جنبش آزادي بخش چيست؟
نهضت مردمي براي كسب استقلال و رفع سلطه خارجي
نويسنده: آيدين تبريزي
در عرصه سياسي و بويژه مشخص ساختن مصاديق يك مفهوم همواره نظرات شخصي و همچنين منافع و حب و بغض ها دخيل بوده است. از اين رهگذر في المثل درباره روشن ساختن يك گروه تروريستي يا يك نهضت آزادي بخش هميشه شاهد اين هستيم كه نظرات مختلفي ارائه مي شود. با اين وجود، باز هم در اين عرصه مي توان معيارهايي براي تعريف و تعيين حدود و ثغور ارائه داد و به ارزيابي عملكردها و رفتار گروههاي و جريانات پرداخت. درباره نهضت هاي آزادي بخش نيز اين مسئله صدق ميكند و گرچه ديدگاههاي شخصي در اين ميان مي تواند دخيل باشد ولي در واژگان سياسي، براي اين مفهوم، تعاريف خاصي ارائه گرديده است.
     جنبش آزادي بخش، جنبش ميهن پرستانه در ميان مردم يك كشور بر ضد اشغالگران بيگانه است. جنبش هاي پايداري كه سازمان هاي زير زميني دارند به خرابكاري، ترور، جاسوسي، تبليغات و سرانجام قيام مسلحانه بر ضد نيرو هاي اشغال گر و همدستان داخليشان مي پردازند. در دوران جنگ جهاني دوم در بيشتر كشور هايي كه به اشغال آلمان درآمدهبودند جنبش هاي پايداري بوجود آمد كه نامدار ترين آنها جنبش پايداري فرانسه بود. پس از جنگ ، اين گونه سازمان ها در سرزمين هاي استعمار زده پديد آمدند كه هدفشان رهايي ملي از تسلط بيگانه بود. اين جنبش ها اغلب خود را جنبش آزادي بخش مي نامند . از نمونه هاي عالي اين گونه سازمان ها جنبش آزادي بخش ملي الجزاير، به رهبري احمدبن بلابود كه درسال1954 به فرانسه اعلان جنگ داد . هم اكنون، پر آوازه ترين جنبش آزاديبخش در جهان، جنبش آزادي بخش فلسطين است.بطور كلي جنبش آزادي بخش ملي، به نهضت هايي اطلاق مي شود كه پس از پايان جنگ دوم جهاني، در كشور هاي مستعمره و نيمه مستعمره و وابسته در آسيا و آفريقا و آمريكاي لاتين با هدف كسب استقلال سياسي و اقتصادي و براندازيسلطه و نفوذ استعمار و امپرياليسم شروع به فعاليت كردند.از طرف ديگر اين گروه ها و افرادي كه به دنبال ايجاد تغييرات سياسي هستند، اغلب به تروريسم متهم مي شوند يا تروريست نام مي گيرند . ذكر شد كه اين گروه ها اغلب خود را جنبش هاي آزادي بخش ملي مي نامند و طرفداران آن ها نيز بر همين عقيده اند . براي نمونه مي توان از ارتش آزادي بخش ايرلند و جنبش باسك نام برد. گر چه اين گروه ها بسته به شرايط ويژه خود به نوعي ناسيوناليسم عقيده داشته اند ولي همگي در يكي از مراحل حيات خود بر چسب تروريست نيز خورده اند. البته جامعه بين الملل تلاش هايي براي تبديل يك جنبش آزادي بخش، به يك نقش آفرين سياسي مشروع انجام داده است .به عنوان مثال
     مي توان از سازمان آزادي بخش فلسطين نام برد كه اكنون در عرصه سياست بين الملل از بازيگران مورد پذيرش است.
    مشاهده مي شود كه از يك ديدگاه سياسي عمل گرا، جنبش آزادي بخش ملي، مورد پذيرش بازيگران بين المللي است و يا اين كه لااقل، اروپاييان كه خود به نوعي در طي جنگ جهاني دوم، در برابر اشغالگري ارتش نازي، مقاومت مي كردند، اين ايده را پذيرفته بودند . بايد اين واقعيت را نيز در نظر گرفت كه گاه با اين مسئله نيز بطور گزينشي برخورد مي شود . چنان چه بار ها غربيان، جنبش هاي بواقع آزادي بخش را جرياني تروريستي ناميده اند و ضمن محكوم كردن آن، با راه اندازي تبليغات منفي عليه آن دست به تحريم و مقابله زده اند . اين را نيز بايد در نظر داشت كه غربيان هيچ وقت استفاده از شيوه هاي تروريستي خود در حين مقاومت در برابر ارتش نازي را با عنوان تروريسم، خطاب نكرده اند . مسلم آن است كه مقاومت هاي مردمي در برابر ارتش آلمان همراه با استفاده از شيوه هاي تروريستي بوده است و در اين مسئله نمي توان شكي روا داشت. ولي هيچ وقت اين مقاومت ها و بطور مثال، جنبش پايداري فرانسه، بر چسب تروريستي نخورده است . پس مشاهده مي شود كه عوامل سياسي،پيشفرضها، حب و بغض ها و عوامل ديگري نيز در مورد ناميدن اين جنبش ها به نام تروريستي يا آزادي بخش دخيل بوده اند و اين نوع برخورد گزينشي در رفتار و ديدگاه هاي غربيان، به خوبي قابل مشاهده است.
         منابع:
    آقا بخشي، علي اكبر و افشار راد، مينو، فرهنگ علوم سياسي، تهران: چاپار، 1379.
    آشوري، داريوش، دانشنامه سياسي، تهران: مرواريد، چاپ سوم، 1373.
    آشوري، داريوش، دانشنامه سياسي، تهران: مرواريد، چاپ سوم، 1373.
 روزنامه رسالت، شماره 6869 به تاريخ 17/9/88، صفحه 18 (انديشه)