«روایت در زندگی روزمره»

نویسنده : نازنین رفیعیان

مقدمه:

روایت ها در تمام زندگی ما ریشه دوانده اند. در حقیقت روایات هم روشی برای  «فراگیری»  ,پیرامون جهان  هستند و هم,راهی در اختیارمان می گذارند تا آنچه را آموخته ایم به دیگران بگوییم.

در واقع برخی اندیشمندان اشاره می کنند که یکی از مهم ترین شیوه هایی که راجع به جهان و نیز راجع به خودمان می آموزیم «روایات»هستند.

روایات هم یک شیوه ی استدلال است و هم یک شیوه ی بازنمایی است.انسان ها ,می توانند جهان را در قالب روایت «درک کنند»,و می توانند در قالب روایت,درباره ی جهان«بگویند».

روایت ها و زندگی روزمره:

روایت ها ,آثارداستانی هستند که توالی دارند.یعنی روایتها داستان ها ی ساختگی هستند که طی زمان گشوده می شوند.زندگی روزمره واقعی است.شاید بتوان گفت خمیر اساسی زندگی ماست.این زندگی روزمره ,کم و بیش به طور خودکار پیش می رود,تا آنگاه که می میریم.ما جسته و گریخته ,می توانیم در زندگی روزانه مان,تسلسل و مولفه های روایی را ببینیم.اما این بدان معنا نیست که بگوییم زندگی روزمره روایت است.

روایت های داستانی پایان دارند.آنها افتتاحیه ,میانه و اختتامیه ای دارند که طی آنها ,گره فکنی ها و تعارضاتی که پیش آمده اند,راه حل قطعی می یابند.

زندگی روزمره ما همواره(یا شاید اغلب),عنصر پایان را ندارد.یعنی تا زمانی که             می میریم.زندگی روزانه ما اساسا«میانه»هایی هستند که ما طی آنها ,کارهایمان را انجام    می دهیم,خوش می گذرانیم و....اما مرگ ما ,راه حل قطعی گره فکنی ها نیست(گرچه در مواردی چنین است),در عوض ,اختتام ناگهانی و کم و بیش غیر منتظره ی «داستان»های ماست.

روایت ها ,همچنین بسیار تمرکز یافته تر از زندگی روزمره هستند.آنها با افراد ویژه و تعارضات,مسائل,تهدیدها یا هر چیز خاص دیگری که زندگیشان را پیچیده می کند,سرو کار دارند..در سوی دیگرزندگی روزمره ما ,به شیوه ای بالنسبه ثابت و منظم سپری می شود و تجارب ما ,بنا به قاعده ,به حدت یا هیجان تجارب شخصیت های داستان های روایی نیستند.

می توان گفت شخصیت های اکثر روایت های داستانی ژانری,خواه قهرمان کتابهای مصور باشند یا رمان های پلیسی یا وسترن ها یا ماجراهای علمی-تخیلی,فاقد زندگی روزمره اند ,ولی جالب است بدانیم که ,ما داستان های روایی را به کار می گیریم تا بخش اعظم اوقات فراغت زندگی روزمره مان را پر کنیم.

با مد نظر داشتن این تمایزات میان داستان روایی و زندگی روزمره,اجازه دهید پاره ای    جنبه های زندگی روزمره را بررسی کنیم که مولفه های روایی در خود دارند.یعنی ,ابعاد خطی و زنجیره ای داشته ,و به طور کلی ,از گونه ای راه حل قطعی-نمایشی یا هرنحو دیگری برخوردارند.

     Go to fullsize image       Go to fullsize image

 

لطیفه ها به عنوان روایت:

 

لطیفه را می توان به عنوان داستانی کوتاه ,به منظور سرگرم کردن دیگران ,که با یک سطر نقطه اوج پایان می گیرد,تعریف کرد.

نکته ی متمایز کننده لطیفه ها از دیگر راههای خلق شوخی,آن است که آنها روایت هایی هستند که با کلمات نقطه ی اوج پایانی قطعیت می یابند.

الف-ب-پ-ت-ث-ج-چ-ح-خ-(خنده)(سطر نقطه اوج)

در اینجا الف تا چ ,بخشهای لطیفه را بازنمایی میکنند که به ح ,سطر نقطه اوج پایانی راه حل غافلگیر کننده روایت ,منتهی می شود.سطر پایانی به لطیفه معنا بخشیده و موجب خنده

می شود.

-یک نکته درباره لطیفه ها ,آن است که آنها ,به طور عام ,اجراهایی از کار ساخته و پرداخته شخص دیگر هستند.اکثر مردم,بنا به قاعده لطیفه های خاص خود راخلق نمی کنند.ما ممکن است هر از چندگاهی ,نکته های هوشمندانه طنزآمیز خود جوشی به زبان آوریم یا با کلمات,بازیهای شیرینی بکنیم,اما معمولا لطیفه های اصیلی نمی آفرینیم.بنابراین ,گفتن لطیفه,

اجرای متنی از جانب ماست.این متن ها را معمولا ما نمی دانیم چه کسی آنها را ساخته یا از کجا منشا می گیرند,اما به دلایلی آنها را سرگرم کننده می یابیم و برای دیگران نقل می کنیم.(به خاطر افزودن بر محبوبیتمان,سرگرم کردن,شور و نشاط بخشیدن به مجلس و..)

-معمولا,مقدار متنابهی خصومت و پرخاش در لطیفه ها وجود دارد,و اگر لطیفه ای بی مزه از آب درآید,در موارد متعدد ,به این دلیل است که این پرخاشگری بیش از حد علنی است.

-لطیفه ها نکات زیادی پیرامون طرز تفکر ومشکلات عاطفی مردم جوامعی که این لطیفه ها در آن نقل می شوندبرملا می کنند.

-لطیفه ها همانند سایر روایت ها,می توانند برای مهار مردم به خدمت گرفته شوند و اغلب بعدی سرکوب گرانه دارند.

-اما اغلب لطیفه ها,با ساختار قدرت نیز,به ضدیت پرداخته و کارکردی به عنوان یک ابزار مقاومت پیدا می کنند.

آگهی ها ی ترحیم به عنوان روایت:

آگهی های ترحیم خرده زندگینامه های بسیارکوچک شده هستند.آنها نکته های برجسته زندگی افراد را در بر می گیرند,و برای بیشتر مردم,یکی از معدود دفعاتی را بازنمایی می کنند که نامشان درروزنامه ای چاپ می شود.

آگهی ترحیم,اغلب فشردگی نمایش دارد,زیرا مهم ترین نکات زندگی شخص را بر می شمارد.

آگهی ترحیم,معمولا یک زندگی را به یکی دوبند تقلیل می دهد:شغل شخص,چه خانواده ای ازخود به جای گذاشته,هر گونه دستاوردی و چیزهایی از این دست.

بدین ترتیب ,آگهی ترحیم خلاصه ای اززندگی شخص است و نه راه حل قطعی داستان کههمه چیزرا در جای خود قرار داده و تعارضات گوناگون را به سرانجام می رساند.این البته گهگاه زمانی که شخصی می میرد ,رخ می دهد,اما همواره تصادفی است.

اندازه آگهی ومحل درج آن درروزنامه و نیز اینکه در کدام روزنامه ها چاپ می شود,دال بر اهمیت شخص متوفاست.مرگ شخصیت های سرشناس جهانی ,اغلب با چاپ مقالات طولانی درباره آنها,جانشین کارکردی بریا آگهی ترحیم روزنامع را ایفا می کنند.

نکته ی دیگر آنکه,برای چهره های مهم ,یا بسیار بدنام,اغلب آگهی های ترحیم پیش ازمرگشان نوشته می شوند و آماده هستند که پس از مردن این اشخاص در چشم به هم زدنی,روزآمدشوند.

بنابراین یکی از مقیاسهای سنجش دستاوردهای یک شخص میتواند زمانی باشد که پیش نویس آگهی ترحیمش تهیه می شود