جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي

غلامرضا ماکویی کارشناس ارتباطات

ارتباط: آشنايي با فن انتقال اطلاعات  ،‌  يا افكار و رفتارهاي انساني از يك شخص به شخص ديگر

شيوه هاي ارتباط :

1-نماد هاي مختلف        2-چهره به چهره      3-كلامي     4-غير كلامي     5-لبخند

ارتباط از ديدگاه و تعريف رايزمن (‌لارمن )‌: عبارت است از انتقال پيام و معنايي از طريق نمادهايي چند تايي

گيرنده    >--- كانال >--- منبع خبر

ارتباط : جرياني است كه در طي آن دو نفر يا بيشتر به تبال افكار عقايد خود ميپردازند كه داراي تفاهم و معناي مشترك باشند.

عناصر ارتباط عبارتند از :

1- فرستنده  پيام   2- گيرنده پيام    3- پيام ( محتوي)   4- وسيله ارتباط    5- اثر ارتباط

ارتباط از  ديدگاه  چارلز مكي: ارتباط مكانيسمي است كه ازطريق آن روابط انسان ها برقرار وگسترش مي يابد. اساس شكل گيري جامعه ارتباط است.

اهميت ارتباطات اجتماعي: ارتباط سرچشمه فرهنگ بوده و موجب تكامل آن مي شود .جامعه ارتباط را ياد ميدهد و در داخل ارتباط همان فرهنگ آموزش داده مي شود. بدون ارتباط فرهنگ معنا ندارد.

آثارفقدان ارتباط:

1)  نبود زبان:  به عنوان مهمترين ابزار برقراري ارتباط  قسمت عمده زندگي انسانها ،انتقال افكار، عقايد انديشه ها،  نيازها از اين طريق مي باشد  عدم انتقال تجربيات گذشتگان و انباشت آنها و عدم انتقال آن به آيندگان از بين مي رود و  عدم توسعه و پيشرفت اجتماعي .

2)   سكون نسبي  زمان اجتماعي: انسانها زماني با هم تعامل اجتماعي دارند كه با هم باشند .اما زماني كه ارتباط نباشد،در يكجا و بصورت ثابت بوده و تعادل افراد سكون زمان را مي شكند و باعث صعود جوامع مي شود.

3)   عدم انتقال دانسته ها به جوامع: زماني مي توان دانسته ها را انتقال داد و پيشرفت كرد كه انسانها باهم تعامل داشته و افكار و عقايد هم را بشنوند و قبول كنند و نظر بدهند.از تجارب هم بهره برند و اين از راه باهم بودن و ارتباط ميسر است.

مكانيسم هاي آثار عدم  ارتباط در جامعه:

1-  خودكشي: عدم عاطفه و همدردي و جايگزيني خود محوري، بيگانگي، باعث مي شود .عدم همبستگي اجتماعي شود.

2-  شي و شي سالاري جايگزين روابط دوستانه مي شود و باعث از بين رفتن ارتباطات مي گردد.

3-در قرآن مجيد و دين اسلام نيز به ارتباطات اهميت زيادي داده شده است.

4- عدم توجه به ارتباطات باعث ضررهاي غيرقابل جبراني مي گردد .

5- طلاق،خودكشي وفحشا زماني افزايش مي يابد كه ارتباطات اجتماعي به حالت مادي تبديل شود.

نتيجه : ارتباطات موجب همبستگي اجتماعي ميشود و امروزه ارتباطات مرز نمي شناسد.

انواع ارتباطات اجتماعي:

 1) ارتباط مستقيم: ارتباط چهره به چهره،بدون واسطه را گويند .مثل كلاس درس كه اين ارتباط بين انسان با انسان است.مثل خانواده.

 انواع نماد هاي ارتباطي:

گفتاري: زبان       نوشتاري:كتابت          فيزيكي:اشاره،ايما،حركات بدن،تابلوها،زبان اشاره ناشنوايانكاملا" غيركلامي)

ارتباط انسان ها به صورت مطلق هرگز بي واسطه نيست.

2) ارتباط جهاني:

بادرنظرگرفتن محدوده ارتباطات در داخل مرزها وخارج از آن انجام ميگيرد كه به صورت بين المللي ،‌ ملي وجهاني است كه ازطريق تلويزيون، تلفن، اينترنت،  مبادله مي شود و حالت فراملي آن تلويزيون مي باشد.( ارتباط جهاني يا بين المللي با خارج از مرزهاي جغرافيايي دارد )

ابزارهاي ارتباط:

1)  ابزار ارتباط جهاني:  شامل : تلفن، تلگراف، بي سيم

2)  ابزار ارتباطي كه حالت فراملي دارند : شامل : تلويزيون ،‌وسايل ارتباط جمعي، شبكه هاي بزرگ چند مليتي،ماهواره ها

3)   ابزار يا وسايل ارتباط جمعي با انعكاس جهاني

4)  ابزار حمل و نقل

3)‌ ارتباطات احساس برانگيز: (‌كنش عاطفي )

4)    كنش عاطفي( از ديدگاه وبر):  براي برانگيختن احساسات مردم و  تاكيد بر روي نقاط ضعف مردم، از افراد عوام فريب استفاده مي كنند كه از طريق كلمات و سخنان و حركات ارتباط برقرار ميگردد. كه براساس عقل و منطق نيست .مثل:شورش ها، هيجانات اجتماعي و غوغا. در اين نوع ارتباط عملكردها  ناشي ازتفكرات عقلاني نيست و رفتارها برمبناي احساس و هيجان و عاطفه است.درجامعه شناسي به اين ها توده يا جماعت مي گويند. قسمت اعظم ارتباطات از اين طريق مي باشند..

5)‌ ارتباط معطوف به هدف: براي رسيدن به يك هدف خاص وبرنامه ازپيش تعيين شده،برقرار مي شود. .مثل: مصاحبه، افكارسنجي...

6)‌ ارتباط بازتابي: در برابر ارتباطات برنامه اي قرار دارد كه هدفي از قبل براي آن در نظر گرفته نشده و مردم بدون آگاهي در جريان ارتباطي قرار ميگيرند. مثل انبوه هاي خلق.

7)‌ ارتباط اجتماعی در معنای خاص:   (‌مهم )

ارتباط به معنای خاص یعنی ارتباطی که باعث انتقال معانی و پیغام هایی در بین ارتباط گران می گردد و ارتباط اجتماعی مستلزم چند عنصر است:

1.وجود یک شخصیت گیرنده  پیام وفرستنده  پیام.

2.وجود نشانه ها نمادها که حامل پیامند.

3.کاربرد گسترده ی کانال های ارتباطی ومجراهای که لازم است.

اهداف ارتباطات اجتماعی (مهم):

1- یکسان تر کردن افکار عمومی و جهت دادن به آن ها

2- یکسان تر کردن اطلاعات

3- دگرگونی سلسله مراتب گروهی

4- اظهار و انتقال حالات عاطفی

5- انسان ها در اثر ارتباطات اجتماعی یاد می گیرند چگونه در مراسمات و يا ،موقعیت های مختلف  قرار بگیرند.

8)‌ فرا ارتباط:    قوانین و قواعد ارتباط بعدی را مشخص می کند مثل صحبت کردن درباره آینده

9)‌ ارتباط حرکتی:  ارتباطی با حرکات است مثل زبان بدنی،بدون زبان گفتاری  ،مثل ابروها را اخم کردن   ،مثل فریاد  ،خنده،گریه در موقعیت های گوناگون،در ارتباطات بین المللی نیز معانی ونمادهای خاص خود را دارد  در مکاتب مختلف ،نمادها در فرهنگ های مختلف معناهای خاص خود را دارند.

مک لوهان:   هر وسیله ارتباطی امتداد یکی از حواس انسان مثل خط----در امتداد حس بینایی انسان

دوران گذرانده شده انسان ها از دیدگاه مک لوهان:

1.دوران تمدن باستانی بدون خط---<دوران شفاهی

2.دوران کتابت  ( ‌مارپيچي )‌ اختراع ماشین چاپ ---< موجب بقای هم صاحب اندیشه وهم خود اندیشه می شود

3.دوران تمدن وسایل الکترونیکی  ---< ارتباطات جمعی عصر فرا صنعتی ،عصر فرا ارتباطی

ارمغان های دوره ی کتابت متاثر از انديشه هاي اينيس و مک لوهان را بنویسید:

1-با پيدايي خط و كتابت انتقال سينه به سينه دانستنيها، به انتقال مكتوب تبديل شد وجلوي ازبين رفتن تجارب بشري گرفته شده و ابقا شد.

2-انديشه بشري به عمق تاريخ رخنه كرد و دستاورد هاي دور دست تاريخي در پيش روي ما قرار گرفت.

3-تعالي فرهنگ و انباشت دانستني ها، انتقال پيام نسل هاي پيشين براي يافتن راه آينده.

4- خط و كتابت به معناي  آزادي انسان ها از قيد انسان هاي ديگر و رهايي از انحصار ماقبل خط بود. انسانها در خلوت آموختند،بدون اينكه سالها به دنبال يافتن دانشي بروند.

5-خط و كتابت نويد بخش دوران فرد گرايي و تعالي مقام فرد  فرد انسانها ست

 علت اصلی که اقتصاد غرب پابرجامانده است:  تبلیغات   و  تغییر مدل

ارتباطات و اثرات وسایل ارتباط جمعی:

نظریه تاثیر محدود رسانه :رسانه خواه ناخواه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر زندگی تاثیر میگذارد.در نگرش ها ارتباط میان فردی تاثیر بیشتری دارد نسبت به ارتباطات جمعی

از دیدگاه پل لازاسفلد   (نظریه تاثیر محدود رسانه ها)‌ :  از دیدگاه این نظریه پیام های ارتباطی تا اندازه ای نمی تواند در باورهای بنیادین اشخاص تغييراتي  ایجاد کنند بلکه تا حدی تغییرات ایجاد می کند. از دیدگاه کارنفر ساختن عقیده ی جدید میسر نیست.

نخبگان(رهبران فکری) :  تغییر عقیده افراد و حتی ارتباط چهره به چهره تاثیر بیشتری دارد از دیدگاه لازاسفلد ورهبران فکری بیشتر در تثبیت عقاید قدم برمیدارند(در جهت رسیدن به اهداف)

تفاوت بین رسانه ها مثل رادیو وتلویزیون وروزنامه یاسینما چگونه است؟

انسان با اراده ی خود به سینما  تئاتر می رود یا به فلان کتاب خانه می رود و کتاب را می گیرد اما رادیووتلویزیون در اختیار آنان نیست چون در منزل بدون اراده پیچ رادیو یا تلویزیون را باز می کنیم به خاطر همین رادیو و تلویزیون بیشتر از سایر وسایل ارتباط جمعی تاثیر دارد بدون  در نظر گرفتن برنامه و کنترل

رهبران فکری در صورتی موفق هستند که اعتماد به وسایل ارتباط جمعی را داشته و جلب کنند و بتواند در میان عوام مردم آن ها را به دنبال خودش بکشاند و با آن هابه صورت چهره به چهره بحث وبیان کردن دیدگاه ها ی آن ها باشد.

عصر ارتباطات در کنار عصر اتم یاد می گردد   -رسانه ابزار قدرت نیاز در این عصر به شمار می رود

تعریف قدرت از دیدگاه اندیشمندان :کنترل بر رفتار  ،  امکان تحمیل اراده خود بر دیکران ،   ایجاد اثرات و اثر

 

 کاركردهای رسانه ها:

1.جهت دادن افکار عمومی با ساختن فیلم ها

2.مهندسی فرهنگ در ابعاد مثبت و منفی

3.تغییر رفتار سیاسی وجامعه پذیری سیاسی

4.تغییر ارزش ها وایجاد آن ها

5.تغییر کیش و (آیین )ساختن عقیده و تقویت عقیده موجود

ديدگاه رايزمن نسبت به ارتباطات :

از نظر رايزمن :  ارتباط به عنوان محور حركت جامعه بوده و از روزنه ارتباط ميتوان آن را در سه دوران تاريخ اجتماعي باز شناخت:

دوره اول:  در اين دوره سنتها  بر رفتار و روابط انساني حاكم شده و به عنوان شيوه هاي آزموده تقدس يافته و موجبات ايجاد تسلسل بين نسلهاي تاريخي را فراهم ساخته كه منجر به وحدت و هويت قومي انسانها شده است

دوره دوم: در اين دوره اهميت سنتها كاهش يافته و موجب همگني در رفتار و كاستي در عمل انساني ميشود و در اين دوره انسان را (درون راهبر)  ميخواند در اين دوره فردگرايي افزايش يافته و دكارت گرايي (‌شك گرايي )  پيدايش يافته است

دوره سوم :  رايزمن انسان را در اين دوره  (دگر راهبر)  معرفي و وسايل ارتباط جمعي ،  پديده هاي هدايت از راه دور در اين دوره  ظهور مي نمابند . در اين دوره بت واره پرستي ، شيئي سروري  به همراه  از خود بيگانگي  شكل ميگيرد.

 

الگوي ارتباطي هارلد لاسول:

1- كي؟    2- چه ميگيويد؟   3- از كدام مجرا ميگويد؟    4- با كي؟   5- با كدام نتيجه ؟

 

جامعه معنوي(ازديدگاه فرديناندتونيس- آلماني):

1)  اراده اورگانيك: حرحكت ها براي وحدت جمع وتحقق آرمان هاي اجتماعي انجام مي شود.درصورت ايجاد ذوب رواني، بين اعضا به وفاق اجتماعي مي رسد.اراده اورگانيك در جامعه معنوي اولين شاخص تمايز لز جامعه صوري است.

2)   ارتباطات عمقي:ارتباط انسان ها تنها متاثر از شرايط ظاهري نيست و يكديگر را مي شناسند.واكنش هاي يكديگر را حدس مي زنندو به نوعي آرامش رواني مي رسند.

3)      امتداد تاريخي ارتباط: انسان هاي در حال ارتباط سوابق ديرين يكديگر را ميشناسندو گاها در باره گذشته خانوادگي هم نيز مطلع مي باشندو با اين امتداد شناختارتباط ابعادي وسيع ترمي يابد.

4)      كوچكي جمع و ارتباط تام  :عدم تراكم انسانها(مثل جوامع روستايي)  ،كوچكي ابعاد باعث مي شود انسان هاتنها نباشندو ارتباط تمهميت بيشتر و بهتري دارد.

جامعه صوري(ازديدگاه فرديناندتونيس- آلماني):

1)       وسعت:   تعدد و تراكم وتكثرانسان ها در فضاي محدود.-عدم شناخت متقابل،پيدايي روابط صوري،قراردادي،سطحي و تنهايي انسان.

2)       اراده انديشه:   در اين جامعه هر اقدام انساني تابعي از عقل گرايي،مصلحت انديشي ومطلوبيت گرايي است. توجه به منافع شخصي،روابط شكننده،خودخواهي،خودگرايي،خود محوري.

3)       بي نامي:   عدم شناخت جمع از سوابق و،پيشينه و هويت فرد.هرفرد موجودي مرموز است.(شاو:شهرهاي بزرگ مامن جنايتكاران است)

4)       ارتباط سطحي:   توجه به جوانب فيزيكي و مادي افرادبه عنوان معيارهاي قضاوت متقابل.

 

گروه هاي متخصص ارتباط جمعي(از نظر دوركيم):

گروه اول:  به بررسي درباب محيط سياسي پيرامون و دولت به عنوان يك كل مي پردازد.

گروه دوم:  به تنظيم پاسخ دولت به محيط مي انديشد.

گروه سوم: منتقل كنندگان الگوهاي پاسخ از پيران به جوانان.سياستمداران در باب محيط پيرامون تخصص مي يابند:

گروه (1):نويسندگان وگويندگان وسايل ارتباطي پاسخ دروني را تنظيم ميكنند.

گروه (2): مربيان و والدين مسئول انتقال ميراث اجتماعي به نسل جوان.

گروه (3):تمام اينه گروه ها در يك تشكل قرار گرفته تاشناخت وپاسخ هماهنگ شوند.كل جامعه پيامي متشكل و همگن يابد ورابطه انسانهادرخلال زمانها صورتي متفرق و تجزيه يافته نداشته باشد:(ساخت ارتباطي)

 

آثار مثبت ومنفي رسانه هاي جمعي دربخش خصوصي ودولتي:

دولتي:  : بي نيازي مالي- به جاي توجه صرف  به نيازهاي مردم نقش راهبري فرهنگي را ايفا ميكند.آگهي هاي تجاري محدود ومعقول-

 

خصوصي: چنانچه بدون كنترل دولت باشدزمينه سرمايه گذاري افراد يا شركتها -   فاقد ابعاد مثبت وسازنده فرهنگي  ،‌ ازحيث سياسي : كانديداهاسود مي برند ،‌  ازنظراقتصادي :آگهي هاي تجاري لابلاي اخبارمهم واستثمارانسانها   ،‌  آگهي هايي باتصاوير تندو مستهجن مخل اخلاق عمومي وسيله ارتباطي درخدمت مسخ انديشه وازبين برنده تعادل رواني ايجاد حس نياز وآزمندي درانسان ها- بيماري هاي رواني(استرس)- سودجويي،تحريك جوانان ومردم فريبي