبود منابع وتحقیقات پیشینیان

فصل دوم

(ادبیات تحقیق)

واژگان کلیدی:

اندیشه اجتماعی: عبارت است از تمامی تفکرات ، تأملات و بررسی های اجتماعی که به وسیله ی مورخان و سیاحان و فلاسفه در مورد زندگی اجتماعی انسان و پدیده های اجتماعی به صورت منطقی و نظری انجام گرفته است.

 

جامعه: تا کنون تعریف واحدی از جامعه ارائه نشده است. از جمله معانی آن اینکه به کل مناسبات اجتماعی میان آدمیان دلالت دارد. یا جامعه را به صورت نهادها و فرهنگ یک گروه جامع کم وبیش مشخص و با دوام، از هر دو جنس و همه سنین نیز تعریف کرده اند.

تحول اجتماعی: منظور تفاوتی مشهود در حالات پیشین ساخت اجتماعی، نهادها، عادت ها و یا تجهیزات یک جامعه است تا جایی که آن تحول الف) قانونگذاری و یا اقدامات آشکار دیگر برای کنترل و هدایت جامعه باشد. ب) نتیجه دگرگونی در یک زیر ساخت مشخص و یا بخش غالب هستی جامعه یا در محیط فیزیکی اجتماعی آن باشد.

1.  مقايسه انسان كامل از ديدگاه مولوي و انسان كامل از ديدگاه علامه طباطبايي, /فاطمه هاشمي پور. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه پيام نور.  

2.  اراده الهي از ديدگاه شيخ مفيد، علامه طباطبايي و اسپينوزا, /حميد حسين نژاد محمدآبادي؛ به راهنمايي: غلامحسين ابراهيمي ديناني؛ استاد مشاور: مرتضي حسيني شاهرودي. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه علوم اسلامي رضوي، 1385.   

3.   معاد جسماني از ديدگاه علامه طباطبايي (ره) و امام خميني (ره), /احمد عاصم آبادي؛ به راهنمايي: علي اله بداشتي؛ استاد مشاور: احمد عابدي. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه قم.دانشكده الهيات و معارف اسلامي، 1386.   

4.   بررسي و تحليل ديدگاههاي علامه طباطبايي(ره) پيرامون تدبر در قرآن, /مهدي خيرانديش؛ به راهنمايي: دكتر عباس مصلايي پور؛ استاد مشاور: دكتر كامران ايزدي مباركه. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه امام صادق (عليه السلام )- دانشكده الهيات و معارف اسلامي و ارشاد.              

5. سن و قبح اخلاقي از ديدگاه خواجه نصيرالدين طوسي و علامه طباطبايي (رحمه الله عليه), /سيما ترابي دشت بياض. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه پيام نور.  

6.  تبيين فلسفي هويت و نقش تعليم و تربيت در تكوين و تحول آن با تاكيد بر آراء علامه طباطبايي و ابن خلدون, /الهام لطيفي؛ به راهنمايي: عليرضا صادق‌زاده قمصري؛ استاد مشاور: محسن ايماني نائيني. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه تربيت مدرس.دانشكده علوم انساني، 1385.    7. تبيين فلسفي هويت و نقش تعليم و تربيت در تكوين و تحول آن با تاكيد بر آراء علامه طباطبايي و ابن خلدون, /الهام لطيفي؛ به راهنمايي: عليرضا صادق‌زاده قمصري؛ استاد مشاور: محسن ايماني نائيني. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه تربيت مدرس.دانشكده علوم انساني، 1385.   

8. فلسفه خلقت انسان در قرآن از ديدگاه علامه طباطبايي(ره) و ابن عاشور, /محسن لطفي. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه پيام نور.  

9 . حقيقت وحي ازمنظر علامه طباطبايي(ره) (ناظر بر شبهات متجددان معاصر)”, /غلامرضا بدرخاني. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه پيام نور.  

10 . كاركردهاي اجتماعي دين با مقايسه آراء علامه طباطبايي و اريك فروم, /حسن اناري مومن آبادي. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه معارف اسلامي قم.  

11 . ارزش شناخت از ديدگاه هيوم و علامه طباطبايي (ره), /حميدرضا وركشي. / پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه معارف اسلامي.  

12.   بررسي شيوه علامه طباطبايي در نقد روايات تفسيري

13. ميزان تمايل مديران دانشگاه علامه طباطبائي به ادامه كار  

14.  ديدگاه فلسفي علامه طباطبايي در زمينه زمان

15.  تجزيه و تحليل ارزشيابي مربوط به هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي  

16.    بازنگري و اصلاح برگه هاي ارتقاي اعضاي هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي  

17.   تبويب موضوعي آراي علامه طباطبايي درالميزان ( عقل و و حي از نگاه الميزان )  

18.   بررسي علل گرايش نسل جوان به فرهنگ بيگانه، علل فرهنگ پذيري از ديد دانشجويان علامه طباطبايي

19.   مقايسه ويژگيهاي شخصيتي دو گروه از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي تهران با استفاده از آزمون pf 16

فصل سوم

زندگی نامه علامه طباطبایی

مختصری از زندگی علامه طباطبایی

استاد علامه آیت الله سید محمد حسین طباطبایی در روز 29 ذیحجه سال 1321 هجری قمری مطابق با سال 1281 هجری شمسی در آبادی « شاد آباد» شهر تبریز در خانواده ی جلیل القدر سادات طباطبائی چشم به جهان گشود. پدر ایشان سید محمد قاضی طباطبایی اند و این خانواده از ذریه ی رسول خدا بوده و در سیره از خاندان عصمت و طهارت بهره مند بودند. حدود 5 سالگی مادر خود را از دست داده و حدود 9 سالگی پدر با فضیلت و بزرگوار خود را از دست داد. علامه طباطبایی پس از فراگیری علوم کلاسیک، وارد مدرسه طالبیه تبریز شد و به فراگیری ادبیات عرب و علوم نقلی و عقلی و فقه و اصول پرداخت و از سال 1297 تا 1304 هجری شمسی مشغول فراگیری دانش های مختلف اسلامی شد.

او تلاش و جهاد بی انتها و خاموش نشدنی خود را هم به این معجون الهی در آمیخته است و در یکی از حساس ترین دورانهای حیات اسلام و تشیع، جانانه به دفاع از حریم معنویت اسلامی و حکمت و معرفت الهی برخاسته و مفاهیم زیبای اجتماعی اسلامی را از آیات کلام الهی استخراج کرده و به عرضه کامل و جامع اسلام پرداخته بود. او مدافعی استوار از ارزشهای فرهنگ اسلام در برابر بساط نیرنگ مکاتبی بود که با بهره گیری از انواع شیوه ها و ترفند ها بر این فرهنگ الهی تاختن آورده و به تدریج رابطه دلها و مغزها را در بخشهایی از جامعه از چشمه سار زلال آن گسسته بودند. علامه طباطبایی مرد ابتکار و اندیشه و عمل بود و فکر می کرد که نیروها و امکاناتی که خدای متعال در اختیار ما قرار داده است باید به شکلی به کار گیریم که بهترین نتیجه را برای اسلام و مسلمین داشته باشد. او برای تکمیل تحصیلات علوم دینی عازم حوزه علمیه نجف اشرف گردید ا از محضر اساتید این حوزه مبارکه بهره مند گردد. او به همراه برادرش سید محمد حسن الهی در این شهر مقدس به مدت ده سال به تحصیل معارف مشغول بود و در دروس فقهی و اصولی و فلسفی و عرفانی و ریاضی شرکت می کرد. او از محضر عالم عابد و فقیه محدث و عارف نامدار مرحوم حاج میزا علی تافی طباطبایی در نجف بهره های فراوانی برد. و از جمله آثار گرانبهای علامه عبارتند از از تفسیر المیزان (20 جلد) نهایه الحکمه، مرجعیت و روحانیت سنن النبی، حاشیه بر کتاب اصول کافی و غیره. این عارف وارسته که مدام از ابدیت سخن می گفت در صبح روز یکشنبه 18 محرم الحرام سال 1402 هجری قمری مطابق با 24 آبان 1360 هجری شمسی در شهر مقدس قم به سرای باقی شتافت. روحشان شاد.

تحصیلات و اساتید:

سید محمد حسین به مدت شش سال 1290( تا 1296 ش) پس از آموزش قرآن که در روش درسی آن روزها قبل از هر چیز تدریس می شد، آثاری چون گلستان و بوستان و ... را فرا گرفت. علامه علاوه بر آموختن ادبیات، زیر نظر میرزا علینقی خطاط به یاد گیری فنون خوشنویسی پرداخت. علامه بعد از تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز همراه برادرشان به نجف اشرف می شوند و ده سال تمام در نجف اشرف به تحصیل علوم دینی و کمالات اخلاقی و معنوی مشغول می شوند.

علامه علوم ریاضی را در نجف اشرف نزد آقا سید ابوالقاسم خوانساری که از ریاضی دانان مشهور آن زمان بود فرا گرفت. معارف الهیه و اخلاق و فقه الحدیث را نزد مرحوم آیت الله سید علی آقا قاضی طباطبایی آموختند.

فعالیت ها و کسب درآمد:

مرحوم علامه در نجف مشغول به تحصیل بودند. به علت تنگدستی و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز بدست می آمد مجبور به مراجعت به ایران می شود و مدت ده سال در قریه شاد آباد تبریز به زراعت و کشاورزی مشغول می شوند.

مهارت ها:

فرزند علامه می گوید: پدرم از نظر فردی، هم تیرانداز بسیار ماهری بود و هم اسب سواری موآموتیزبک و به راستی در شهر خودمان، تبریز بی رقیب بود. هم خطاطی برجسته بود و هم نقاش و طراحی ورزیده، هم دستی به قلم داشت و هم طبعی روان در سرایش اشعار ناب عارفانه و .... علامه طباطبایی از نظر شخصیت علمی و اجتماعی، هم استاد صرف و نحو عربی بود. هم معانی و بیان، هم در اصول و کلام کم نظیر بود و هم در فقه و فلسفه، هم از ریاضی (حساب، هندسه و غیره) خطی وافر داشت و هم از اخلاق اسلامی. هم در ستاره شناسی تبحر داشت.

 

 

 

فصل 4

بررسی اندیشه های اجتماعی علامه طباطبایی

اندیشه اجتماعی:

در تاریخ جامعه شناسی، اندیشه های اجتماعی، فصلی بسیار گسترده دارد و جامعه شناسی جدید مدیون تفکرات و تأملات متفکران و فیلسوفان اجتماعی دوران های گذشته است.

ادعای اینکه جامعه شناسی در قرن نوزده میلادی صرفاً یا اگوست کنت متولد شده، امروزه ادعای بدون دلیلی است. چرا که بشر همانگونه که در طول تاریخ به دنبال کشف اسرار طبیعت بود دلش می خواست اسرار زندگی اجتماعی خودش را کشف کند و تبیین نماید. به همین منظور برای تفکرات و مطالعات اجتماعی انسان، آغاز مشخصی نمی توان بیان کرد.

« انسان نوعاً چنین بوده که جز در اجتماع زیست نکرده است و طبعاً خود آگاهی اجتماعی در بودن و شدن و طرز رفتار آن اهمیت اساسی و نقش تعیین کننده دارد. به همین دلیل مثلاً مقایسه جوامع با یکدیگر وجوه مشترک، تفاوت ها، توجیه و فهم این تفاوت ها و نتایج حاصل از آن همواره مورد علاقه و توجه دنیای قدیم بوده است.»

در مورد اندیشهه ای اجتماعی تعاریف مختلفی بیان شده است؛ از آن جمله اندیشه های اجتماعی عبارت است از تمامی تفکرات، تأملات و بررسی های اجتماعی که بوسیله ی مورخان، سیاحان و فلاسفه در مورد زندگی اجتماعی انسان و پدیده های اجتماعی به صورت تعقلی و نظری انجام گرفته و بدون استفاده از روشهای علمی جدید است که مبتنی بر تجربه، مشاهده ، مقایسه و نمونه گیری است.

« عموماً اندیشه اجتماعی به نظریاتی می گوییم که در پی تبیین علمی یا فلسفی مسائل مربوط به زندگی اجتماعی انسان است. جامعه بشری شامل پویش های گوناگونی مانند پویش اقتصادی، تاریخی، سیاسی، دینی و امور مربوط به حکومت و خانواده، مالکیت، رابطه زن و مرد، تعلیم و تربیت، آزادی و عدالت و غیره است و نیز به اندیشه هایی که به وسیله ی ژرف اندیشان اجتماعی پیش از ظهور علوم اجتماعی کنونی در تاریخ فرهنگ ابراز گردیده اند، اندیشه اجتماعی می گوییم»

زندگی اجتماعی انسان

اجتماعی زیستن انسان، امری است که ریشه در قرون بسیار دور حیات بشر دارد و تحقیقات اخیر باستان شناسی نیز این موضوع را تأیید می کند. « بنابراین می توان گفت که به جز افراد استثنایی که درهر زمان نمونه های اندکی از آنها به چشم می خورد. در هیچ دورانی بشر به صورت انفرادی زندگی نکرده است.»

اصل اجتماعی بودن نوع انسان احتیاج به بحث زیاد ندارد، زیرا هر فرد انسانی ، بالطبع اجتماعی است. به طوری که تاریخ و آثار مشهور نشان می دهند. انسان پیوسته در حال اجتماع زندگی می کرده است. این آثار، حکایت از قدیمی ترین عصری دارد که انسان در زمین زندگی و حکمرانی داشته است. البته این نکته را بایستی مدّ نظر داشت که اجتماع انسانی، به صورت تام و کامل پدیدار نگشته که دیگر قابل رشد و نمو نباشد، بلکه همواره اجتماع انسانی همه ی خواص روحی و هر چه در ارتباط با انسان است را داراست. ظاهراً اولین اجتماعی که در بین انسان ها پدید آمد، « اجتماع خانوادگی» بوده که بر اثر ازدواج پیدا شده است.

مقایسه اسلام با روشهای دیگر اجتماعی

چنانچه به روشهای جوامع مترقی جهان با دقت نظر کنیم به خوبی متوجه می شویم که در پیشرفت علمی و صنعتی این جوامع اگر چه چشم خود را خیره ساخته و قدرت و نیروی آنها به ماه و مرغ دست انداخته و تشکیلات کشوری آنها انسان را غرق حیات نموده است. ولی همین روشهای مترقی با پیشرفت قابل ستایش خود درهای تیره بختی را بر روی جهان بشریت گشوده و در مدتی کمتر از ربع قرن دوباره جهان را به خاک و خون کشیده و میلیون ها بیگناه را به باد فنا داده است و اکنون نیز با جنگ جهانی سوم که فرمان نابودی بشر را بدست دارد جهانیان را تهدید می کند. همین روشهاست که از نخستین روز پیدایش خود، به نام بشر دوستی و آزادی نشان بردگی را بر پیشانی بقیه ملل هان زده و چهار قاره ی بزرگ دنیا را به زنجیر استعمار بسته و تسلیم بی قید و شرط قاره ی اروپا نموده و یک گروه ناچیز را بر مال و جان و عرض صد ها میلیون بیگناه حکومت مطلقه داده است.

البته قابل انکار نیست که ملت های مترقی در محیط خود از نعمت ها و لذایذ مادی برخوردارتر و بسیاری از آرزوهای انسانی چون عدالت اجتماعی و پیشرفت های فرهنگی و صنعتی و ... رسیده اند. اما بدبختیها و تیره روزیهای بی شماری دامن گیرشان شده که مهم ترین آن عبارت است از کشمکش های بین المللی و خونریزی های همگانی و هر لحظه آینده جهان را در معرض حوادثی شومتر و تلختر از گذشته قرار می دهند. بدیهی است که این همه میوه های تلخ و شیرین محصول درخت مدنیت و نتیجه ی مستقیم روش زندگی این ملت ها و جامعه هاست که به ظاهر راه ترقی می پیمایند. لکن باید دانست که میوه های شیرین آن که بشر از آن بهره مند شده و جامعه را سعادتمند ساخته است از یک رشته اخلاق پسندیده مانند راست گویی و درستکاری وظیفه شناسی و خیر خواهی و فداکاری این ملت ها سرچشمه گرفته است نه تنها از قانون. زیرا همان قوانین میان ملت های عقب افتاده آسیا و آفریقا نیز وجود دارد در حالیکه روز به روز بر پستی و بدبختی آنها افزوده می شود و اما میوه های تلخ این درخت که کام بشر را تلخ و ناگوار ساخته و تیره روزی و بدبختی به بار آورده و خود این ملت های مترقی را نیز مانند دیگران به سوی نابودی می کشاند، از یک رشته اخلاق ناپسند مانند حرص و طمع و بی انصافی و بی رحمی و نخوت و غرور و گردن کشی سرچشمه می گیرد.

مبانی ارزش شناسی علامه طباطبایی

جایگاه وجودی ارزشها : منظور از جایگاه وجودی ارزشها موقعیت آنها در جهان هستی است بطور کلی مفاهیم به دو دسته اعتباری و حقیقی تقسیم می شوند.

مفاهیم حقیقی مفاهیمی است که ذهن در اثر تماس با امور خارجی قادر است آنها را تولید کند. مانند مفهوم «اسب» و « قلم». (علامه طباطبایی، ترجمه شیروانی، 1374)

در مفهوم اعتباری مفاهیم اعتباری بالمعنی الاخص که وی آنها را اعتبارات اجتماعی می نامند. معانی ارزشهایی که مستقل و خارج از ما نیستند. بلکه ابزاری فکری است که به یاری آنها کمالات کسب می شود.

لزوم دفاع از جامعه

شکی نیست که اجتماع هر جا تشکیل شود چه در افراد انسان و چه در حیواناتی که به طور دسته جمعی زندگی می کنند بر اساس احتیاج و نیاز فطری است و افراد نوع برای رفع حاجت و حفظ و وجود و بقاء خود به تشکیل اجتماع اقدام می نماید.

فطرت هر موجودی برای نگهداری و بقاء وجودش به او حق می دهد که در چیزهائی که حیاتش به آنها بستگی دارد تصرفی کرده و از آنها هر گونه استفاده را برای زندگانی خود بنماید. مثلاً انسان در زندگی خود در جمادات و نباتات و حیوانات تصرف کرد و حتی از انسانهای دیگر به نفع خود کار می کشند و برای خود اینگونه تصرفات حقی قائل است هر چند مزاحم حقوق سایر جانداران و مخالف با کمال نباتات و جمادات باشد. و همچنین انواع حیوانات برای خودشان در آنچه تصرف می کنند حقی قائلند و البته این حق را فطرت به ایشان عطا کرده است و چون عالم ماده، عالم تزاحم است و قانون تنارع بقاء در سرتاسر آن جاری و نافذ است لذا فطرت برای حفظ حق تصرف حق دیگری به نام حق دفاع به آنها عطا نموده تا در سایه آن بتواند از حقوق مشروعه خود طرفداری و بهره برداری نماید. از این روست که هر موجود ذی شعوری همچنانکه برای تصرف خود در موارد مورد نیاز را جایز می داند دفاع از خود را نیز مباح می شمارد. بدیهی است که انسان هم مانند جانداران حق دارد به نفع خود در موجودات دیگر تصرف کند و نیز حق دارد از این حق فطری خودش دفاع نماید و همین دفاع فطری است که انسان را در موارد لازم به پیکار با دشمنان و سرکوبی ایشان وا می دارد

اجتماع، قانون و مقررات می خواهد

انسان از راه ناچاری زیر بار اجتماع می رود وگرنه بر حسب طمع اولی منافع و زندگی خود را می خواهد و بس. از اینجاست که هر وقت فرصت به دست می آورد به منافع دیگران تعدی می کند بی اینکه از منافع خود چیزی به ایشان داده تعادل را بر قرار سازد به همین سبب در هر جامعه باید قوانین و مقرراتی حکومت کند که آن رعایت آنها ارزش اجتماعی افراد محفوظ بماند و از تعدی آنها جلوگیری شود و این قوانین و مقررات باید از ناحیه ی اتفاق افراد مورد پذیرش قرار گیرد تا هر کس به وظیفه ی خصوصی و عمومی خود آشنا گردد.

توجه خاص اسلام به اجتماع:

بدون شک اسلام تنها دینی است که با صراحت پایه ی بنای دعوت خود را روی اجتماع گذاشته و در هیچ یک از شئون خود امر اجتماع را به اهمال واگذار نکرده است. اسلام همه ی احکام خود را در قالب اجتماع ریخته و روح اجتماع را در همه ی این احکام تا آخرین حد ممکن دمیده است. اسلام به شأن اجتماع طوری اهتمام ورزیده که در هیچ یک از ادیان دیگر و نه در قوانین ملل متمدن، نمی توانیم پیدا کنیم. این اسلام است که دعوت به اجتماع و ائتلاف می نماید و در کلیه ی شئون مجتمع انسانی بدون استثنا مداخله می کند. تاریخ درباره ی ملل متمدن و غیر متمدن پیشین غیر از این نمی گویند که آنها نیز همین مطلب را از قدیمیترین دوره های انسانی ارث برده و پیروی می کردند یعنی اجتماع آنها از مجرای استخدام به وجود آمده و افراد تحت یک جامع یعنی حکومت استبداد و سلطه پادشاهی به اجتماع می کردند. اجتماعات گوناگون ملی و وطنی و اقلیمی زیر پرچم پادشاهی و ریاست زندگی می کردند.

ملل گذشته با رهبری عوامل «وراثت» و «محیط» و سایر عوامل راه خود را می رفتند بدون آنکه هیچ یک از این ملت ها توجه مستقلی به اجتماع داشته و یا آنرا مورد بحث و عمل قرار دهند. حتی ملل بزرگی که مثل امپراطوری روم و ایران در هنگام طلوع نیز دین و دامنه دار شدن اشعه نیرومند آن ریاست دنیا را داشته اند توجه به این امر نداشتند. این دو حکومت به صورت حکومت « قیصر ها» در روم و « کسراها» در ایران در آمده بود و ملت های خود را زیر پرچم پادشاهی و سلطنت خویش جمع کرده بودند و اجتماع نیز در رشد و نمو و یا توقف و رکود تابع حکومت بودند.

ناگفته نماند که یک سلسله بحثهای اجتماعی از پیشینیان به جای مانده که در نوشته حکمای گذشته مانند: سقراط، افلاطون و ارسطو دیده می شود ولی اینها نوشتجاتی بوده که هیچگاه به مرحله عمل در نمی آمده است. یا بهتر است بگوئیم یک سلسله عکس ها و تصویرات ذهنی و خیالی بوده که به عالم واقعیت وارد نمی شده است. بنابراین دانستیم که اولین ندائیکه به گوش آدمیان رسیده مبنی بر آنکه امر اجتماع را یک موضوع مستقل قرار داده و از گوشه های اهمال و تقلید و تبعیت بیرون کشند. ندائی است که بنیان گذار اسلام در جهان آغاز کرده است. پیشوای اسلام با آیاتیکه بر او نازل می شد مردم را به طور جمعی و همگانی به سوی یک زندگی سعادتمند و پاکیزه، فرا خواند. قرآن دعووت خود را به دو صورت اعلام کرده است:

1.      دعوت به اصل اجتماع و اتحاد.

2.      دستور ساختمان یک اجتماع اسلامی بر مبنای اتفاق و اتحاد و به هم پیوستگی در حفظ و راست منافع و مزایای معنوی و مادی در دفاع از ان اجتماع.

 

وظیفه ی انسان نسبت به جامعه

چنانکه می دانیم افراد انسان به دستیاری هم کار می کنند و در اثر آن، از کار و کوشش هم دیگر استفاده کرده، نیازمندیهای زندگی خود را رفع می نمایند. جامعه هایی که از این افراد به وجود می آید به منزله ی یک انسان بزرگ است و هر یک از افراد، مانند عضوی از اعضای این انسان بزرگ می باشد.

وظیفه ی فرد اجتماع نیز نسبت به جامعه همان وظیفه ی اعضای یک انسان است، یعنی آدمی باید منافع خود را در ضمن منافع جامعه بخواهد و از کار و کوشش خود، بهره برداری جامعه را در نظر گیرد تا از زحمت خودش برخوردار شود و به همه منافع برساند تا خود نیز بتواند نفعی ببرد، از حقوق همه دفاع کند تا حقوق خودش از بین نرود.

این حقیقتی است که ما با فطرت خدادادی خود می فهمیم و دین مقدس اسلام نیز که بر اساس فطرت و آفرینش استوار است، حکم و نظری جز این نخواهد داشت.

پیغمبر اکرم(ص) می فرماید:

مسلمانان برادر همدیگرند و در برابر بیگانگان به منزله ی یک است، و یک دل و یک جهت می باشند.

نگاهی به مجموعه آثار علامه طباطبایی، احیاگر نفوس

درباره علامه طباطبایی اسوه علم و تقوی، دانشمندان و فرهیختگان کشور، مقاله ها و یادنامه هایی منتشر ساخته اند. برای شناخت ابعاد علمی و فرهنگی و معنوی استاد بزرگوار و نقش سازنده ای که ایشان درت حول حوزه علمیه قم و ... به عهده داشت باید دانشمندان و اندیشمندان حوزه های علمیه و اساتید در حد توان و امکانات و در همایش های تخصصی و صرفاً علمی به بحث و بررسی بپردازند.

این چنین شخصیت هایی با توجه به نقشی که در سازندگی جامعه دارند، در اصطلاح قرآن یک امت نامیده می شوند چرا که منشأ حرکت ها و نهضت ها وکارها و کوشش های بزرگی شده اند و جامعه ای را دگرگون و متحول ساخته اند. خوشبختانه جامعیت فرهنگی علامه در مرز جغرافیایی خاص محدود نماند و اساتید و دانشمندان غرب نیز به سراغ ایشان آمدند و شاگردان ایشان، شاهد دیدارهای مکرر علمی شخصیت های فرهنگی و اساتید دانشگاه های دنیا امثال پروفسور هانری کربن با استاد و بهره گیری آنها از منبع فیض و علوم و فرهنگ غنی استاد بودند.

بعد فرهنگی علامه طباطبایی

مطالعه تفسیر المیزان می تواند تبحر و جامعیت استاد را در زمینه های گوناگون علوم قدیم و جدید نشان دهد. این تفسیر شامل مباحث: علمی، فلسفی، اتماعی، فرهنگی، تاریخی و ادبی و مفاهیم دیگر علوم قرآنی و فرهنگ اسالمی است. پس بطور کلی می توان گفت که جامعیت در آشنایی با علوم و فنون مختلف، یکی از عمده ترین ویژگی های مفتاح جاودانه فرهنگی قرآن مرحوم استاد علامه طباطبایی بود.

استاد علامه با آغاز این نوع کار فرهنگی، و تربیت بدون تظاهر شاگردانی چون، شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، مفتح و شهید قدوس و دهها نفر دیگر از نخبگان معاصر زمینه را برای تحول دگرگونی اجتماعی سیاسی جامعه که با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی به وقوع پیوست، آماده ساخت و البته جالب است بدانیم که اغلب و یا همه این افراد، شاگردان حضرت امام هم بودند و در واقع تأثیر مستقیم هر دو استاد را در تکوین شخصیت علمی و معنوی این شاگردان نمی توان نادیده گرفت. بی تردید اگر انقلاب اسلامی زمینه فرهنگی استواری نداشت، نمی توانست به پیروزی نهایی برسد. همان طور اگر رهبری آگاه و هوشیار نداشت به نتیجه مطلوب نمی رسید. در واقع کار قرآنی فرهنگی مرحوم استاد علامه در حوزه علمیه قم برای ساختن یک جامعه اسلامی، یک کار زیر بنایی و اصولی بود و بی شک در پیدایش و تداوم انقلاب اسلامی هم نقش اساسی و عمده ای را داشت. چون اگر یک جامعه اسلامی به وجود آید ولی از فرهنگ قرآنی بی بهره باشد طبعاً نمی تواند استمرار یابد. از طرف دیگر اهمیت کار قرآنی فرهنگی استاد علامه بیشتر روشن می شود که ما جو فرهنگی غرب زده حاکم بر اندیشه های روشنفکر را هم در نظر بگیریم و بدانیم که چگونه به اصطلاح بزرگ « فرهنگی 1 طبقه حاکم، رسماً خواستار فرنگی مآب شدن ظاهری و باطنی ایرانی» جماعت بودند و در این راه از هیچ تلاش و کوششی دریغ نداشتند و پشتوانه ای همچون استعمار غرب در پشت سرشان وجود داشت.

مرحوم علامه در چنین شرایطی که از طرفی فرهنگ مادی وارد، از غرب و از طرف دیگر فلسفه و اندیشه های ماتریالیستی صادره از شرق، در جامعه ما ترویج و تبلیغ می شد و می رفت که جامعه مسلمان ایرانی را از خویشتن خویش جدا سازد به کار نشر و تعمیق مفاهیم قرآنی و فلسفه و فرهنگ اسلامی پرداخت و نتوانست آن را در سطح خواص و سپس از طریق شاگردان نخبه حوزوی خود در سطح روشنفکران و کل جامعه مطرح سازد و به تدریج فرهنگی صادراتی بی گانه از روح و روان این ملت را از اندیشه های جوانان دور می سازد.

نتیجه ی بخشی از این دیدار ها و مذاکرات فرهنگی علمی در مجموعه های خاصی جمع آری شده است که از آن جمله می توان کتاب (شیعه) را نام برد و جلد آن تحت عنوان ( رسالت تشیع در دنیای امروز) را می توان نام برد. جامعیت در آشنایی با علوم و فنون مختلف از عمده ترین ویژگی های مفتاح جاودانه فرهنگی قرآن استاد محمد حسین علامه طباطبایی بوده است.

نتیجه گیری و ارزیابی نقد

به نظر علامه طباطبایی روش اسلام از هر روش اجتماعی دیگر پسندیده تر و به حال بشریت سودمند تر است. به نظر او تنها اسلام است که دعوت به اجتماع می کند. و همه چیز را به صورت جمعی می پذیرد. به نظر علامه طباطبایی دفاع از حقوق انسانیت یک حق فطری و مشروعی است که انسان می تواند آنرا استفاده کند ولی چون مطلوبیت آن جنبه مقدمیت دارد باید اهمیت چیزی که دفاع برای آن است با همیت چیزهایی که در راه دفاع مصرف می شود سنجیده شود.

به نظراو انسان ها تمایل به زیستن بر اساس قوانین طبیعی را دارند و برای ایجاد نظم به قدرت و ناظم نیاز دارند. علامه، عوامل تغییر و تحول اعتبارات را به عوامل غیبی، محیطی، اجتماعی و فرهنگی و فردی تقسیم می کند. از نظر او انسان مدنی الطبع به صورت اجتماعی زندگی می کند و اولین اجتماع که در بین انسان ها پدید می آید بر اثر ازدواج می باشد که اجتماع خانوادگی نامیده می شود.

گرایش ها، احساسات، آمال و آرزوها و هر آنچه که مربوط به بخش فرهنگی انسان است، واقعیت جامعه را تشکیل می دهند.

علامه طباطبایی دریافته بود که باید در علوم انسانی و اجتماعی عملاً وارد میدان شود و نمونه هایی از تحقیق و مطالعه را ارائه دهد تا آیندگان شیوه ی بررسی او را الگوی تحقیق عملی خود قرار دهند.

به نظر علامه انسان نسبت به جامعه خود مانند وظیفه ی اعضای بدن انسان می باشد یعنی هر کاری که انجام می دهد به نفع جامعه خود انجام دهد تا پشیمانی به بار نیاورد. و برای اینکه انسانها نتوانند در زندگی دیگران دخالت داشته باشند باید قوانین و مقرراتی وضع شود یا بر اساس آنها زندگی خود را سامان دهد و برای او رعایت این قوانین ارزش اجتماعی تلقی شود. علامه طباطبایی به علت اینکه نقش مهمی در سازندگی جامعه داشت و جامعه را دگرگون و متحول ساخته است از نظر قرآن به عنوان یک امت نامیده می شود.

بطور کلی جامعه شناسی به طور خاص و علوم انسانی و اجتماعی به طور عام به مانند طبیب کوری است که بدون نگریستن به بدن مریض و شناخت نوع بیماری آن، نسخه های عریض و طویل می نویسد و همچنین تغییر و تحولات اجتماعی، قوانین اجتماعی و نابرابریهای اجتماعی، ارزشهای اجتماعی گروه ها و قشرها و طبقات و غیره، مسائل عریض و طویلی هستند که در مورد هستی اجتماع مطرح شده اند. استاد علامه طباطبایی در میان اندیشه گران مسلمان جایگاه ویژه ای دارد. آن اسلام شناس برجسته با اشراف و احاطه ی خاصی که بر شریعت مقدس اسلام داشت توانست مسائل اجتماعی و فرهنگی را به گونه ای شایسته تبیین کند و بسیاری از معضلات جامعه را مورد کاوش قرار دهد. علامه از جمله متفکرانی است که با روش خاص با پیروی از نظریه و الگوی روشنی به بررسی مسائل مهم اجتماعی پرداخته است. استاد از میان کتابهایی که انتشار کرده اند بررسی اندیشه های اجتماعی ایشان بیشتر در کتاب تفسیر المیزان می باشد. استاد علامه از نظر شخصیت علمی و اجتماعی بسیار بزرگ بودند و مرد ابتکار و عمل بود.

بنابراین در مجموع آثار علامه خصوصاً مسائل اجتماعی تنها نباید به ظواهر و ابعاد پیدای آن اکتفا کرد بلکه باید توجه داشت که هر امر اجتماعی قبل از اجتماعی بودنش، امری انسانی  است و باید زمینه های انسانی آن هم مورد توجه قرار گیرد. در این صورت است که تفکر، ریشه یاب، نفوذ کننده و عمیق خواهد بود.

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

سنن النبی اثر استاد علامه طباطبایی

روابط اجتماعی در اسلام اثر استاد علامه طباطبایی

کتاب آموزش تعالیم دینی اثر استاد علامه طباطبایی

تفسیر المیزان جلد 1 از انتشارات مؤسسه مطبوعات دارالعلم قم

تفسیر المیزان جلد2 از انتشارات مؤسسه مطبوعات دارالعلم قم

درآمدی بر جامعه شناسی اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص 205.

محمد حسین طباطبایی، مجموعه رسائل، ص 291-293.

غلام عباس توسلی، ده مقاله در جامعه شناسی و فلسفه تاریخ. ص 36.

جواد یوسفیان«تفکر اجتماعی در یونان باستان». مجله رشد علوم اجتماعی، سال دوم، شماره 8 ص 6.

اصول عقائد و دستورات دینی به اهتمام اصغر ارادتی. ناشر:قم. ج1 1281-1360. دفتر تنظیم و نشر آثار علامه طباطبایی. چاپ 1382.