سیری در اندیشه های جلال آل احمد 

با تکیه بر باورهای جامعه شناختی 

 

تهیه وتنظیم : گروه علوم اجتماعی واقتصاد شهرستان شهرضا

چکیده

موضوع این تحقیق بررسی اندیشه های جامعه شناختی جلال آل احمد است. جلال آل احمد بی شک یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر ماست که در طول مدت عمر کوتاه خود گامهای بزرگی در راه فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم برداشته است. او اکنون به عنوان یک نویسنده صاحب سبک در ادبیات معاصر شناخته می شود. نثر آل احمد صریح ، طنز گونه ، کوتاه و نزدیک به زبان گفتاری است.از او نزدیک  به چهل و پنج اثر ادبی ، اجتماعی ، سیاسی و ترجمه به یادگار مانده است. در آثارش فضای سیاسی و اجتماعی ایران به چشم می خورد نکته ای که در مورد جلال آل احمد جالب توجه است. بیان صریح او بوده است که با توجه به خفقان سیاسی زمان خود اوضاع نا مناسب جامعه و بی عدالتی ها را در آثارش بیان کرده است.

تحلیل رمان و داستان های آل احمد نشان می دهد که نویسنده به معنی اخص کلمه به کمک « روش مشاهده همراه با مشارکت» که یکی از عمده ترین روش های مردم شناسی است ، موارد مورد نیاز داستانهای خود را فراهم کرد. ذوق و استعداد هنری و آشنایی او با روش های مردم شناسی به آل احمد این امکان را می دهد که به نحوی شایسته « واقعیت اجتماعی» را توصیف کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

جلال آل احمد ، بی شک یکی از تأثیر گذارترین و پر مخاطب ترین نویسندگان مکتب رئالیسم اجتماعی ایران در پنج دهه گذشته بوده است. قلم این نوسیندۀ بزرگ همچون معاصر دیگر خویش دکتر علی شریعتی جامعه شناس و متفکر نامی و معاصر دو نسل گذشته را به جِد می آورد و آنان را در راه تعهد و مسئولیت اجتماعی بسیج می کند. (جهانی ١٣٦٢- ص٥٤ )

 جلال آل احمد در قالب داستانهای بلند و کوتاه و با تعهد سرشار سیاسی و با مقالات انتقادی    اجتماعی جامعه خویش را در راه مبارزه با هرچه که نشان دهنده بی عدالتی و ستم است بسیج می کرد. جلال آل احمد نوشتن برایش هدف نبود بلکه ارتقای جامعه انسانی و دستیابی جامعه ایرانی به آزادی ، عدالت ، رفع تبعیض های طبقاتی و... منظور نظرش بود. جلال آل احمد از سال های جوانی تا پایان عمر کوتاهش ، همواره در یک تکامل تدریجی فکر سیر می کرد و مانند رودی جاری ، شکل ثابتی نداشت او روشنفکری متعهد ، نویسنده ای آگاه و مبارزه جسور در جامعه زیر سلطه ، در روز های خاموش و در میان مردمی نا آگاه بود که با قلمی شیوا و نثری گیرا و اندیشه ای روشن و قاطع ، با فرهنگی آشنا، صداقتی کم نظیر ، رویه ای مردمی و با تکیه بر غنای فرهنگی شرق و آشنا به فرهنگ غرب ، در گیری های این فرهنگ را با جامعه تحت استیلا به روشنی نشان داد.هیچ مسألۀ با اهمیتی را نمی توان فکر کرد که برای جامعه و دنیای زمان او مطرح نشده باشد و آل احمد در مورد آن داروی پر شور ، شجاعانه و انسانی نکرده باشد. (جهانی ١٣٦٢- ص٦٧ )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول «کلیات تحقیق»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توضیح تحقیق :

یکی از کار آمد ترین و مؤثرترین ابزار ثبت و انتقال اندیشه ها و حوادث بشر ، نوشتن آن هاست که گاه در تاریخ هر کشوری ، نویسندگاه زیر دستی پدید می آیند که اندیشه های خویش را به زیباترین شیوه ، قلم می زنند و عمیق ترین تأثیر را بر جامعه  خویش به جا می گذارند. بی تردید ، جلال آل احمد یکی از سر شناس ترین نویسندگان ایرانی است. نویسندگی را از شانزده یا هفده سالگی آغاز کرد و نخستین اثر خود را در بیست سالگی به چاپ رساند. جلال به نویسندگی مانند یک مریضی روزانه می نگریست.

حاصل قلم زنی های سی ساله او حدود چهل و پنج داستان ، مقاله ، سفر نامه و ترجمه است که برخی از آنها ، بهترین نمونه های زمان خود بودند. آثار جلال هنوز هم با استقبال جوانان و روشنفکران ایرانی رو بروست. آل احمد از جمله نویسندگانی است که به تمام ابعاد جامعه توجه داشته است و با قلم روان خود مشکلات جامعه را بیان کرده و راه درمان آن را بیان کرده است. به عنوان مسال کتاب غرب زدگی جلال آل احمد نشان می دهد که او در حوزه مسائل اجتماعی صاحب یک مکتب فکری است ، اگر چه خود هرگز چنین ادعایی نمی کرد. او شرایط و جریان های گوناگون جامعه را به درستی درک کرده و با دقت بررسی نموده و هوشمندانه ، دیگران را نیز آگاه می ساخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف تحقیق:

در این تحقیق سعی شده است اندیشه های جامعه شناختی آل احمد بررسی شود. اندیشه های مورد بررسی او عبارتند از

١) اندیشه های اجتماعی: با توجه به اینکه آل احمد از روشنفکران و نویسندگان بزرگ معاصر است، بررسی اندیشه های اجتماعی او قابل توجه است. با توجه به گفتۀ جلال که « زمانۀ ما ، زمانۀ تشدید اختلاف اجتماعی است. » (آل احمد- ١٣٤١- ص١٨٩ ) ناعدالتی های اجتماعی در زمانۀ او پیدا می کند و او سعی کرده با بیان سلیس خود ، همۀ بی عدالتی ها را نشان دهد.

٢) اندیشه های سیاسی : همانطور که می دانیم آل احمد در سال ١٣٤٨ فوت کرده است ، اندیشه های او مربوط به دوران قبل از انقلاب اسلامی است ، دورانی که خفقان سیاسی در کشور بیداد   می کند ولی آل احمد با بیان سلیس خود تحلیل تبعیضات و نا به سامانی های اجتماعی اشاره     می کند و فشارهای ساواک هیچ تأثیری بر روی او ندارد. بررسی این اندیشه ها در نوع خود       می تواند جالب توجه باشد.

٣) اندیشه های فرهنگی : با توجه به اینکه آل احمد دورانی دا در خدمت آموزش و پرورش بوده و یک فرهنگی به حساب می آمده ، بررسی اندیشه های فرهنگی آل احمد مهم به نظر می رسد. در این تحقیق همچنین سعی شده است زندگی نامه جلال آل احمد به طور خلاصه بیان شود. همچنین آثار جلال مورد بررسی قرار گرفته. آثار او به چند دسته تقسیم می شود ١) داستانها  ٢) سفر نامه  ٣) ترجمه ها  ٤) نمایش نامه ها و...

 

 

 

 

 

اهمیت و ضرورت تحقیق :

اهمیت تحقیق بررسی اندیشه های جامعه شناختی آل احمد این است که با اندیشه های اندیشمندان بزرگی همچون جلال آل احمد آشنا می شویم. و با طرز فکر ، اعتقادات ، زندگینامه ، آثار ، اندیشه های سیاسی اجتماعی فرهنگی و غیر... آشنا می شویم و اینکه از کجا شروع کرده اند و چه حوادثی برای آنان رخ داده و اینکه آثار و اندیشه های این اندیشمند همانند اندیشمندان دیگر بر جای بماند و ما از وجود چنین گوهران با ارزشی آگاه شویم. باعث انفال آنان به نسل جدید باشیم.

با توجه به اینکه جلال نویسنده ای است که در اکثر زمینه های ادبیات به نوشتن پرداخته از جمله در داستان نویسی مقاله نویسی سفر نامه و ترجمه به نظر می رسد که بیان گویا و قابل فهمی برای خوانندگان خود داشته باشد.

نظر به اینکه نخستین جشنواره ادبی آل احمد برگزار شد و اندیشمندان بزرگی همچون دکتر حداد عادل و حسن پور از عدی در مورد آل احمد نظراتی بیان کردند و به تحلیل اندیشه های او پرداختند برای همگان ثابت شد که آل احمد جایگاه مهمی در جامعه ما دارد و این بر اهمیت و ضرورت تحقیق پیرامون اندیشه های جلال آل احمد افزود.

فرضیه ها :

١) آل احمد چگونه شرایط اجتماعی زمان خود را ارزیابی می کرده است؟

٢) آل احمد چگونه شرایط سیاسی زمان خود را ارزیابی می کرده است؟

٣) آل احمد چگونه شرایط فرهنگی زمان خود را ارزیابی می کرده است؟

٤) چون آل احمد برای حکومت به عنوان خطر به حساب می آمده  و فشار ساواک بر روی او بوده ، معلوم می شود که او با بیان سلیس به مخالفت با حکومت شاهنشاهی می پرداخته است.

٥) آیا آل احمد مورد پذیرش بزرگانی همچون امام خمینی (ره) بوده است؟

٦) آیا آل احمد نویسنده ای مذهبی بوده است؟

٧) آیا می توان آل احمد را به عنوان نویسنده ای ملی گرا به حساب می آورد؟

٨) آل احمد بیشتر از همه با کتاب غرب زدگی اش معروف است.

روش تحقیق :

در این پژوهش از شیوه توضیحی استفاده کرده و با مطالعه و جستجو در آثار جلال آل احمد به توصیف و تحلیل آن پرداخته ام. روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده است.

محدودیت ها و موانع تحقیق :

بدون شک هر تحقیقی بر سر راه خود با مشکلاتی مواجه است که بعضی از این مشکلات را می توان بر طرف کرد و بعضی دیگر هم لاینحل می مانند. من هم در این تحقیق از این محدودیت ها مستثنی نبوده ام از جمله :

١) عدم دسترسی به تمام آثار جلال آل احمد

٢) عدم آشنایی بسیاری از افراد دربارۀ موضوع

٣) عدم همکاری برخی از مسئولان کتابخانه ها

٤) با توجه به اینکه جلال آل احمد دارای آثار بسیار زیاد ی می باشد ، تحلیل تمامی آثار جلال نیازمند زمان بسیار زیادی می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم «ادبیات تحقیق»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظریه ها در مورد جلال آل احمد :

نظرات حداد عادل :

غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در آیین پایانی نخستین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد گفت : غرض از نامیدن این جایزه به نام جلال آل احمد کوششی است برای زنده نگه داشتن نام او ، بنابراین وظیفه داریم به صرف نام او تکیه نکنیم.

حداد عادل رئیس کمسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه آل احمد شخصیت اثر گذار مهم سه دهه از تاریخ معاصر است تصریح کرد : سر گذشت آل احمد سرگذشت یک فرد نیست بلکه سرگذشت یک نسل است. شناخت هر دوران زندگیش قطعه ای پرتپش و پرتپش تر از تاریخ قرنی است که در آن زندگی می کنیم.

حداد عادل زندگی آل احمد را به سه دهه متمایز تقسیم کرد و گفت دهه ٢٠ تا ٣٠ دهه فاصله گرفتن جلال از تصویر عرفی و جاری مذهب است و کشیدن شدن به افکار غیر مذهبی و گاه ضد مذهبی و ما در همین دوران رگه هایی از تفکر کسروی و گاهی تأثیر صادق هدایت را در افکارش می بینیم. حداد گفت : دهه ٣٠ تا ٤٠ کودتای ٢٨ مرداد و قضایای حزب توده جلال را در مسیر دیگری قرار می دهد و جلال در این دوره است که دیگر در مقابل مذهب و حتی ظواهر مذهب نمی ایستد او متوجه می شود که مشکلی نیست و این دوران ، دوران کشش جلال به سمت توده مردم است که کم کم او را از عادت کلیشه ای روشنفکری بیرون           می آورد. وی جلال دهه ٤٠را متفاوت از جلال دهه ٣٠ می داند و گفت نسلی که من آن تعلق دارم با این جلال دهه ٤٠ آشنا است و من هر قدر بخواهم از شوق و اشتیاق نسلم برای خواندن کتابهای او بگویم ، نمی توانم.

حداد عادل گفت : استعداد شگرف ، صداقت و شجاعت جلال غیر قابل انکار دانسته و گفت : سرنوشت نسلی که او به آن تعلق داشت ، نا تمام ماند و او مثل پروانه ای بود که مراحل را کامل طی نکرد.

 

نظر امام خمینی :

امام خمینی «ره» در مورد جلال آل احمد می گوید : آقای جلال آل احمد را یک ربع ساعت بیشتر ندیده ام. در اوایل نهضت یک روز دیدم که آقایان در اطاق نشسته اند و کتاب ایشان ، غرب زدگی در جلوی من بود. ایشان به من گفت : « چطور این چرت و پرت ها پیش شما آمده است.» یک همچو تعبیری و فهمیدم که ایشان هستند. مع الوصف دیگر او را ندیدم. نویسنده بزرگی بود خدا ایشان را رحمت کند.

نظرات سیمین دانشور :

سیمین دانشور می گوید : به نظر من جلال ، بیشتر یک نویسنده سیاسی بود و عقایدسیاسی اش را با زبان قهرمانیش در کسوت قصه و رمان بازگو می کرد. بنابراین جهت گیری او در برابر نظام سیاسی حاکم نقش اساسی در تحلیل داستان هایش دارد و باید اهداف سیاسی جلال در زندگی ادبی و هنری اش را شناخت.

سیمین دانشور می گوید : اگر چه جلال در نوشته هایش تلگرافی حساس- دقیق تیزبین خشمگین-افراطی خشن صریح صمیمی منزه طلب و حادثه آفرین است. اگر کوشش دارد خانه ظلم را ویران کند. اگر در نوشته هایش میان سیاست و ادب ... ایمان و کفر اعتقاد مطلق و بی اعتقادی در جلال است ، در زندگی روزمره هم همین طور است سیسمین دانشور هدف آل احمد را دست یابی به یک راه حل برای نجات خود و فرهنگ و میهن خود می داند.

نظر آیت الله  خامنه ای :

با تشکر از انتشارات رواق اولاً به خاطر احیاء نام جلال آل احمد و از غربت در آوردن کسی که روزی جریان روشنفکری اصیل و مردمی را از غربت در آورد. و ثانیاً به خاطر نظر خواهی از من که بهترین سالهای جوانی ام با محبت و ارادت به جلال آل قلم گذاشته است.

 

 

 

شعر شاملو در وصل آل احمد :

احمد شاملو در وصف او گفته : قناعت وار تکیده بود ، باریک و بلند ، چون پیامی دشوار در لغتی ، با چشمانی از سؤال و عسل و رخساری برتافته از حقیقت و باد ، مردمی با گردش آب مردمی مختصر که خلاصه خود بود.

پیشینیه تحقیق :

 در مورد جلال آل احد آثاری منتشر شده است که به شرح زیر می باشد:

١) «غروب جلال » نوشته سیمین دانشور است و دو بخش را شامل می شود : بخش اول «شوهرم جلال » که در باره زندگی و اندیشه های آل احمد نوشته شده است و بخش دوم «غروب جلال » که درباره روزهای پایانی زندگی آل احمد است و محبت هایی درباره فوت او مطرح می شود این کتاب در سال ١٣٦٠ منتشر شد.

٢) « چکامه زخم » مجموعه ٤٧ شعر است که برای آل احمد سروده شده است. این مجموعه را علی بهداروند در سال ١٣٧٢ منتشر کرد. در این کتاب شعرهایی از مهدی اخوان ثالث احمد شاملو م.آزاد و حسین منزوی آمده است.

٣) «یاد نامه جلال آل احمد » مجموعه مقاله هایی از علی شریعتی محمد علی جمالزاده -  عبدالکریم سروش آیت اله طالقانی و دیگر موافقان و مخالفان جلال آل احمد است که      درباره او نوشته شده اند این کتاب را علی دهباشی در سال ١٣٧٨ منتشر کرد.

٤) « عامیانه های جلال آل احمد » نوشته محمد دربیگی که در سال ١٣٧٧ منتشر شد.

٥) «نقدی بر غرب زدگی » نوشته داریوش آشوری

٦) « خشت و شیشه » نوشته ناصر فتحی راسخ است که درباره هنر معماری در آثار جلال بحث می کند. این کتاب در سال ١٣٨٦ منتشر شد.

٧) « جلال از چشم برادر » توشته برادر جلال ، شمس آل احمد است.

٨) « میعاد با جلال » نوشته مهرزاد جهانی که سالهای پایانی عمر جلال را بیان می کند.

توضیح واژگان :

بررسی : در فرانسه از مصدر( sonder) در معنای بررسی عمل و ماهیت یک شی نا پیدا و یا       دوردست گرفته شده است. در بررسی های اجتماعی و اقتصادی آنگاه که بررسی تمامی افراد و یا موضوعات مورد مطالعه امکان پذیر نیست ، تحقیق از طریق بررسی یا نمونه گیری صورت می گیرد.

اندیشه ها : افکار خیالات نگرانی ها اضطراب ها بیم ها پندارها تصورات ملاحظلات  تأهلات.

جامعه شناختی( sociological). دانشی است نو خواسته و در این صد سال اخیر به صورت علمی مستقل در آمده که گروهبندی اجتماعی و رفتار انسان ، اصول و قوانین سازمان های اجتماعی ، رشد و تکامل هدفها ، وظایف ، مشکلات ، سازگاری و خصایص جامعه انسانی را مورد مطالعه قرار می دهد. به مطالعه و بررسی انسان ها که با هم به صورت دسته ها و گروهها زندگی می کنند.

جلال آل احمد: جلال الدین سادات آل احمد ، معروف به جلال آل احمد ، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در سال ١٣٠٢ در تهران به دنیا آمد. جلال احمد یکی از نویسندگان مشهور ایران است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم « زندگی نامه و آثار جلال آل احمد»



 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی نامه جلال آل احمد :

جلال الدین سادات آل احمد ، معروف به جلال آل احمد ، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصر الدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد ، او در سال ١٣٠٢ پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود. پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد. جلال پس از اتمام دوره دبستان ، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد ، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درس ها ، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند ، با او مخالفت کرد. اما جلال به دور از چشم پدر در کلاس های شبانه دارالفنون ثبت نام کرده و شرکت می کرد. پس از ختم تحصیل دبیرستانی ، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد ، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت ، اما در نجف ماندگار شد ، این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت. پس از بازگشت از سفر ، آثار شک و تردید و بی اعتقادی به مذهب در او مشاهده می شود که بازتابهای منفی خانواده را به دنبال داشت.

آل احمد در سال ١٣٢٣ به حزب توده ایران پیوست و عملاً از تفکرات مذهبی دست شست.دوران پر حرارت بلوغ که شک و تردید لازمه آن دوره از زندگی بود ، اوج گیری حرکت های چپ گرایانه حزب توده ایران و توجه جوانان پر شور آن زمان به شعارهای تند و انقلابی حزب و درگیری جنگ جهانی دوم عواملی بودند که باعث تغییر مسیر فکری آل احمد شدند.

همۀ این عوامل دست به دست هم داد تا جوانکی با انگشتری عقیق و ساده و بی آلایش ، تبدیل شد به جوانی مرتب و منظم با یک کروات و یکدست لباس آمریکایی.

در سال ١٣٢٤ با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال ، این داستان در کنار چند داستان کوتاه دیگر در مجموعۀ «دید و بازدید » به چاپ رسید ، آل احمد در نوروز سال ١٣٢٤ برای افتتاح خزب توده و اتحادیه کارگران وابسته به حزب به آبادان سفر کرد.

آل احمد از دانشسرای عالی در رشته  ادبیات فارسی فارغ التحصیل شده بود. او تحصیل را در دورۀ دکترای ادبیات فارسی نیز ادامه داد اما در اواخر تحصیل از ادامه آن دوری جست و به قول خودش از بیماری دکتر شدن شفا یافت.

در سال ١٣٢٦ به استخدام آموزش و پرورش در آمد. در همان سال ، به رهبری خلیل ملکی و ده تن دیگر از حزب توده جدا شد. آنها از رهبری حزب توده و منش آن انتقاد می کردند و نمی توانستند بپذیرند که یک حزب ایرانی آلت دست کشور بیگانه باشد. در این سال با همراهی گروهی از همفکرانش طرح استعفای دسته جمعی خود را نوشتند.

در سال ١٣٢٦ کتاب « ازرنجی که می بریم » چاپ شد که مجموعه ١٠ قصه کوتاه بود و در سال بعد « سه تار » به چاپ رسید. پس از این سال ها آل احمد به ترجمه روی آورد. آثار          «ژید کامو - سارتر و استایوفسکی » پرداخت و در همین دوره با دکتر سیمین دانشور ازدواج کرد. کتاب « زن زیادی » نیز به این سال تعلق دارد. جلال هیچ گاه صاحب فرزندی نشد. آل احمد در صحنه مطبوعات نیز حضور فعالانه مستمری داشت و در مجلات و روزنامه ها فعالیت می کرد. نکته ای که در زندگی آل احمد جالب توجه است ، زندگی مستمر ادبی او است ، اگر حیات ادبی این نویسنده با دیگر نویسندگان هم عصرش مقایسه شود ، این موضوع به خوبی مشخص می شود.

جلال در سال های فرجامین زندگی ، با روحی خسته و دل زده از تفکرات مادی به تعمق در خویشتن خویش پرداخت تا آنجا که در نهایت ، پلی روحانی و معنوی بین او و خدایش ارتباط بر قرار کرد.او در کتاب « خسی در میقات » که سفر نامه حج اوست به این تحول روحی اشاره می کند و می گوید : دیدم کسی نیستم که به میعاد آمده باشد که خسی به میقات آمده است. این نویسنده پر توان که همواره به حقیقت می اندیشید و از مصلحت اندیشی می گریخت و در اواخر عمر پر بارش ، به کلبه ای در میان جنگل های اسالم گیلان کوچ کرد.

جلال آل احمد نویسنده توانا و هنرمند دلیر به ناگاه در غروب روز هفدهم شهریور سال ١٣٤٨ در سن چهل و شش سالگی به مرگی مشکوک وفات یافت. الیته سیمین دانشور معتقد است که جلال سکته قلبی کرده است. پیکر آل احمد را به تهران منتقل کردند و در میان تدابیر ساواک در مسجد فیروز آباد شهر ری به خاک سپردند.

سال شمار جلال آل احمد :

١٣٠٢ تولد در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران

١٣٢٢ سفر به نجف برای گذراندن دورۀ طلبگی ، بازگشت به ایران پس از چند ماه ، انتشار کتاب عزاداری های نامشروع

١٣٢٣ پیوستن به حزب توده ایران

١٣٢٤ چاپ اولین قصه کوتاهش « زیارت » در مجله سخن ، آشنایی با صادق هدایت انتشار دید و بازدید عید

١٣٢٥ اتمام دورۀ دانشسرای عالی « دانشکده ادبیات » ، آشنایی با نیما یوشیج ، انتشار کتاب گزارش هایی از وضع دبیرستان های تهران

١٣٢٦ تدریس در مدارس تهران انتشار کتابهای ازرنجی که می بریم و حزب توده سر دو راه- ترجمه و چاپ کتاب محمد و آخر الزمان اثر پل کازانو

١٣٢٧ انتشار سه تار ، ترجمه و چاپ کتاب قمارباز اثر استاد یوفسکی

١٣٢٨ ترجمه و چاپ کتاب بیگانه اثر البر کامو به همراه علی اصغر خبره زاده

١٣٢٩ ترجمه و چاپ کتاب سوء تفاهم اثر آلبر کامو ، آشنایی با سیمین دانشور و آغاز زندگی مشترک

١٣٣١ انتشار کتاب زن زیادی ترجمه و چاپ کتاب دست های آلوده اثر ژان پل سارتر

١٣٣٢ همسایگی و مجالست با نیما یوشیج دستگیری و زندان تأسیس بنگاه مطبوعاتی رواق همراه باقر کمیلی

١٣٣٣ انتشار کتاب اورازان ترجمه و چاپ کتاب بازگشت از شوروی اثر آندره ژید

١٣٣٤ انتشار کتاب تات نشین های بلوک زهرا ترجمه و چاپ کتاب مائده های زمینی اثر اندره ژید به همراه پرویز داریوش انتشار کتاب هفت مقاله

١٣٣٦ سفر به اروپا به همراه همسرش سیمین دانشور

١٣٣٧ انتشار کتاب مدیر مدرسه و سرگذشت کندوها

١٣٤٠ انتشار کتاب نون والقلم

١٣٤١ انتشار کتابهای سه مقالۀ دیگر کارنامۀ سه سالگی و غربزدگی

١٣٤٣ سفر حج سفر به شوروی به دعوت هفتمین کنگرۀ بین المللی مردم شناسی

١٣٤٤ سفر به آمریکا به دعوت سمینار بین المللی و ادبی سیاسی دانشگاه هاوارد

١٣٤٥ ترجمه و چاپ کتاب کرگدن اثر اوژن یونسکو انتشار کتاب خسی در میقات

١٣٤٦ انتشار کتاب نفرین زمین ترجمه و چاپ کتاب عبور از خط اثر ارنست یونگر سفر به تبریز و سخنرانی در دانشگاه تبریز و دیدار با محمد بهرنگی و بهروز دهقانی

١٣٤٧ تشکیل کانون نویسندگان در ایران سفر به مشهد و دیدار با دکتر شریعتی توقیف کتاب کارنامۀ سه ساله

١٣٤٨مرگ نا به هنگام جلال آل احمد در ساعت چهار بعداز ظهر هفدهم شهریور ماه در اسالم گیلان

آثار جلال آل احمد

الف) آثاری که در زمان حیات جلال چاپ شد

١) عزاداری های نا مشروع / ١٣٢٣

٢) دید و بازدید/ ١٣٢٤

٣) گزارش هایی از وضع دبیرستان های تهران / ١٣٢٥

٤) از رنجی که می بریم/١٣٢٦

٥) حزب توده سر دو راه / ١٣٢٦

٦) محمد و آخرالزمان / ١٣٢٦

٧) سه تار/١٣٢٧

٨) قمار باز / ١٣٢٧

٩) بیگانه/١٣٢٨

١٠) سوء تفاهم / ١٣٢٩

١١) زن زیادی /١٣٣١

١٢) دست های آلوده / ١٣٣١

١٣) اورازان / ١٣٣٣

١٤) بازگشت از شوروی / ١٣٣٣

١٥) مائده های زمینی / ١٣٣٤

١٦) هفت مقاله / ١٣٣٤

١٧) سرگذشت کندوها /١٣٣٧

١٨) مدیر مدرسه / ١٣٣٧

١٩) تات نشین های بلوک زهرا / ١٣٣٧

٢٠) جزیره خارک دُریتیم خلیج / ١٣٣٩

٢١) نون و القلم / ١٣٤٠

٢٢) سه مقاله دیگر /١٣٤١

٢٣) کارنامۀ سه ساله / ١٣٤١

٢٤) غرب زدگی / ١٣٤١

٢٥) ارزیابی شتابزده / ١٣٤١

٢٦) کرگدن / ١٣٤٥

٢٧) خسی در میقات/ ١٣٤٥

٢٨) عبور از خط /  ١٣٤٦

٢٩) نفرین زمین/١٣٤٦

 

ب) آثاری که پس از مرگ جلال آل احمد چاپ شد:

١) پنج داستان / ١٣٥٠

٢) چهل طوطی اصل / ١٣٥١

٣) تشنگی و گشنگی / ١٣٥١

٤) غرب زدگی منتج جلال در ٢٢٧ صفحه ١٣٥٦

٥) در خدمت و خیانت روشنفکران / ١٣٥٦

٦) یک چاه و در چاله / ١٣٥٦

٧) سنگی بر گوری / ١٣٦٠

٨) سفر به ولایت عزرائیل / ١٣٦٣

٩) سفر روس / ١٣٧٠

 

ج) چاپ نشده ها :

١) سفر فرنگ

٢) سفر آمریکا

٣) مقالات سیاسی

٤) مکاتباتش با پدر ، همسر ، برادر و...

٥) یادداشت های روزانه

وضعیت انتشار آثار جلال

آثار آل احمد را پیش از انقلاب نشر رواق که مدیریت آن را جواد یاسینیان بر عهده داشت منتشر کرد. این ناشر پس از انقلاب با نام انتشارات فردوس فعالیت های فرهنگی خود را ادامه داد.

انتشارات فردوس پر شورترین آثار جلال را « سه تار » ، « زن زیادی » ، « مدیر مدرسه » و                « غرب زدگی » اعلام کرده که هر کدام به چاپ های نهم و دهم و داوزدهم رسیده است. انتشارات فردوس کتاب غرب زدگی جلال را برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی در سال ١٣٦٠ منتشر کرد. این کتاب قابل توجه ترین اثر جلال به حکایت آمار انتشارات است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم « اندیشه های اجتماعی  آل احمد »

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غرب زدگی

دیدگاه آل احمد درباره غرب زدگی را شاید بتوان برجسته ترین نمود اندیشه های اجتماعی او دانست او در ایران بیش از همه با کتاب غرب زدگی خود را معروف شد و این کتاب از جمله کتاب های بحث بر انگیز در چند دهه اخیر شد.

نگاه جلال به غرب عموماً آسیب شناختی است و از منظر ورود غرب به ایران و آسیب هایی که ایران از غرب زدگی نصیبش شده است ، به تحلیل این مسئله می پردازد. جلال عموماً غرب را در این کتاب از منظر اقتصادی معرفی می کند یعنی : « شامل همه ممالکی است که قادرند به کمک ماشین مواد خام را به صورت پیچیده تری در آوردند  و همچون کالایی به بازار عرضه کنند. (آل احمد ١٣٤١- ص٢٢)

او بر این اساس دنیا را به دو دسته سازنده و مصرف کننده ماشین تقسیم می کند. می توان گفت دریچه نگاه آل احمد به غرب بیش از آن که از مبادی هستی شناختی ، معرفت شناختی و ارزش شناختی غرب باشد از دریچه توجه به تبعات غرب است. به تعبیر دیگر آل احمد بیشتر متوجه به مدرنیزسیون است تا مدرنیته از همین جاست که مفهوم غرب زدگی شکل می گیرد : غرب پیشرفته مدرن ، سازنده ماشینی است و شرق عقب مانده سنتی مصرف کننده ماشین اما ماشین تنها یک وسیله مصرف نیست بلکه از خود اقتضائاتی دارد (آل احمد ١٣٤١ ص٦٣)

حرف اصلی جلال این است که ما نتوانسته ایم شخصیت فرهنگی و تاریخی خودمان  را در قبال ماشین و هجوم جبری اش حفظ کنیم. ما در مقابل غرب مفمحل شده ایم جلال در تلاش برای حفظ هویت فرهنگی ایرانیان در مقابل هجوم ماشین است و نمی خواهد سنت های اجتماعی ، قربانی ماشین شوند.

چه چیزهایی موجب شد تا ما عقب بمانیم؟  چه موجب شد تا تولید کننده ماشین نشویم تا وارد کننده آن باشیم تا هویت خود را نیز در چنبره ماشین غربی از کف بدهیم؟ این پرسشی است که آل احمد با در گیری خاصی با آن مواجه شد و کوشید تا پاسخی برای آن بیابد. او یکی از عوامل عقب ماندگی ما را در این می داند که ما در طول تاریخ خود کمتر شهرنشینی داشته ایم و شهرها  نیز محل تاخت و تاز سلسله های بسیار می شدند و ویران می گشند و در نتیجه تمدنی شکل نمی گرفت. از دیگر عوامل عقب ماندگی ایرانیان در نظر جلال ، نامناسب بودن شرایط اقلیمی است. ایران کشوری کویری است که آبادی در آن کم است ، تمدن در کنار آب ها به وجود می آید. اختلافات مذهبی و برداشت های مبتذل از مذهب نیز از عوامل عقب ماندگی ما در نظر جلال است. از این ها گذشته ایران کشوری است که در هیچ دوره ای از حملات خارجی در امان نبوده و تاخت و تاز مداوم ، خصوصاً به دست مغولان و... امنیت را لازمۀپیشرفت است از ایران می گیرد. او همچنین کشف راههای دریایی در مسیر غرب به شرق از دست رفتن اهمیت ایران را نیز از زمرۀ این عوامل می داند.

آل احمد اشاراتی نیز به علل توسعه یافتگی غرب دارد. این عوامل در نظر او عبارتند از : رنسانس ، ظهور انقلاب صنعتی ، اختراع برق و کشف قطب نما ، کشف نیروی بخار ، جانشینی بورژوازی ، به جای فئودالیسم و همچنین اخذ فنون و معارف اسلامی در طی جنگ های صلیبی ، به دست آوردن مواد خام ارزان از شرق و غارت آن ها و کشف هند و آمریکا.

عوامل شکل گیری و رفع غرب زدگی در ایران

احساس عقب ماندگی ایران و پیشرفت در غرب ، موجب شکل گیری غرب زدگی در ایران می شود. آل احمد عواملی چند را موجب شکل گیری غرب زدگی در ایران می داند :

١) تمایل تاریخی به غرب

٢) ناتوانی در ساخت ماشین و رعب از آن

٣) احساس حقارت و از دست دادن هویت فرهنگی

٤) تقلید از ظواهر غرب و غفلت از شناخت سیر تاریخی تمدن غرب

٥) عقب نشینی روحانیت در مقابل ماشین

٦) روشنفکران غرب زده

٧) حکومت های وابسته

آل احمد معتقد است که غرب زدگی از آن کشوری است که مصرف کننده و وارد کننده ماشین است. و اقتصادی مصرفی و عقب مانده دارد. از همین رو معتقد است که مقابله کردن با عوامل عقب ماندگی و تبدیل کردن ایران به کشوری پیشرفته ، مانع تشکیل یا گسترش غرب زدگی می شود. پیشنهادهای او برای رفع عقب ماندگی در ایران فهرست وار عبارتند از :

١) اسکان برنامه ریزی شده عشایر

٢) سامان بخشی شهری

٣) توجه به نیازهای کشاورزی مکانیزه

٤) استقلال رسانه ای

٥) استقلال رهبری کشور

٦) محدود کردن تسلط نیروهای نظامی بر جامعه ایران

٧) پیاده کردن دمکراسی واقعی

٨) ساخت ماشین و تسلط بر آن

و در نهایت آل احمد ویژگی انسانهایی را که دچار غرب زدگی شده اند و از آن رهایی نیافته اند چنین تعریف می کند : « آدم غرب زده شخصیت ندارد ، چیزی است بی اصالت ، خودش و خانه اش و حرف هایش ، بوی هیچ چیزی را نمی دهد ، ملغمه ای است از انفراد شخصیت و شخصیت خالی از خصیصه ، چون تأمین ندارد تقیه می کند و در عین حال که خوش تعارف است و خوش برخورد است ، به مخاطب خود اطمینان ندارد و چون سوءظن بر روزگار ما مسلط است ، هیچ وقت دلش را باز نمی کند. تنها مشخصۀ او که شاید دستگیر باشد و به چشم بیاید ، ترس است و اگر درغرب  شخصیت افراد فدای تخصص شده است. این جا آدم غرب زده نه شخصیت دارد نه تخصص ، فقط ترس دارد. ترس از فردا. ترس از معزولی ، ترس از بی نام و نشانی ، ترس از کشف خالی بودن  سرش سنگینی می کند » ( آل  احمد  - ١٣٤١- ص١٢٨ )

 

جلال و روشنفکری

آل احمد از نخستین کسانی است که در ایران به مطالعه و بررسی روشنفکری پرداخته و در صدد شناخت ماهیت ، زادگاه ، محاسن و معایب این پدیده بر آمده است. نگاه و تحلیل او از روشنفکری و روشنفکران نیز همچون نگاه و تحلیل اش در غرب زدگی ، نگاهی انتزاعی نیست بلکه از منظری انضمامی و ملموس به تحلیل پدیده ها می پردازد. جلال خود را در مقدمه کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران در مورد آنچه او را به نوشتن این کتاب برانگیخت این گونه می گوید : « طرح اول این کتاب در دی ماه ١٣٤٢ ریخته شد به انگیزه خونی که در ١٥ خرداد ١٣٤٢ از مردم تهران ریخته شد و روشنفکران در مقابل اش دست های خود را به بی اعتنایی شستند » ( آل احمد ١٣٥٦- ص١٥)

آل احمد خود روشنفکر را این گونه تعریف می کند « روشنفکر کسی است که فارغ از تعبد و تعصب و به دور از فرمانبری ، اغلب نوعی کار فکری می کند نه کار بدنی و حاصل کارش را که در اختیار جماعت می گذارد ، کمتر به قصد جلب نفع مادی می گذارد» ( آل احمد -١٣٤١ ص٤٢ )

البته جلال تذکر می دهد که تمام کسانی که فکر می کنند ، لزوماً روشنفکر نیستند زیرا علاوه بر کار فکری ، داشتن رسالت اجتماعی نیز حائز اهمیت است. آل احمد روشنفکران را به دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم می کند. دسته اول کسانی هستند که با چرخ دستگاه حکومتی می چرخند و دسته دوم  روشنفکران مستقل و آزاده ای هستند که به دور از خدمتگذاری طبقه حاکم یا توجیه کردن کار حاکمان ، کمر به خدمت طبقات محروم بسته اند. آل احمد آن گاه می کوشد تا در تاریخ ایران رد پایی از روشنفکران خودی بیابد. البته روشنفکری واژه مدرن است. وجلال هم با این نکته تغطن دارد از همین رو خود تصریح می کند که روشنفکری را در این جا به معنی عام کلمه در نظر دارد. او بر این اساس    «گئرمات» هخامنشی را به عنوان اولین نمونه تاریخی روشنفکری در ایران بر می شمرد. سپس              « زردتشت » رامعرفی می کند و سپس « مانی » و در آخر « مزدک ». جلال روشنفکر را کسی می داند که چون و چرا کننده است ، نفی کننده است ، طالب راه بهتر است ، راضی به وضع موجود نیست ، به هیچ وجه و هیچ کس سر سپرده نیست و در یک کلام روشنفکران را دنبال کننده راه پیامبران می خواند. آل احمد از ناصر خسرو ، سهروردی ، فردوسی ، خیام و هدایت به عنوان نمونه هایی از روشنفکری در ایران نام می برد. جلال نسبت به اتحاد روحانی و روشنفکری خوشبین است و می نویسد « هر جا روحانیت و روشنفکری هم زمان با هم و دوش به دوش هم یا در پی هم می روند ، در مبارزه اجتماعی پیروزی هست ، پیشرفتی و قدمی به سوی تکامل و تحول و هر جا که این دوازدهم در معارضه با هم در آمده اند و پشت به هم کرده اند یا به تنهایی در مبارزه شرکت کرده اند ، از نظر اجتماعی باخت هست و پسرفت و قدمی به سوی قهقرا » ( آل احمد ١٣٥٦- ص ٢٧٥)  

آل احمد و تجدد

در زمینه فردیت مسئول که به عنوان به عهده گرفتن مسئولیت اعمال از سوی فرد مطرح می شود ، آل احمد را می توان فردی واجد شرایط دانست. آل احمد از این عنصر اختیار کمال استفاده را دارد. با وجود حضور در خانواده ای مذهبی وی راه خود را انتخاب می کند و به حزب توده می پیوندد « در فصل بعد به تفصیل توضیح داده خواهد شد.» . «شخص من که نویسنده این کلمات است ، در خانوادۀ روحانی خود همان وقت در لامذهب » اعلام شدم که دیگر مُهر نماز بر پیشانی نمی گذاشت و به نظر خود من که چنین می کردم ، بر مُهر گِلی نماز خواندن نوعی بت پرستی بود که اسلام ، هر نوعش را عفی کرده بود ولی پدرم آغاز لامذهبی بود( آل احمد ١٣٥٦ ص ١٢٧ )

 نمونۀ دیگر ترک خانه پدری در بیست و دوسالگی است و ترجمه کتاب محمد و آخر الزمان نوشته پل کازانو ، که بعد از آن حکم تکفیر جلال صادر می شود ( آل احمد شمس ١٣٦٩ ص١٦٣ )  

 در همۀ این موارد می توان رد پای آزادی فردی را دید. جلال با این حق آزادی ، دست به انتخاب روابط و شرایط زندگی اش می زند و با قائل شدن این حق برای خود است که به حزب توده          می پیوندد ، در انشعاب شرکت می کند ، حزب جدید  را همراهی می کند و حتی با سیمین دانشور که مورد پذیرش از سوی آیت اله طالقانی پدر آل احمد نیست ، ازدواج می کند.

جلال بیشتر دیدگاهها و نوشته های خود را در عرصه مطبوعات عرضه می کند و آنگاه به تدوین و مکتوب کردن آنها می پرداخت ، از جمله می توان به « ارزیابی شتاب زده » اشاره کرد. که مجموع هیجده مقاله پیرامون نقد ادب و اجتماع و هنر و سیاست معاصر است یا «کارنامۀ سه ساله » او که مقالات خود را در مجله های مختلفی چون « نقش و نگار » به مدیر مسئولی سیمین دانشور ، « مهرگان» به سر دبیری زرین کوب مهر « پیام نوین » و یا « کیهان ماه» منتشر می کرد. در واقع می توان گفت جلال بیش از دو دهه یکی از همکاران مبطوعات و گاه از دست اندرکاران اصلی آن بود و اتفاقاً همکاری او با مطبوعات سبب آشنایی او با بزرگان و نام آشنایان عرصه قلم و سیاست شد.

آل احمد و اسلام

مذهب از مهمترین دغدغه های فکری آل احمد است و او در خصوص آن نوساناتی در زندگی خویش دارد. جلال ، دوران کودکی و نوجوانی را در محیط مذهبی و روحانی خانواده سپری کرد و آغاز جوانی ، سخت پای بند مذهب بود و حتی از مستحبات هم غفلت نمی کرد ، در سال ١٣٢٢ در مقطعی بحرانی از زندگی،رابطه اش را با مذهب قطع و بعد از آشنایی با عالمان بزرگی چون حضرت امام خمینی «ره» گرایش خاصی به روحانیت پیدا کرد.

او در دهه آخر زندگی اش ، با بازگشتی عمیق به مذهب ، به دفاع از این و دین دارای پرداخت ودین و را عامل نجات جامعه جامعه جامعه ایرانی قلمداد کرد. اسلام را می توان در شخیصت آل احمد به طرق مختلفی نشان داد.در نوشته هایش خصوصاً بخشی که بعد از کنار گذاشتن سیاست نگاه داشته شده ، نقش مذهب و روحانیون در تحریک و روشنفکری مردم و در مقابله با غرب زدگی که در سال ١٣٤١طی کتابی مطرح می کند بسیار پررنگ نشان داده شده است.

آل احمد ایمان را اصل می داند و در خسی در میقات این موضوع کاملاً نمایان است که نوع رفتارهای خالی از خرافه دارد و دیگران را سرزنش می کند از اینکه در گیر ظواهر دین مانده اند: « جز آن چهار پنج نفر واعظ و روضه خوان و آخوند دستۀ ما- یک آقای سید هم هست اهل بروجرد از آن هاست که پنج دقیقه در سجده می ماند به این خیال که پنج کیلومتر به عرش نزدیکتر می شود چنان لطافت هوا را با همان مزخرفات درباره « غسل» ،« تطهیر»و « نجاست» خراب کرد که اقم نشست و آخر تاکی باید مذهب را به دست آفتابه بست؟ و در حوزۀ « نجس پاکی » محصورش کرد؟ و بدتر از او این نوحه خوان دسته ماست که انگار بیمار است. رسماً می گوید چرا به سرو کله تان نمی زنید؟ عین اینکه بگوید چرا وقتی من مصیبت می گویم شما خودتان را از پشت بام پایین نمی اندازید؟ ( آل احمد ١٣٤٥ ص٥٢ ) و در نفرین زمین معلم به آن شیخ می گوید : « خیال می کنی آخرت و آن پل صراط و همه دستگاه عرش ، برای این درست شده که متد بگذارند به خشخاش و وضوی نماز این بیچاره ها »                 ( آل احمد ١٣٤٦ ص٥٨)

 داستان های اجتماعی آل احمد

کتاب مدیر مدرسه ، بی شک یکی از بهترین داستانهای بلند انتقادی معاصر در مورد اوضاع اجتماعی ایران در سالهای دهه ٣٠ و اوایل دهه ٤٠ است. یک مدیر مدرسه برای انجام کار به یکی از نقاط دور افتاده کشور می رود و قلم دانای کل نویسنده به تشریح مسائل اجتماعی آموزشی کشور به شکل داستانی می پردازد. کتابهای زن زیادی و نون و القلم که در قالب داستانهای کوتاه نوشته شده اند ، تصویر گر مسایل اجتماعی ایران نظیر فقر و تنگدستی بیش از حد مردم ، بی عدالتی در حق همه به ویژه زنان و... هستند.

هیچ کس و هیچ نویسنده معاصر ایرانی با توانایی آل احمد توانسته است که با نثری صریح و بی پرده رئالیستی در قالب داستانهای کوتاهش به تشریح اوضاع اجتماعی ایران بپردازد. نویسندگانی سعی کرده اند که از نثر آل احمد در داستان نویسی تقلید کنند موفق نبوده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل پنجم« اندیشه های سیاسی و فرهنگی آل احمد »

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 اندیشه های سیاسی آل احمد

جلال آل احمد در جوانی از سخت گیری های خشک خانواده گریخت. این سخت گیری خشک آل احمد را به سوی مارکسیسم راند ، مکتبی که در نیمه نخست قرن بیستم میدان دار مباحث اقتصادی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی در همه جهان بود. جلال به دورن حزب توده ایران قدم گذاشت و توانایی فکری و قلمی اش ، توده ای ها را شیفته خود کرد. پیوستن جلال به حزب توده چندان نبایید و او حقایق را در خانه حزب نیافت. گرچه جلال می توانست به بالاترین جایگاههای حزبی و تشکیلاتی برسد و توان فکری و فرهنگی او بر همه حزبی ها آشکار شده بود. اما حقیقت را زیر پا ننهاد  و به نقد مواضع وسمت گیری های نا صادقانه و نا مردمی های حزب توده ایران پرداخت.

آل احمد از نخستین چهره های سیاسی فرهنگی تاریخی معاصر ایران بود که به چنین نقدی دست زد. او انحراف توده ای ها را از آرمان های انقلابی و مردمی گوشزد کرد. توده ای ها با آل احمد برخورد کردند ، برخوردی تند و به دور از انتقاد پذیری ، آل احمد کم کم آماده برخوردهای سخت تر و تعیین کننده تر می شد. حزبی که پایه گذاری شده بود تا از آرامان های مردم و منافع زحمت کشان دفاع کند پیش روی آل احمد جوان و حقیقت خواه ، نگاه به حمایت های ارتش سرخ اتحاد شوروی داشت ، از پاره پاره شدن میهن و جدا شدن آذربایجان حمایت می کرد. در کابینه قوام پای نهاد د شیادی های سیاسی را در پیش می گرفت.( آل احمد ١٣٤١ ص٧٩ )

جوان پویایی با نگاه و اندیشه جلال ، که پیش از این خانواده و خانه را رها کرده بود تا به خورشید حقیقت برسد ، نمی توانست حقیقت خواهی را به خاطر حزبی نادیده بگیرد که انقلاب سوسیالیستی خود را ، بی تکیه بر ارتش سرخ اتحاد شوروی نمی توانست سازماندهی و پیروز کند. جلال که از سال ١٣٢٣ به حزب توده پیوسته بود و به همراه احسان طبری در انتشار نشریاتی چون «مردم» نقش پایه ای داشت ، در دوره ای نزدیک به چهار سال از عضویت معمولی ، به عضویت کمیته حزبی تهران و نمایندگی کنگره رسید. وی با برخورداری از چنین جایگاهی در سازمان حزب ، به راحتی می توانست چشم بر کژی های پیرامونش ببندد. به همراه تند آب تشکیلاتی پیش برود ، اما چشم نبست و پیش نرفت.

جلال آل احمد از حزب توده ایران روی برگرداند و راه زندگیش را از آن حزب جدا کرد. در همین سال ها بود که آل احمد جوان ، در مجموعه داستان کوتاه را با نام های «دید و بازدید» و «از رنجی که می بریم » به چاپ رساند و به دست نخستین دوستداران نوشته های خود رساند. در این نوشته های داستانی ، نویسنده هم به زندگی سراسر رنج مردم تهیدست پرداخته. و هم خشم خود را در برابر خرافات چسبانده شده به مذهب نشان می داد. پس از انشعاب از حزب توده ایران نیز مجموعه داستان کوتاهی با نام «سه تار» نوشت. در این هنگام به مطالعه بر گرداندن داستان ها نمایشنامه ها و نوشته های مطرح فلسفی ، اجتماعی و سیاسی جهان روی برد.

آل احمد و حزب توده

جلال در سن ٢٣ سالگی جذب حزب توده گردید واسطه آشنایی او با حزب توده روشنفکرانی نظیر صادق هدایت بود. اولین با یک قصه و یک ترجمه از او در مجله چاپ شده بود و او به زودی مورد تشویق حزب توده قرار گرفت و مدیر روزنامه بشرارگان حزب توده شد. سال بعد مدیر داخلی ارگان تئوریک حزب توده گردید و همین امر عامل ترقی جلال در حزب توده شد که سبب گشت در فاصله کوتاه و کمتر از دو سال به عضویت کمیته ایالتی تهران در اولین کنفرانس فعالان حزب توده انتخاب شود. علت انتخاب وی به خاطر برخی ویژگی های وی بود که از آن ها از این قرار بوده :

١) جلال عربی می دانست و مشترک مجله الهلال بود

٢) فرانسه می دانست

٣) نویسنده جوان و شناخته شده بود

٤) در خطابه سخنرانی های کرمی می داشت

٥) جسارت ، صداقت و شوری داشت که همسالانش در آن روزگار کمتر داشتند.

سرخوردگی اولیه جلال و کناره گیری از حزب توده در سال ١٣٢٥ شروع شد و نهال این شک در ارتباطات تنگاتنگ با دکتر اسحق ابریم از طرفی و با خلیل ملکی از طرف دیگر یکسال شد یافت تا آنکه در سال ١٣٢٦ پس از شکست مفتضح رهبری حزب توده در حوادث تاریخی آن سالها با همفکری پنج تن دیگر از اعضای کمیته ایالتی حزب توده ایران به ویژه مهندس حسین ملک ، مهندس ناصحی ، جواهری و محمد سالک و محمد ریاحی طرح استعفای دسته جمعی شان را نوشتند و از عضویت در حزب توده انصراف دادند و به دنبال ن رادیوی مسکو و سخنگوی حزب کمونیست روسیه اقدام به بدگویی از اعضای گروه انشعابی نمود و آنان را افرادی امپرایالیسم نامید. بعد از آن دوران جلال در غالب گروه انشعاب کرده به فعالیت های حزبی خود ادامه داد تا اینکه در پاییز ١٣٣٢ به دام ساواک که تیمور بختیار ریاست آن را بر عهده داشت گرفتار شد. ولی به کمک همسرش سیمین دانشور « دختر فخر السلطنه حکمت» و از طریق مهندس ابراهیم ریاحی شوهر خاله ایشان بعد از گرفتن یک تعهد نامه با این مضمون که «من از اردیبهشت ١٣٣٢ سیاست را بوسیدم و کنار گذاشتم.» او را آزاد کردند و تقربیاً بعد از این تاریخ جهت فعالیت های سیاسی جلال تغییر نمود. ولی همچنان نکات و تألیفات اجتماعی و سیاسی در آثار و تألیفاتش به چشم می خورد و همچنان تا زمان وفاتش در سال ١٣٤٨ معضوب ساواک بود.

آل احمد و حکومت

آل احمد دولت و حکومت را تا قبل از دکتر مصدق چندان قبول ندارد که البته به دلیل فعالیتش در حزب توده نیز می تواند باشد. نمی توان از کسی با آرمان های کمونیستی انتظار قبول حکومت شاهنشاهی را داشت. وی بخش بزرگی از نوشته هایش را به انتقاد از حکومت اختصاص می دهد و استبداد را در بسیاری از کتابهایش به نمایش می گذارد.

از نظر سیاسی ، ما زیر لوای یک حکومت خودکامه و در عین حال بی بند و بار به سر می بریم با همه ظواهر نیم بندی که از آزادی در آن هست به عنوان زینت المجالسی (آل احمد ١٣٤١ ص١٦٦ ) حکومت را به خاطر وابستگی و عدم استقلالش ، سرزنش می کند ( آل احمد ١٣٤١ ص٩)

« نتیجه کار این دولت های دست نشانده چیست؟ فسا در درجه اول و چرا؟ چون یک دولت دست نشانده به اعتبار رأی مردم محل که سر کار نیامده تا اگر خطا کرد ،  کنارش بگذارند، به اعتبار کمکهای مالی و نظامی غرب سرکار آمده که چه خطا بکند ، چه نکند چون عامل حفظ نظم است به هر صورت نگاهش می دارند. نتیجه دیگر این حکومتها خفقان است و حکومت اجباری روشنفکران و در نتیجه عقب افتادن تحول فکری یک جامعه » ( آل احمد ١٣٤١ ص ١٢١ )

آل احمد روشنفکری حقیقی ، روحانیت حقیقی و هنرمند حقیقی را کسی می داند که با این حکومت ها همکاری نکند و در مقابلشان ایستادگی نماید : « روشنفکران در این گیروادر دو دسته اند: قسمت اعظم آن ها که با چرخ دستگاه حاکم می گردند و به گردش چنین نظمی کمک فکری می دهند و توجیه علمی اش می کنند و دسته قلیلی از ایشان که برای یافتن راهی از ین بست استعماری در جستجوی راه حلی هستند » ( آل احمد ١٣٥٦ ص٨٩ )

حیات سیاسی جلال

به طور کلی دوران حیات جلال را می توان به سه دوره تقسیم نمود یکی از زمان تولد تا شهریور ١٣٢٠ و فرار رضا شاه از ایران و پس از شهریور ١٣٢٠ تا کودتای ٢٨ مرداد سال ٣٢ و در نهایت از شهریور ١٣٣٢ تا پایان حیات وی ، دوران اولیه زندگی جلال با دوره فشار و خفقان رضاخانی همراه بود. شهریور ماه ١٣٢٠ که با ورود متفقین و جنگ جهانی دوم همراه بود ، در این دوران به سبب هرج و مرجی که در کشور ایجاد شده بود دستگاه مرکزی قدرتمندی وجود نداشت و به همین خاطر فضای سیاسی و اجتماعی کشور به طور نسبی بازتر بود و مطبوعات به طور گسترده تر به اطلاع رسانی به مردم اقدام می کردند. در عین حال احزاب و گروههای سیاسی خصوصاً کمونیستها وارگان آن ها در ایران یعنی حزب توده از یک طرف و ناسیونالیستها و ملی گرایان به همراه مذهبیون قدرت بسیار زیادی پیدا کرده و رقابت شدیدی میان آن ها در گرفته بود.

به طور کلی حیات سیاسی جلال آل احمد پر بود از درگیری های جناحی و حزب بازی ها و گروه بندی های سیاسی و اجتماعی ، به نحوی که هر روز این دوران مصادف بود با ظهور یک مکتب یا جناح سیاسی و فردای آن روز با سقوط حزب سیاسی دیگر و یا قدیمی شدن و متروک ماندن آن مکتب و ایدئولوژی فکری و سیاسی.

جلال وقتی که به تحلیل تبعیضات و تضادهی اجتماعی اشاره می کند عملاً نوک تیز حملات خود را معطوف عوامل و کارگزاران حکومت می سازد و سر انجام فشارهای ساواک سبب شد که او با اسالم گیلان تبعید شود و به گفته برادرش شمس به طرز مشکوکی وفات یابد.

اندیشه های فرهنگی آل احمد

در ابتدا آل احمد برای تعریف غرب زدگی می گوید : « غرب زدگی می گوییم همچون و بازدگی  گرما زدگی یا سرما زدگی ... به هر صورت سخن از یک بیماری است. عارضه ای از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری رشد کرده » ( آل احمد ١٣٤١ ص٥١ )

این غرب زدگی دو سر دارد یکی غرب و دیگری ما که غرب زده ایم یکی سازنده و دیگری مصرف کننده می گوید : « امروز دو رقیب ، ما و غرب در مقابل هم هستند یکی جا روکش زمین است و یکی هم بازیگر اصلی. آیا زمان آن نرسیده که این احساس را بکنیم که توسط غرب نابود خواهیم شد؟

ما باید برخیزیم و خود را بسیج کنیم و یک حمله جانانه دست بزنیم.»( آل احمد ١٣٤١ ص٥٤ ص٦٠ )

در این جملات آنچه به چشم می خورد نخست قبول تغییر است که خود اساس مسئله است. آل احمد قبول کرده که تغییرات و تحولات جدی در ایران و در جهان رخ داده در این جا دو راه در مقابل است پس از قبول تغییرات عده ای اصل آن را منافی انسانیت دانسته و شرکت در آن را رد می کنند و عده ای دیگر متمایز به شرکت در آن هستند.

به نگاه آل احمد نباید از تغییرات دوری کنیم بلکه با شرکت در آن ، جهت آن را به نفع خود تغییر دهیم  اما چرا باید برخیزیم؟ و خود را بسیج کنیم؟ و یک حمله جانانه دست زنیم؟ روشن است که این خیزش در ذهن نویسنده برای دفاع از خود و میهن خود صورت می گیرد و این همانا از حس از دست رفتگی بر می یابد. آل احمد فهمیده است که خود ، میهنش و ارزش های تاریخی میهنش در مقابل هجوم غرب و مدرنیته دارد از میان می رود.

مدرنیته

آل احمد به درک از دست رفتگی و ناتوانی فرهنگی میهنش در مقابل هجوم سهمگین فرهنگ بیگانه رسیده است و از این رو ندای خیزش می دهد. بنابراین گویا مسئله تنها رد کردن تسلط غرب نیست ،  پس از اعتراف به تغییرات و تصمیم به شرکت در آن ، تلاش نویسنده آن است که دست از بیگانه از تکنیک بر دارد: « در مقابل تکنیک ، ما هنوز در عصر علی بابا و چهل دزد هستیم و ما مشغول تقلید آن فرمول جادویی هستیم برای گشایش در ، اما برای ما در پشت این در جواهری نهفته شده است، بهتر آن است که دست از این لجبازی عبارت جادویی برداریم.» ( آل احمد ١٣٤١ ص٢٢ )

می گوید : «باید به درک کارکرد اصلی که گشایش در را فرمان می دهددست یافت.» همین جملات کافی اند برای اثبات این امر که آل احمد می خواهد دیگر  مصرف کننده باشد که می خواهد سازنده باشد. اما چگونه؟ آل احمد می گوید : « حرف اساسی این مختصر در این است که ما نتوانسته ایم شخصیت اصلی خودمان را در قبال ماشین و هجوم حیریش حفظ کنیم. حرف در این است که ما نتوانسته ایم موقعیت سنجیده و صاحب شده ای در قبال این هیولای قرن جدید بگیریم ... دست کم همچون که ژاپن گرفت ... ما تا وقتی ماهیت و اساس و فلسفه تمدن غرب را در نیافته ایم و تنها به ظاهر ادای غریب را در می آوریم مثل آن خریم که در پوست شیر رفت.» ( آل احمد ١٣٤١ ص٩ )

در این سخنان یک روحیه جدلی و یک میل مقابله و بالاخره رقابت با غرب به چشم می خورد جلال آل احمد اعتقاد دارد ما باید اساس را بگیریم و از آن خود کنیم. او عقیده دارد  مسئله اصلی نفی تکنیک نیست باید به درک درست پیچیدگی ماشین دست یابیم.

بنابراین مسئله کجاست؟ به نظر می رسد مسئله آل احمد آن است که چه کسی ، چه چیزی را برای چه مقصودی به کار می برد. همین جاست که مقصود اصلی آل احمد بیان می شود. نخست آنکه وی عملاً دارد علم و تکنولوژی مدرن را از پایه و ریشه اش که غرب باشد ، جدا می کند سپس آنکه وی ، بی آنکه خود بداند چطور و بفهمد چگونه ، تلاش می کند که این علم تکنولوژی را به کار گیرد و آنرا از آن خود کند و برای آن جهت و معنایی بیابد. ونه هر جهت و معنایی ، اینجایی ، وطنی و ایرانی.

نقش فرهنگ

به نظر جلال ، اگر بتوان نقشی برای فرهنگ ما قایل شد. شخصیت های برجسته است که بتوانند در این نابسامانی اجتماعی ناشی از بحران غرب زدگی ، عاقبت این کاروان را به جایی بر مانند.هدف فرهنگ ما چنین که هست نباید و نمی تواند هم دست کردن و همسان کردن و سروته یک کرباس کردن آدم ها باشد تا همه وضع موجود را تحمل کنند و با آن کنار بیایند. به خصوص برای ما که در این روزگار تحول و بحران به سر می بریم و در چنین دوره ای از برزخ اجتماعی که می گذرانیم ، فقط به کمک آدمهای فداکار و از جان گذشته و اصولی که در عرف عوامانۀ روانشناسی ایشان را نا سازگار ، کله شق ، نا متعادل می خوانند می توان بار این همه تحول و بحران را کشید و سامانی به این درهم ریختگی اجتماعی داد. ( آل احمد ١٣٤١ ص١٨٧ و ص١٨٨ )

وظیفه ی فرهنگ

آل احمد اعتقاد دارد وظیفه فرهنگ و سیاست در این روزگار کمک دادن است به مشخص شدن اختلاف ها و تضادها ، به اختلاف میان نسل ها ، میان طبقات ، میان طرز تفکر ها تا بتوان دست کم دانست که چه مشکلاتی در راه است و مشکلات که روشن شد ، البته که راه حل ها نیز یافت خواهد شد.

آل احمد چنین می گوید : « وظیفه فرهنگ به خصوص مدد دادن است به شکستن دیوار. هر مانعی که مرکز فرماندهی و رهبری مملکت را در حصار گرفته است و آن را انحصاری کرده است. غرضم «دموکراتیزه» کردن رهبری مملکت است. یعنی آن را انحصار این و آن کس یا خانواده در آوردن بیش از این نمی توان صراحت داشت » (آل احمد ١٣٤١ ص ١٦٩ )

آل احمد اعتقاد دارد که وظیفۀ فرهنگ ریختن و شکستن هر دیواری است که پیش پای ترقی و تکامل افراشته و مدد دادن است به آن طرف معادله ذهنی و واقعی و انسانی که از آینده است نه به آن طرفی که در حال زوال است. و در خور روزگار ما نیست.

آل احمد می گوید : « فرهنگ و سیاست ما باید از قدرت های جوان و تند و محرک و به عنوان اهرمی استفاده کنند که تأسیسات کهن را با همۀ سنگینی بارشان به طرفۀ العینی از جا بر کَند و از آن هم چو مصالحی برای ساختن دنیایی دیگر ! استفاده کند. » ( آل احمد ١٣٤١ ص١٩٠ )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل ششم «نتیجه گیری»

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری :

یکی از ویژگی های آل احمد قلم زدن و نوشتن مداوم او بود ، حال در هر سکل و مسکل و با هر تفکری چه توده ای ، چه محلی و چه مسلمان : در هر صورت جلال قلم خود را با خود داشت و اگر قلم نبود شاید جلال نه اسمی داشت و نه رسمی حتی می توان گفت با توجه به نوشته های خوده جلال و حرف و حدیث هایی که از خود در کتاب های مختلفش نوشته است قلم جلال پیش قراول خود جلال بود داستان هایش و سبک نوشتاری روزنامه ای او با تمام ویژگی هایش آینه تمام نمای جلال بودند.

وی در دورۀ سکوت خود در واقع ساکت نبود ، بلکه قلم او چنین خصلت و خصیصه ای نداشت که ساکت باشد قلمی که ترجمه می کند ، می نویسد و صاحب رأی و دیدگاه است حتی در بدترین وضعیت هم ساکت نیست.

به نظر می رسد که دلبستگی های جلال به گروه ها و احزاب در فواصل سالهای مختلف پیش از آنکه دغدغۀ سیاست باشد دغدغه حضور و عملی اجتماعی است وی قبل از آن که روشن فکر تئوری پرداز باشد یک روشن فکر عمل گرا بود و آموزه های عملی و تجربی او در طول دو دهه سبب شد که آن گاه به بازیابی اندیشه های خود بپردازد و تئوری های خود را عرضه کند.

از میان آثار وی دو کتاب بیش از همه شهرت یافت ١) غرب زدگی ٢) در خدمت و خیانت روشن فکران در کتاب نخست یک بار در سال ١٣٤١ و چندین با در سال های بعد به چاپ رسید دربارۀ علل سپماندگی شرفیان و دلایل توجه مردم ایران به غرب نظریات  گوناگونی مطرح ساخته ، نسبت به خطر نفوذ فرهنگ غرب در جامعه ایرانی هشدار داده و روی آوردن به کلیت اسلامی را توصیه کرده است. نظریات عرضه شده در این کتاب بیشتر عکس العمل های عاطفی نسبت به مسائل است و ریشه یابی عملی و تجزیه و تحلیل تاریخی نسبت به آن ها . او غرب زدگی را مهمترین مسئلۀ اجتماعی ایران     می دانست و نخستین ریشه های غرب زدگی را روشن می ساخت آل احمد وظایف فرهنگیان و دانشگاهیان را گوش زد می کرد و از تلخی ها و عوارض غرب زدگی سخن می گفت و پس از بررسی نفوذ های غرب زدگی ، به ارائه راه حل هایی برای رهایی از آن می پرداخت.

متن کامل کتاب  در خدمت و خیانت روشن فکران پس از در گذشت وی در سال ١٣٥٧ منتشر شد در این کتاب وی نظریاتی در باب روشن فکران و دیدگاهای آنان  و خصایص و برخی از روش های اندیشه و عمل عرضه می کند.

جلال در مورد روشن فکران در کتاب در خدمت و خیانت روشن فکران این چنین می گوید : « روشن فکران اگر چه از طبقه برخواسته است اما متعلق به هیچ طبقه ای نیست روشن فکری مثل گاندی چنین وضعی را داشت. از هیچ طبقه معینی حمایت نمی کرد و نمی خواست طبقه را بر اندازد و طبقه ای دیگر را جانشین آن کند فقط به جامعه ایده آل خود نظر داشت و به همین دلیل بود که بینش او از استقلال ، کاملترین بینش ممکن است. مبارزین واقعی جهان سوم هم نبردشان بر پایه منافع هیچ طبقه استوار نیست و فقط به خاطر دل خود می جنگند» ( آل احمد ١٣٥٦ ص ١٦٩ )

در زمینه سیاست آل احمد در سال ١٣٢٢ پس از بازگشت به نجف با تنی چند از یاران خویش انجمن اصلاح را بنیان نهاد از جمله فعالیت های این انجمن نشر جزوه ای با عنوان عزاداری های نامشروع بود که جلال خود آن را به عربی ترجمه کرده بود. در سال ١٣٢٣ به حزب توده پیوست و یکی از فعالانه مطبوعاتی آن شد و در نشریات این حزب مقاله نوشت و مدتی مدیر داخلی مجله ماهنامۀ مردم بود در تیر ماه ١٣٦٢ به عضویت کمیتۀ ایالاتی حزب توده در آمد و درز ١٣ دی ماه همان سال به عنوان اعتراض به عدم استقلال رهبری این حزب و فقدان دمکراسی در آن به همراه با گروهی به رهبری خلیل ملکی از آن انشعاب کرد آل احمد ١٣٥٦ ص ٣٤٦ و ٣٤٧ )

 آن گاه مدتی در حزب انشعابیون به نام حزب سوسیالیست تودۀ ایران به فعالیت پرداخت و چندی بعد خود را کنار کشید اما تا پایان عمر به راه تازه ای که برگزیده بود وفادار ماند پس از آن دوران به نگارش داستان های کوتاه و مقالات انتقادی پرداخت.

در دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت (١٣٢٩-١٣٣٢ ش ) بار دیگر به فعالیت سیاسی پرداخت در سال ١٣٢٩ ش در تأسیس « حزب زحمتکشان مردم » به رهبری منظفر بقایی و خلیل ملکی شرکت جُست و مدیریت روزنامه شاهد ، ارگان این حزب را بر عهده گرفت در سال ١٣٣١ در تأسیس نیروی سوم به رهبری خلیل ملکی و انتشار مجله عالم زندگی ، ارگان این سازمان همکاری کرد. و مدتی نیز ریاست کمیته تبلیغاتی نیروی سوم را بر عهده داشت. در اردیبهشت سال ١٣٣٢ ش از نیروی سوم نیز کناره گرفت ولی دوستی خود را با برخی از افراد آن گروه حفظ کرد. پس از کودتای ٢٨ مرداد توسط دادستان حکومت نظامی احضاروهمان گونه که گفته شدپس ازیک روزآزاد شد.( آل احمد -  ١٣٥٦ ص ٣٥٩)

نقش تعلیم و تربیت در شکل دهی شخصیت و فرهنگ افراد جامعه بر هیچ کس پوشیده نیست. آموزش و پرورش را باید یکی از مهمترین نهاد های دولتی برای ارتقاء سطح فکری جامعه دانست. جلال یک فرهنگی است مهمترین فعالیت های او در عرصه نویسندگی ، تدریس و تفکر بود. پس با برنامه ها اهداف و مشکلات فرهنگی کشور کاملاً آشنایی داشت. او معتقد بود باید همیشه و به همه چیز از دیچه فرهنگ نگریسته شود. به این ترتیب نظر جلال درباره اهداف فرهنگ و نظام آموزشی آن روز کشور ، نگاهی کارشناسانه و قابل توجه است.

آل احمد در زمینۀ سفر نامه نویسی هم آثاری بر جای گذاشته که مهمترین آنها کتاب خسی در میقات است که سفر نامه حج جلال است. این کتاب هم از لحاظ سبک نگارشی و هم از لحاظ دورون مایه مهمتر از سفر نامه های دیگر آل احمد است. این کتاب سفر نامه ساده ای نیست که فقط از مناسک حج سخن بگوید. بلکه تأملاتی است درباره سرنوشت مسلمانان جهان اسلام و مقابله شرق و غرب اسلام و مسیحیت و جهان سوم. جلال خواننده را در سفر درونی و برونی با خود همراه می کند و در باره خود تأملاتی دارد. او که از آیین پدری دور مانده بود ، در این کتاب با بازگشتی عمیق به سوی آن روی آورده است.

جلال تا آخرین لحظات حیاتش معمولاً مسائل و موضوعاتی را که در کشور می گشتند زیر نظر داشت و در واقع به عنوان عنصری منفعل و واخورده با مسائل برخورد نمی کرد. تضادهای عمیقدر جامعه ایران را در غرب زدگی ایرانیان و استعمار غربیان می دانست و از اینکه روشنفکران بدون شناخت واقعیتها و رشته های تاریخی و سنتی خود رویکردی مشفقانه به غرب دارند نگران بود و بهترین راه برون رفت از این معضلات را رویکرد درباره به سنت ها و اصالت های شرقی می دانست.

در آخر ، با توجه به نوشته ها ، نامه ها و مصاحبه هایی که برای تهیۀ این کار از آل احمد مورد مطالعه قرار گرفت ، به نظر می رسد با وجود گسستی که در سال های میانی فعالیتش میان او و به اصطلاح دین ایجاد شد ، باز هم این عنصر شکل گیری شخصیت جلال پر رنگ است.

    

 فهرست منابع و مآخذ :

١) آل احمد جلال تابستان ١٣٨١ غرب زدگی انتشارات فردوس

٢) آل احمد جلال زمستان ١٣٦٢ در خدمت و خیانت روشنفکران انتشارات فردوس

٣) آل احمد جلال ١٣٧٥ خسی در میقات انتشارات فردوس

٤) آل احمد جلال ١٣٦٧ ارزیابی شتاب زده انتشارات فردوس

٥) آل احمد جلال ١٣٨٠ نون و القلم انتشارات فردوس

٦) آل احمد شمس جلال از چشم برادر تهران انتشارات فردوس

٧) جهانی مهرزاد ١٣٦٢ میعاد با جلال تهران - انتشارات فردوس

٨) سایت انجمن گفتگوی خبرنگاران ایران یاد جلال سروی در محله پاچنار مجید سحر خیز

٩) دانشور سیمین غروب جلال انتشارات رواق

١٠) سایت بی بی سی ( فارسی )