حجاب و مصونیت اجتماعی

تهيه و تنظيم :   حميده طالبيان  ، زهرا صالحيان

حجاب و مصونيت اجتماعي

بحران بد حجابي در كشور ناشي از نداشتن حجاب نيست بلكه ناشي از بلاتكليفي در يك فضاي گونه گون بودن حجاب و كمرنگ شدن اين ارزش است. اگر به اين مساله با ديده تعميق بنگريم مي بينيم كه در واقع بدحجابي در كشوري كه نوع حكومتش جمهوري اسلامي است. يعني : اصولي كه بر آن حاكم است بر پايه دين اسلام بنا شده پس مي فهميم كه دست يا دست هايي در كار است كه مي خواهند از داخل به ارزش هاي اسلامي ضربه زده تا ما از درون خالي نمايد تا خلائي در خود احساس كرده و براي پر كردن آن ، ارزش هايي را كه آنان تجويز كرده اند براي خود دروني كنيم.

در اين مقاله سعي شده است مفهوم حجاب را توضيح داده و اثرات ارزشمند اين مقوله را روي مصونيت اجتماعي بررسي كنيم و به اين موضوع كه حجاب فقط مختص جامعه اسلامي ما نيست بلكه از گذشته هاي دور اين مفهوم مطرح بوده و تازگي ندارد ، پرداخته ايم و سرانجام درباره مولفه مورد نظر به اين نتايج رسيده ايم كه :

الف ماهيت حجاب مبحثي نو و تازه نيست بلكه از قديم الايام (خلقت آدم) اين مبحث وجود داشته ولي اشكال آن در جوامع فرق مي كرده است.

ب بيشتر مفاسد اجتماعي را از طريق اهميت دادن به حجاب مناسب مي توان بر طرف كرد.

پ اگر در جامعه تمامي تلاش مسئول بر اين باشد كه نه خشونت بلكه با نهادينه كردن اين ارزش در جامعه به آن اهميت دهند واكنش هاي منفي از جانب افراد ناآگاه جامعه برطرف مي شود.

ث با اهميت دادن به اين مقوله و بر طرف كردن مشكلات آن در زمينه هاي مختلف اكثر مفاسد اجتماعي برطرف مي شود و راه را براي اعتلاي كشور در جنبه هاي مختلف باز مي كند.

كليد واژه ها

حجاب مصونيت اجتماعي مفاسد اجتماعي فطرت نياز دروني

مقدمه :

توطئه هاي دشمنان هميشه به يك صورت نيست. استعمارگران گاهي با قتل و غارت و گاه با اشغال نظامي و زماني با تارج اقتصادي در جهت تامين خودگام بر مي دارند ولي امروزه استعمار نو ، فرهنگ و دين و عقايد و آداب ملت ها را مورد هدف قرار داده و درصد تحقير آن و تحميل فرهنگ مبتذل خويش برآمده است كه در اين صورت ملت ها آسيب هاي اجتماعي زيادي مي بينند. ما با شكست تمامي ترفندهايي كه براي نابودي انقلاب ما صورت گرفت استكبار جهاني درصدد پيدا كردن راهي براي شكست اين انقلاب برآمد كه با بررسي هايي كه به عمل آمد به اين نتيجه آنان را رساند كه فرهنگ فساد و بي حجابي را از طرق مختلف در كشور ما اشاعه دهند و با پخش كردن فيلم ها و برنامه هاي مبتذل غرب راغب كنند تا بدين ترتيب اين ملتي كه در مقابل استكبار شرق و غرب استادگي كرد و از عقايد خود تا سر حد جان دفاع كرد را از درون به هم بريزند و با ترفند هاي مزورانه ي خود جوانان را از معنويات خالي كرده و فرهنگ خود را به آنان غالب كنند تا تضاد دروني در جامعه پيش آيد و جامعه دچار آسيب هاي اجتماعي جبران ناپذيري شود.

فلسفه پوشش اسلامي چند چيز است بعضي از آنها جنبه رواني دارد و بعضي جنبه خانوادگي و بعضي جنبه اجتماعي و بعضي مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او.

«حجاب در اسلام از يك مساله كلي تر و اساسي تري ريشه مي گيرد و آن اين است كه اسلام مي خواهد انواع التذاذهاي جنسي چه بصري و چه لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد اجتماع منحصراً براي كار و فعاليت باشد. 1»

اسلام نه مي گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه مي گويد حق تحصيل علم و دانش را ندارد بلكه علم و دانش را فريضه مشترك زن و مرد دانسته است اسلام نمي خواهد زن بيكار بنشيند و وجودي عاطل و باطل بارآيد پوشاندن بدن مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي اجتماعي و اقتصادي نيست آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماعي است آلوده كردن محيط كار به لذت جويي هاي شهواني است.

«حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گران بها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است . زن با هوش فطري و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد دست و پنجه نرم كند از عهده ي زوربازوي مرد بر نمي آيد و از طرف ديگر نقطه ي ضعف مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود خود نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است وقتي زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطه ي ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به تجمل خود شد متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نيز شد و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد .»


تاريخچه حجاب

پوشش يكي از خواسته هاي فطري انسان است زيرا اگر در آفرينش انسان دقت كنيم و داستان آدم و حوا را مطالعه كنيم مي بينيم كه پس از خوردن ميوه ي ممنوعه توسط حضرت آدم و همسرش و مشخص شدن آلات تناسلي آنان بلافاصله حضرت آدم و حوا از برگ درختان براي پوشاندن خود استفاده مي كنند.

«آنگاه كه آدم و حوا از آن درخت ممنوعه چشيدند و پوشش آندو از بين رفت به سرعت با برگ درختان ، خويش را پوشاندند» (اعراف آيه 22)

از آن پس نيز كه در زمين ساكن شدند و نسل هاي متعددي از آنان پديد آمد به همين منوال سعي در حفظ و پوشاندن خود از ديگران ابتدا توسط برگ درختان و سپس از پوست حيوانات و بعدها كه پيشرفت كردند از دست بافته هاي خود ، خود را مي پوشاندند اين اقدامات تحت هيچ گونه آموزشي صورت نگرفته بود بلكه فطري بود و بر اساس يك نياز دروني شكل گرفته بود كه در اين مورد نيز « روان شناسان از كلمه حيا در درون انسان استفاده مي كنند و حيا را تعديل كننده غرائز و ضامن اجراي قوانين اجتماعي و اخلاقي مي دانند. [1]»

يكي از مشخصه هاي بارز انسان نسبت به ديگر موجودات همين پوشش است و كساني كه تحولات زندگي بشر را از آغاز تاكنون مورد بررسي قرار داده اند به اين نتيجه رسيده اند كه سير تكاملي تمدن بشري با تكامل پوشش همراه بوده است حال مي بينيم بي حجابي كه شامل نيمه برهنگي و برهنگي است از مختصات انسان هاي وحشي و غير متمدن بوده است كه متاسفانه استكبار جهاني براي شكست دادن عقايد راستين انسان ها از آن استفاده مي كنند.

مسلماً پيدايش حجاب در بدو امر از لحاظ حفظ حرمت زنان محترمه بوده و بعد به تدريج صورت عفاف به خود گرفته و با آداب مذهبي اختلاط يافته است.

ادبيات ايران باستان نيز حجاب زنان ايران را منعكس كرده است.

« آخر چادر و مشكو رسم ايرانيان بود و از آنجا ريشه داشت در شاهنامه در سه جا ذكر چادر شده است يكي در رفتن كرديه يه ايوان مدائن ، يكي در ملاقات شيرين و شيرويه و باز در تكليف كاووس به سياوش كه به مشكو برود كه سبب هلاكت او شد حفاظ فخر نجبا بوده است» (خاطرات و خطرات از هدايت)

راسل چنين مي نويسد اخلاق جنسي آنچنان در جوامع متمدن ديده مي شود كه از دو منبع سرچشمه مي گيرد يكي تمايل به اطمينان پدري ، ديگري اعتقاد مرتاضانه به خبيث بوده عشق . اخلاق جنسي در اعصار ما قبل مسيحيت و در ممالك خاور دور تا به امروز فقط از منبع اول منشعب مي شود و استثناي آن هند و ايران است كه ظاهراً رياضت طلبي در آنجا پديد آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است (زناشوئي و اخلاق . راسل)

«حجاب گرفتن زنان قدمتي طولاني دارد سپس از دايره المعارف لاروس گرفته و نقل مي كند كه زنان يوناني در دوره هاي گذشته صورت ها و اندامشان را تا روي پا مي پوشانند اين حجاب در بين زنان سيبري و ساكنان زيبا در جزيزه كوس و ديگر جزاير ساخته مي شد و هم چنين حجاب در بين زنان سيبري و ساكنان آسياي صغير و زنان شهر ميدي و فارس و عرب وجود داشته و زنان روماني از حجاب شديدتري برخوردار بوده اند» (دايره المعارف فريد و جدي)

«خانم فاطمه امامي تبعه ي استراليا و دكتراي جامعه شناسي و علوم سياسي مي گويد من به عنوان زني كه 27 سال است در غرب زندگي مي كند ، مي دانم در آنجا چه مي گذرد . مردم از غرب بهشتي را تصور مي كنند ولي در وراي اين بهشت جهنمي نهفته  است كه تار و پود بشريت را به نابودي مي كشاند، زن در غرب بدون حجاب مانند كالا است و مانند مجسمه ي بي روحي است كه از آن به عنوان كالاي تبليغاتي استفاده مي كنند » (روزنامه كيهان شماره 11485)

«ويليام جميس روانشناس معروف در تاييد اين مطلب چنين مي گويد زنان دريافتند كه دست و دل بازي مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند .» (لذات فلسفه ص 130)

حال بايد ديد حجاب از ديدگاه ما ايرانيان چگونه است .

ما ايرانيان هر چيز با ارزش را سعي مي كنيم با مخفي كردن و استفاده از وسايلي براي پوشاندن آن او را حفظ كنيم . براي مثال زيورآلات زنان كه از نظر آنان ارزشمند است را سعي مي كنند در معرض ديد كساني كه نا اهل هستند نگذارند. پس چگونه است كه گوهر ارزشمند وجود انساني كه خداوند او را مظهر زيبايي و كمال قرار داده و به قول امام از دامن اوست كه مرد به معراج مي رود را در معرض ديد بوالهوساني قرار دهيم كه غير از سوء استفاده چيزي به فكرشان نمي رسد به نظر من اگر جوانان به اهميت وجود خود پي مي بردند سعي در حفظ خود و حريم خود مي كردند تا هم سوء استفاده از خود را دور كنند و هم اين اوقاتي را كه صرف رسيدن به خود و آرايش كردن براي ديگران مي كنند را صرف اموري كنند كه براي آينده ي آنان مفيد باشد.


حجاب و جايگاه آن در جامعه اسلامي

از ديرباز فساد عامل تباهي اجتماعات بشري بوده به طوري كه مي توان اين تجربه را به عنوان يكي از قوانين حاكم بر ملت ها به حساب آورد كه تاريخ آن را به طور مكرر ثبت كرده است .

حجاب در لغت به معناي حايل شدن پوشاندن مانع شدن است و ريشه كلمات كه حجب است به معناي پرده ، پوشش ، لباس ، پارچه و چيزي كه چيز ديگر را بپوشاند با توجه به اين معنا به اين مطلب پي مي بريم كه حجاب باعث مصونيت و اطمينان داشتن است زيرا هميشه پرده يا پوشش قرار داده مي شود كه چشم هر نامحرمي را بر روي وسايلي كه در طرف ديگر پرده وجود دارد ببندند.

پديده حجاب از جمله مواردي است كه در اكثر مكاتب آسماني به ضرورت رعايت آن در جامعه توسط زن و مرد تاكيد شده است.

اگر بخواهيم پديده حجاب را به عنوان يك پديده فرهنگي مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم بايد ابتدا بين برداشت شخصي و نگاه اسلامي تفاوت قايل شويم.

مساله حجاب مساله اي نيست كه فقط از جانب زن رعايت شود بلكه بايد اين حجاب براي مردان هم باشد ولي متاسفانه در جامعه كنوني حجاب را فقط براي زنان مي دانند و بعضي از مردم فكر مي كنند كه اگر از جانب مردان حجاب رعايت نشود هيچ مشكلي پيش نمي آيد پس اگر بخواهيم در راه از بين بردن مفاسد اجتماعي كه در نتيجه رعايت نكردن حجاب پيش مي آيد قدم برداريم بايد مردان نيز به اين مقوله توجه كنند تا رعايت آن از جانب زن و مرد باعث از بين رفتن مفاسد اجتماعي شود در واقع با رعايت حجاب زن و مرد هم مفاسد اجتماعي از بين مي رود هم اركان خانواده ها مستحكم باقي مي ماند.

متاسفانه عده اي از دختران ، خودنمايي و سپس ارتباط با نامحرم را پلي براي رسيده به ازدواج مي پندارند در حالي كه بي تقواترين مرد جامعه براي ازدواج خود به دنبال عفيف ترين دختر مي رود همه ي جوانان دوست دارند دختري را براي همسري خود گزينش كنند كه براي يك مرتبه هم طرح دوستي و خوش گذراني با جوان ديگري را نداشته است و اسرار و زيبائي هاي جسماني خود را تابلوي نامحرمان نكرده باشد. بنابراين بدحجابي و حركت هاي خلاف عفت چشم انداز خوبي براي ازدواج ندارد و اگر ازدواجي به خاطر جاذبه هاي جنسي صورت پذيرد از بنيان محكمي برخوردار نخواهد بود.

حجاب آزادي فكري و فرهنگي و روحي و رواني بشر را تامين مي كند زيرا با رعايت اين قانون فكر و روان از بردگي هوي و هوس آزاد مي گردد و بي حجابي اگرچه به ظاهر فرار از محدوديت پوشش است ولي بردگي فكري و هنري و فرهنگي و غيره كه زمينه سلطه سياسي استعمارگران و تاراج اقتصادي آنان مي باشد را به ارمغان خواهد آورد.

حجاب ، زمينه فساد را كه عامل اصلي بيماري هاي مقاربتي است از بين مي برد و از اين طريق نقش خود را در سلامت جسماني افراد جامعه ايفا مي نمايد.

«دكتر گوستاولوبون مورخ معروف فرانسوي مي گويد اين مطلب نيز روشن شد كه اسلام در بهبودي وضع زن بسيار كوشيده و نخستين مذهبي است كه مقام زن را بالا برد و روي هم رفته زنان مشرق زمين از نظر احترام و شخصيت علمي و تربيتي و سعادت بهتر از زنان اروپائي هستند. [2]»

به قول گاندي ، زن با اين كه به ظاهر درصدد آزادي برآمده ولي در خطر جديدي قرار گرفته و آن خطر بازيچه شدن و وسيله هوس راني هاي مرد قرار گرفتن است وي مي گويد من ترجيح مي دهم كه نسل انسان نابود شود تا اينكه بماند و با تبديل زن يا ظريف ترين مخلوق الهي از هر حيواني پست تر گردد زيرا وسيله اي مي شود براي عياشي و هوس راني هاي مرد[3].

قرآن در اين مقوله مي فرمايد : اي پيامبر به همسران و دخترانت و همه ي زنان مسلمان بگو كه روسرها را به خويش نزديك سازند تا به عفاف شناخته شوند و مورد آزار اوباشان قرار نگيرند خداوند آمرزنده و مهربان است (احزاب 51)

يا در جايي ديگر پيامبر مي فرمايد : بهترين زنان شما زنان با عفت غيرعقيمي هستند كه تنها براي شوهرانشان خود را مي آرايند و در مقابل بيگانه كاملاً پوشيده اند[4].

اسلام تاكيده كرده است كه زن هر اندازه متين تر و باوقارتر و عفيف تر حركت كند و خود را در معرض نمايش باري رد نگذارد بر احترامش افزوده مي شود.

فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اين كه وقتي مي خواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد حجاب در اسلام يك وظيفه اي است كه بر عهده ي زن نهاده شده است براي مردان به صورتي ديگر و اين چيزي نيست كه با كرامات و شان و مقام زن منافات داشته باشد و يا از جانب مردان به او تحميل شده باشد بلكه به علت رعايت پاره ايي از مصالح اجتماعي زن و مرد وظيفه دارند در معاشرت خود روش خاصي را اتخاذ كنند و طوري رفتار كنند كه امنيت اجتماعي خدشه دار نشود.

«اميرالمومنين (ع) فرموده است : حجاب ، زن ها را پاينده تر ، سالم تر و پاكيزه تر نگاه مي دارد» (نهج البلاغه وصيت امام حسن (ع))

 پوشش ديني سدي بزرگ در برابر تهاجم فرهنگي غرب است كه آنها را از نيل به مطامع فرهنگي و اقتصادي خود ممنوع مي سازد اگر قلعه مستحكم حجاب زن مسلمان فتح شود راه بردگي جامعه اسلامي هموار مي گردد. زنان پوشيده هرگز خود را پايگاه استعمار نمي كنند بلكه به عنوان نيروهاي مسلح فرهنگي سدي محكم در برابر آنها پديد مي آورند به گونه اي كه مي توان گفت پوشش ديني پادزهر تهاجم فرهنگي غرب است . سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوشش زنان رابطه ي مستقيم و غيرقابل انكاري دارد .

اميرالمومنين (ع) در جايي ديگر مي فرمايند پوشيدگي براي زن سودمندتر و زيبايي او را پايدارتر مي سازد (غررالحكم)

وجود زن زينت بخش آفرينش است و افق روح او تجلي گاه رحمت. دامن زن مدرسه بشر است و كمال مرد بدون او ممكن نيست . اصلاح جامعه در گرو تقواي زن و محيط خانواده كلاس درس اوست و بر همين اساس زن مربي بشر است و مي تواند با تربيت فرزندي امتي را رهايي بخشد.

با توجه به مطالب فوق مي بينيم كه جايگاه والاي اين گوهر آفرينش اقتضا دارد كه در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش هاي او حفظ شود و اين است فلسفه پوششي كه خداي حكيم براي جمال خلقت واجب كرده است ( حجاب در عصرما - اكبري)

عفاف و حجاب يكي نيستند عفاف حالتي دروني است و حجاب به ظاهر و شكل بر مي گردد و تفاوت آن در ظاهر وباطن است . ممكن است افرادي عفيف و پارسا باشند اما حجاب را به گونه اي كه مورد توصيه شرع است دارا نباشند ولي به اين امر نيز بايد توجه كرد كه اين جدايي تا كجا مي تواند ادامه يابد آيا مي تواند به عنوان يك قاعده ي عام در آيد بنابراين مكان جدايي عفاف از پوشش اگر چه پذيرفته مي شود ، اما قانون گذار با توجه به اوضاع اجتماعي و روحيات و هوس هاي آدمي بايد عموم را در نظر گيرد و قانون وضع كند ، نه اين كه چون چند زن بدون حجاب ، عفاف خود حفظ را مي كنند قانون را بشكند از آن گذشته اگر زنان بدون حجاب عفيف و پاك هستند آيا مردان نيز چنين هستند و هوسبازي نمي كنند و از هرزه گي دست بر مي دارند. در واقع حجاب زن و مرد تدبيري است براي سلامت جامعه ي انساني و در قانون گذاري بايد اين كليت منظور شود از سوي ديگر مگر مي توان رابطه بين ظاهر و باطن را ناديده انگاشت متانت در سلوك و رفتار ظاهري و سنگيني در انتخاب لباس و پوشش از عفاف دروني خبر مي دهد (حجاب مهدي مهريزي)

پوشش ديني نه تنها مخالف آزادي نيست بلكه بهترين آزادي را به ارمغان مي آورد و به فرض محدوديت كه تصور شود يك محدوديت ارزشي است كه زن و جامعه او را ، از مفاسد زيادي حفظ مي كند اما اين بدحجابي و برهنگي است كه آزادي واقعي را سلب مي كند و از زن اسير مي سازد زيرا آزادي زن به آزاد سازي از سيطره ي شهوت است نه خودنمايي و برهنگي كه فروريختن ارزش هاي او را به همراه دارد .

« بي حجابي فقر فرهنگ ديني است فرامين الهي و از جمله حجاب اسلامي از سوي خداي تعالي به بشر ابلاغ گرديده است و عمل به آنها جز در پرتو ايمان به پروردگار عالم كه ريشه اصلي عمل است ميسر نخواهد بود بنابراين كساني كه از اعتقاد به خداوند در شك و ترديد بسر مي برند و قلب آنها از ايمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمينان نرسيده است در عمل به دستورات الهي تسامح مي ورزند و تا زماني كه اين مشكل اعتقادي برطرف نشود بهبودي حاصل نمي گردد چرا كه ايمان به خدا مادر ارزش هاست » (حجاب در عصر ما ص 113)

غرب بعد از رنسانس و انقلاب صنعتي خود ، زندگي زن را به طور كلي متحول كرد و بي رحمانه او را از ارزش هاي خود تهي گردانيد غرب در برابر گرفتن حجاب زن به او چيزي نداده است بلكه به دنبال آن ارزش هاي ديگر او را ربوده است به گونه اي كه زن غربي فقيرترين زن عالم است و اين به خاطر سادگي و فريب خوردگي تاريخي عهد رنسانس است اگر زن غربي همانند زن ايراني مقاومت مي كرد و با اتكا بر دين به مبارزه با افزون طلبي هاي مردان مي پرداخت به پيروزي مي رسيد اما تسليم شد و بزرگترين ضربه هاي تاريخي را كه به واژگوني او منتهي گرديد دريافت كرد ضربه هايي كه بر زن غربي وارد شد كفاره ي سرپيچي او از حجاب و عفافي است كه خداوند در همه ي اديان براي زن واجب فرموده است .

پيامدهاي عدم رعايت حجاب

مستر همفر جاسوس كهنه كار انگليسي كه معتقد بود بايد حجاب از زن مسلمان گرفته شود مي گويد :

« پس از آن كه زنان را از چادر عبا بيرون آورديم بايد جوانان را تحريك كنيم كه دنبا آنها بيفتند تا فساد در ميان مسلمانان رواج پيدا كند و براي پيشبرد اين نقشه لازم است اول زنان غيرمسلمان را از حجاب بيرون بياوريم تا زنان مسلمان از آنان ياد بگيرند » (كشف حجاب ص 14)

اقبال لاهوري در آگاهي زنان از فريب هاي تبليغاتي استعمار اين اشعار را سروده است.

اي ز افسون فرنگي بي خبر

                                                  فتنه ها در آستين او نگر

از فريب او اگر خواهي امان

                                                     اشترانش را ز حوض خود بران

« رسول گرامي اسلام مي فرمايند :

در معراج زني را ديدم كه آتش از او زبانه مي كشيد زيرا خود را براي مردم آرايش مي كرد» (وسايل الشيعه ج 14 ص 155)

طبق تحقيقاتي كه در ايالات متحده به عمل آمده روي هم رفته نود درصد مردم اين كشور به بيماري هاي مقاربتي مبتلا مي شوند از اين رقم عده اي كه در بيمارستان هاي رسمي آمريكا معالجه مي شوند بالغ ر 360 هزار نفر مي باشند .

از تمام بيمارستان هاي ايالات متحده 650 بيمارستان تنها به امراض مقاربتي اختصاص داده شده در حالي كه معادل 5/1 برابر افرادي كه در اين بيمارستان ها معالجه مي شوند . به پزشك هاي خانوادگي و خصوصي مراجعه مي نمايند. [5]


پيشنهادات و نتيجه گيري :

بحران بدحجابي در كشور ناشي از نداشتن حجاب نيست بلكه ناشي از بلاتكليفي در يك فضاي گونه گون بودن حجاب و كمرنگ شدن اين ارزش است حال در دوره اي زندگي مي كنيم كه هر جامعه اي سعي در بالا بردن جايگاهش در جامعه جهاني دارد و براي مطرح شدن در اين جامعه سعي در بالا بردن و حفظ ارزش هاي فرهنگي خود دارد . در ايران كنوني پس از انقلابي كه در سال 1357 صورت گرفت ارزش هايي در جامعه مطرح شد كه قبل از آن نيز در بين اكثريت مردم رواج داشت ولي متاسفانه با حاكميت قشر خاصي اين ارزش ها رعايت نمي شد.

امروزه كه ديگر حاكميت اكثريت برقرار است مردم خواهان اهميت دادن به ارزش هاي اسلامي كه بيشتر آنها آرمان هاي آنان را تشكيل مي دهد هستند يكي از اين ارزش ها كه جايگاه ويژه اي در بين مسلمانان دارد مساله ي حجاب است با توجه به اين موارد بايد بدانيم چه دست هايي و به چه منظورهايي در كار است كه اين ارزش را كمرنگ كند تا بتوانيم راه حل هاي منطقي در اين مورد پيدا كنيم.

اگر به كشورهاي قدرتمند جها نگاه كنيم در مي يابيم كه بيشتر اين كشورها به خاطر اين كه در ميدان قدرت رقيبان خود را از صحنه خارج كنند دست به ترفندهاي مختلف زده تا به اين ترتيب بدون اينكه واكنش منفي از سوي جوامع ديگر برايشان ايجاد شود راحت تر بتواند رقباي خود را از صحنه خارج كنند حال مي بينيم كشور ما با انقلاب خود و سرلوحه قرار دادن ارزش هاي اسلامي در اصول سياست خارجي و داخلي خود مانند رقيبي توانمند در صحنه بين المللي براي آنان درآمد كه نه از لحاظ اقتصادي بلكه از لحاظ فرهنگي اثرات زيادي بر جاي گذاشت در ضمن اگر به رويدادهايي كه داخل كشورهاي قدرتمند مي گذرد نظري هر چند اجمالي بيافكنيم به اين نكته مهم پي مي بريم كه اگر چه از لحاظ اقتصادي در سطح بالايي از پيشرفت قرار دارند ولي به دليل اين كه از معنويات دور مانده مردمش احساس كمبودهايي مي كنند كه بايد از منبعي تامين شوند خوب با روشن شدن اين موضوع كشورهاي قدرتمند ديدند كه با تاثيرات ايران اسلامي روي كشورهايشان تحولاتي اساسي در كشورهايشان روي مي دهد اين بود كه سعي در مخدوش كردن ارزش ها از طرق مختلف كردند ابتدا با ترور شخصيت هاي مهم همراه با شايعه پراكني از طرق رسانه هاي مختلف و سپس با براه انداختن جنگ تحميلي كه به دليل شكست خوردن در زمينه هاي فوق به اين نتيجه رسيدند كه هيچ ملتي را نمي توان شكست داد مگر اين كه ارزش هايي كه بر پايه آن شكل گرفته را بي اهميت كنند تا بتوانند ارزش هايي كه باعث انحطاط رقيبشان مي شود جايگزين آنها كنند و در مورد ايران ديدند حجاب ارزشي است كه در صورت نبودن آن ارزش هاي زيادي من جمله پاكدامني عفت حيا- امنيت خانواده و در نهايت جامعه استقلال جامعه با ورود كالاهاي آرايشي و غيره از بين مي روند و مردم ما از دست دادن چنين ارزش هايي مجبور به قبول ارزش هايي براي جايگزيني آن مي شوند و آنان مي توانند به اجراي مقاصد شوم خود بپردازند پس آنان تصميم گرفتند اين ارزش را از طريق ماهواره پخش فيلم ها و سريال هاي مستهجن و تبلبغ لباس هايي كه اين ارزش را كمرنگ مي كگرد از بين ببرند  به اين ترتيب ارزشي كه مصونيت اجتماعي مردم را تضمين مي كرد خدشه دار كرده و به اهداف خود برسند پس ما بايد درصدد مقابله با ترفندهاي دشمنان برآمده و نقشه آنان را نقش بر آب كنيم كه اين كار از طرق مختلف صورت مي پذيرد .

ميزگرد شعر ادبيات فراخواني مقالات تعيين موضوع حجاب براي انشا و هنرهاي تصويري مسابقات فرهنگي و غيره كه اين موارد آثار مثبتي را به همراه دارد مسابقات مي توانند به صورت فرخواني مقالات و انتخاب مقالات برتر يا تصاوير نمايشنامه قصه شعر و ديگر هنرهاي مربوطه به حجاب اسلامي در بين جوانان و نوجوانان باشد هم چنين مصاحبه رسانه هاي گروهي با بانواني كه از حجاب برتر برخوردارند و از يك ويژگي خاص هنري علمي و غيره برخوردارند از عوامل موثر در گسترش فرهنگ حجاب است باز به اين نكته بايد توجه كرد كه تدريس كامل پوشش ديني در مدارس يكي از منطقي ترين و مهم ترين را نشان دادن حجاب اسلامي در كشور است به ويژه اگر با كارآموزي لازم همراه باشد.

استفاده از فيلم هاي آموزشي از طريق پرطرفدارترين رسانه يعني تلويزيون مي تواند اين ارزش را در جامعه نهادينه كنند البته فيلم هايي كه آثار مثبت حجاب و آثار منفي بي حجابي و بدحجابي را به جوانان و نوجوانان نشان داده و آنان را به صورت غيرمستقيم آگاه سازد. هم چنين با برنامه ريزي صحيح مدارس و استفاده از مربياني كه بيشترين پايگاه اجتماعي را در بين دانش آموزان دارا هستند براي اينكه آنان از طريق سخنراني ها اردوها و همراه شدن آنان با دانش آموزان جهت تهيه نشريات و مقالات در اين زمينه راه هاي مناسبي است براي ترويج اين ارزش .

در ضمن بايد به اين نكته هم واقف باشيم كه وقتي زير بناي فكري آدمي مبرا از كثري و انحراف باشد تمام كوشش هايش بر مبناي واقع بيني و دور انديشي قرار مي گيرد و از انوار خداپرستي روشن مي گردد مسلماً كسي كه به خدا ايمان دارد از سلامت فكر و جهان بيني منطقي برخوردار مي شود و به سوي تعالي پيش مي رود از آن پس چون فكري روشن و منطقي دارد درباره ي تمام مسائل زندگي عميق و انساني مي انديشد و از ترس و بد دلي در امان است زناني كه از سلامت رواني برخوردارند در خود كمبودهايي احساس نمي نمايند خداوند حجاب را واجب نمود تا اين امر دروني با حفاظ بيروني محفوظ گردد و زن براي انجام وظايف طبيعي اجتماعي خود مهيا شود. آري خداوند مي خواهد اين موجود لطيف را با حجاب ببيند و او را با اين پوشش دوست دارد چه زيباست پيوند ميان خدا و بنده اش به همين جهت آنگاه كه زن در پيشگاه معبودش حاضر مي گردد تا نماز گزارد مي بايست حجاب را به طور كامل رعايت نمايد تا نماز و نياييش صحيح بوده و مقبول خداوند قرار گيرد.

پس حجاب پوششي است تا زن به خويشتن باز گردد و خود را بيابد و بتواند به سوي ارزش هاي متعالي انساني پر بگشايد و بر قله ي عزت و شرفت و صعود نمايد بدين سان حجاب از خود بيگانگي جلوگيري كرده و مقدمه ي خودشناسي و در نتيجه خداشناسي و قرب به خدا تعالي گردد.


منابع و ماخذ

1- محمدي علي 1370 فلسفه حجاب انتشارات ارم

2- مجلسي علامه بحارالانوار ج 103

3- امام خميني روح ا... تحرير الوسيله ج 1

4- اكبري محمدرضا 1380 تهران حجاب در عصر ما انتشارات پيام آزادي

5- قرآن مجيد

6- فيض الاسلام سيد علينقي 1378 نهج البلاغه انتشارات فيض الاسلام

7- روزنامه كيهان شماره 11485 سال 1370

8- خليليان سيد خليل. 1380 سيماي زنان در قرآن و زنان بزرگ صدرالسلام شركت سهامي انتشار

9- وسايل الشيعه ج 14 صفحه 155

10- مستدرك الوسائل ج 7 صفحه 463

11- مطهري مرتضي 1372 مساله حجاب انتشارات صدرا

12 وجدي فريد 1375 دايره المعارف جلد سوم

13- هدايت مهديقلي 1375 خاطرات و خطرات

14- مهريزي مهدي 1379 حجاب انتشارات موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر

 

 

2-آآنان آنان

 

 

 

 

 



[1]  - حقوق زن در اسلام و اروپا

[2] - تاريخ تمدن اسلام و عرب

[3]  - روح بشر ، ص 211 .

[4]  - فروغ كافي ج 5

[5]  - دايره المعارف بريتانيا ، ج 23 ص 45 بلاهاي اجتماعي ص 114 .