موضوع : تک نگاری روستای مقصودبیک

گردآورنده : حمیده خادم

زیرنظر : آقای رحیمی

دانشکده فنی دختران شهرضا

مقدمه :

به ملک مستعار چند روزه                    چرا باید شدن مفتون و مغرور

بخوان تاریخ تا مکشوف گردد                  تورا ای کاروان،این سر مستور

 

دلیل انتخاب روستا : به دلیل مسافت کم بین شهرضا و مقصودبیک و همچنین سکونت دایی عزیزم در این روستا ،این روستا را به عنوان پروژه ی تحقیقاتی درس روش تحقیق انتخاب کرده ام.

اطلاعات به دست آمده : توسط اهالی محترم روستای مقصودبیک و خصوصا خانواده دایی عزیزم جمع آوری شده است.

مقدار زمان : این مطالب طی چند روز پایانی سال 90 و همچنین تعطیلات عید گردآوری شده است.

مقدار هزینه : مقدار هزینه ی این تحقیق ،شامل رفت و آمد به روستا طی 3 هفته می باشد.

*امیدوارم که به یاری خداوند متعال بتوانم به نحوی شایسته این روستا را معرفی کنم.*

 

فصل اول

تاریخ و جغرافیای روستا

طول و عرض جغرافیایی روستا :

طول جغرافیایی 31.5 درجه و عرض جغرافیایی 52 درجه است.

نقشه روستا :

 نقشه راه شهرضا - مقصودبیک

نقشه خود روستا را به صورت جداگانه کشیده ام.

مشخصات پوشش گیاهی :

گیاهان کاشته شده : گندم ،جو و گل آفتابگردان که اغلب در مزارع کشت می شود و به فروش می رسد. در گلخانه های موجود در روستا پرورش انواع گلهای زینتی و همچنین کشت صیفی جاتی همچون خیار و گوجه و فلفل وجود دارد.

                                                                                گلخانه های روستا

گیاهان خودرو : بیابانهای اطراف روستا پوشیده از گیاهانی چون کندر ،خار ،بوته ،علف و اسفند است که به مصرف دامها می رسد و گیاه پونه که به مصرف ساکنین می رسد. همچنین در آن علفی ترد و خوشمزه به نام مُوچِه می روید که در پخت نان محلی کاربرد دارد.

گیاهان دارویی : گل گاوزبان و خاکشیر

مشخصات جانوری :

حیوانات پرورشی : به گفته اهالی روستا به تازگی پرورش بلدرچین آغاز شده است.

حیوانات نگه داری شده : بز ،گوسفند ،گاو ،الاغ ،سگ ، مرغ و خروس و جوجه.

حیوانات اطراف روستا : از حیوانات وحشی شغال ،روباه ،خرگوش ،جوجه تیغی و گرگ و از پرندگان کبوتر ،گنجشک ،کلاغ و یاکریم است.

تاریخچه پیدایش روستا :

همین که از شهرضا حرکت می کنیم ،از میان تپه های پیچ در  پیچ و دره های گود به صحراهای خشک و بی آب و علف و از آنجا به گردنه های کوتاه و کوچک می رسیم. درمیان راه دره های آباد و مزرعه های شاداب نمی بینیم، همه جا خشک و بی آب است و اگر هم دهی بوده خرابه های آن باقی مانده است،تنها ده سر راه «مقصودبیک» است. می گویند: مقصودبیک ناظر و خوانسالار شاه عباس بزرگ بوده و این ده را او ساخته است.

اگر به نامهای روستای اطراف چون زیارتگاه،بوان ،سولار ،مسینه، وشاره ،اسفرجان و مقصودبیک توجه کنیم ،خود نام ها گویای دیرینگی و قدمت درازمدت آنهاست زیرا روستاهایی که با پسوند آباد ختم می شوند اکثرا روستا های دوره قاجاریه می باشند.

وجه تسمیه :

مقصودبیک - مقصودبیگ -  مقصودبگ -  مقصودبک ،به هر چهار شکل نوشته می شود ،در اصل ومعنا تفاوتی ندارد. مقصود + بیک = بیگ ،مقصود واژه های عربی است به معنای قصد ،نیت ،خواسته و بیک یا بیگ لغتی است ترکی به معنای بزرگ و سر کرده و مقصودبیک نامی متداول در دوره حاکمان صفویه بوده است. می گویند : در قدیم این روستا را با نام فتح آباد می شناخته اند.

میزان دوری و نزدیکی به شهرستان ها و روستاهای همجوار :

از مقصودبیک تا شهرضا 24 کیلومتر.

از مقصودبیک تا وشاره 2 کیلومتر.

از مقصودبیک تا اسفرجان 20 کیلومتر.

از مقصودبیک تا میرآباد 0.5 کیلومتر.

از مقصودبیک تا باغسرخ 2 کیلومتر.

معرفی معادن ،کوه ها ،چشمه ها ،منابع آب زیرزمینی وجنس خاک :

معادن : از معادن شناخته شده اطراف روستا با توجه به بکرماندن و عدم مطالعه منطقه می توان از معدن سنگ و گچ نام برد.

کوه ها : در قسمت غربی روستا کوههای مَقرِفِه و آب توت وجود دارد.

   کوه مقرفه

چشمه ها : در کنار کوههای شرقی (مقرفه) دو چشمه کوچک آب توت و مقرفه وجود دارد.

علت نامگذاری چشمه آب توت بدین شرح است : چندین سال پیش در کنار این چشمه به دلیل حاصلخیز بودن خاک دهها اصله درخت توت سیاه و سفید کاشته اند که هم اکنون نیز وجود دارند. به این علت نام این چشمه آب توت نامیده شده است.

منابع آب زیر زمینی : از حدود 50 سال پیش آبهای زیر زمینی منطقه ،تحت کنترل و نظارت بوده است.یک رشته قنات قدیمی (به طول حدود 6 کیلومتر) وجود دارد که سرچشمه آن رامشهر است و از 3 روستای مقصودبیک و میرآباد و وشاره می گذرد. حیات 3 روستای ذکر شده به این قنات وابسته است ،آب روستا از انواع آب های شیرین است ولی متاسفانه در سالهای اخیر افرادی با حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق در حوالی مادر چاه ها ادامه حیات این روستاها را مورد تهدید قرار داده اند.

 آب قنات ها

جنس خاک : جنس خاک در خود روستا رسی است اما در حوالی کوههای مقرفه و آب توت جنس خاک از شن است.

معرفی مکان های تاریخی :

کاروانسرا : کاروانسرا از خشت و گل ساخته شده بود با اتاق های متعدد و اصطبل و محل نگهبانی که تقریبا تمامی نیازهای کاروانیان را برآورده می ساخت و به دلیل گذر کاروانیان متعدد هر ساله مالکیت آن را به شخصی به نام علاف که وظیفه تهیه تمام امکانات افراد و علوفه حیوانات را به عهده داشت اجاره می دادند که رقم آن نیز قابل توجه بوده است. محل کاروانسرا فرصتی برای خرید و فروش کالاهای مورد نیاز محلی ها و کاروانیان بوده است.

آب انبار : آب انباری بر سر جاده شهرضا - آباده قرار داشته و تامین کننده آب شرب خنک خصوصا در تابستانها برای عابرین و مسافرین بوده است.

دبستان: مقصودبیک حدود 60 سال پیش صاحب دبستان 6 کلاسه ای شده به گونه ای که علاوه بر دانش آموزان مقصودبیکی پذیرای دانش آموزان وشاره ای برای مدتی بوده است. اکثرا در اختیار پسران بوده و تعداد معدودی دختر موفق به استفاده از آن شدند.

ساختمان دبستان آمیخته از خشت وآجر با کلاسهای آفتابگیر ،روشن و وسیع با حیاطی که کف آن پوشیده با آجر شده بوده ،و باغچه ای با درختان انار و تلمبه ای دستی در وسط حیاط برای تامین آب شرب داشته است.

  دبستان امروزی شهید رجایی مقصودبیک

حمام مخروبه : از قدیم الایام روستا صاحب حمام و مسجد در کنار هم بوده که هنوز آثار حمام مخروبه در روستا باقی مانده است. که دیگر قابل استفاده نیست. هم اکنون حمام مخروبه واقع در کوچه حمام روستا است.

 حمام مخروبه

مسجد مخروبه : این مسجد در قسمت شرقی روستا واقع است که در بهار 56 سال قبل بدنبال بارشهای چند روزه سیلی از ناحیه اسفرجان به سوی مقصودبیک به راه افتاد که موجب شد این مسجد تخریب شود.

                                  

هم اکنون فقط دیوارها و سقفهای نیمه فرو ریخته آن دیده می شود. متاسفانه مسجد مورد بی مهری اهالی قرار گرفته و هم اکنون قرآن ها و کتابهای ادعیه پاره پاره و در گوشه مخروبه مسجد ریخته شده است. در یکی از طاقچه های مسجد جای سیاهی های سوختن چیزی دیده شد که گمان می کنم جای روشن کرده شمع توسط اهالی به منظور گرفتن حاجات بوده است.

ژاندارمری : ساختمان زیبا وآجری پاسگاه در کنار جاده قرار داشته که به دلیل تعریض جاده تخریب و الان چندین متر عقب تر ساخته شده و محل پاسگاه امروزی مقصودبیک قرار گرفته است.

  بنای جدید ژاندارمری (پاسگاه امروزی)

منازل مسکونی تخریب شده : این منازل در اطراف مسجد مخروبه قرار دارند که توسط سیل مذکور تخریب شده اند و غیر قابل استفاده اند.

 منازل مخروبه

دیگر امکانات روستا :

چاه موتور  و استخر آب : چاه موتور وسیله ای است برقی که آب را از درون چاه ها بیرون کشیده و توسط لوله هایی به استخر آب منتقل می کند تا به مصرف کشاورزی برسد. کشاورزانی که از این چاه موتور و استخر آب سهامی (سهام چاه موتور به صورت اینچ است) ندارند ،از مالکان آن آب را خریده و به مصرف کشاورزی یشان می رسانند.

 آب استخراج شده توسط چاه موتور

قبرستان : در حد فاصل بین مقصودبیک و وشاره ،گورستان قدیمی و نسبتا وسیعی وجود دارد که متعلق به 4 روستای مقصودبیک ،وشاره ،میرآباد و باغسرخ است که مردگان هر 4 روستا در این گورستان دفن می شوند. همچنین مزار شهدا نیز در کنار قبرستان وجود دارد.

گفته می شود در گذشته های دور و در نزدیکی قبرستان کنونی ،در ناحیه ای که اکنون جاده تعریض شده قبرستانی وجود داشته که معروف به قبرستان کله بوری ها (افرادی با موهای بور) بوده است.

خانه بهداشت مقصودبیک : در نزدیکی پاسگاه مقصودبیک ،خانه بهداشت روستا وجود دارد.

  خانه بهداشت مقصودبیک

خانه بهداشت محیطی ترین واحد روستایی ارائه خدمات در نظام شبکه های بهداشتی درمانی کشور است. این خانه بهداشت چند روستا را تحت پوشش خدمات خود دارد. کارکنان خانه بهداشت ضمن سرشماری خانوارها ،در زمینه های بهداشت خانواده که شامل : بهداشت در دوران کودکی ،مدرسه ،بارداری ،زایمان ،بعد از زایمان و ... فعالیت می کنند. همچنین در آموزش بهداشت عمومی ،بهداشت محیط روستا ،واکسیناسیون و جلب مشارکت مردمی برای ارتقای سلامتی جامعه فعالیت دارند.

مساجد روستا : در حال حاضر روستا دارای 2 مسجد است که یکی مسجد حضرت سیدالشهداء مقصودبیک واقع در روبه روی کوچه 22 بهمن و دیگری مسجد امام حسین (ع) که بر سر جاده و ورودی روستا قرار دارد.

                  مسجد حضرت سید الشهداء                                                         مسجد امام حسین (ع)  

 

فصل دوم

ویژگی های جمعیتی

  میزان جمعیت :

بر اساس سرشماری سال 1385 روستای مقصودبیک دارای 46 خانوار و 139 نفر جمعیت است.  

میزان مرگ و میر سالیانه :

به گفته اهالی در سال 90 حدود 7-8  نفر از افراد مسن و کهنسال در سن 70-80 سالگی فوت کرده اند.

میزان تولد سالیانه :

ساکنین روستا اغلب افراد مسن هستند و جوانان اندکی بعد از ازدواج در روستا زندگی می کنند ،به همین دلیل عده قلیلی در روستا سالیانه به دنیا می آیند. تعداد موالید سالیانه حتی از تعداد انگشتان یک دست نیز کمتر است.

میزان مهاجرت :

اکثر ساکنان مقصودبیک از حدود 50 سال پیش به اصفهان و شهرضا مهاجرت کرده و در مشاغل دولتی و آزاد مشغول شده اند و فرزندان آنان فرصت پیدا کرده اند تا به تحصیلات دانشگاهی بپردازند. بقیه اهالی نیز در حال مهاجرت به شهر هستند. دلایل مهاجرت آنها اغلب نبود کار و شغل مناسب ،نبود مراکز تحصیلی و دیگر امکانات زندگی است.

در سال 90 حدودا 7-8 نفر در قالب 2 خانوار به شهرستان شهرضا مهاجرت کردند.

میزان طلاق و دلایل احتمالی آن :

میزان طلاق در روستا اندک است ولی متاسفانه وجود دارد. دلیل اصلی طلاق در روستا ، مصرف مواد مخدر است.

به گفته اهالی در سال 90 دو زوج از هم جدا شده اند که دلایل طلاق آنها یکی مصرف مواد مخدر و دیگری مصرف داروهای اعصاب و روان بوده است. نکته قابل توجه این است که در هر دو مورد مشکل بعد از ازدواج آشکار شده است.

میزان ازدواج و سن تقریبی ازدواج دختر و پسر :

در سال 90 تعداد 3 زوج ازدواج کرده اند.

سن تقریبی دختران 22 به بالا و سن تقریبی پسران 27 به بالا است.

 

فصل سوم:معرفی وضعیت اقتصادی

معرفی مشاغل و جمعیت آماری هر کدام :

مشاغل اهالی روستا عبارت است از : کشاورزی ،دامپروری ،گلخانه داری و همچنین برخی از اهالی به کار در مغازه ها مشغول اند.

جمعیت آماری مشاغل :

کشاورزی 30 %

دامپروری 50 %

گلخانه داری 15 %

مغازه داری 5 %

معرفی محصولات و تولیدات کشاورزی :

از محصولات کشاورزی مقصودبیک می توان از انگور - انار - بادام - گردو - گندم - جو - کدو - خربزه (به ندرت) - هندوانه - صیفی جات و علوفه نام برد.

وضعیت درآمد و پایگاه اقتصادی خانواده های روستا :

روستا 5 سال متوالی خشکسالی داشته و به تبع آن وضعیت کشاورزی زیاد رونق ندارد ! به همین خاطر فقط نمی توان با شغل کشاورزی امرارمعاش کرد و می بایست شغل دومی نیز وجود داشته باشد.

شیوه آبیاری و تقسیم آب :

شیوه آبیاری مزارع روستا به صورت کرتی یا غرقابی است. در این روش زمین را به قطعات کوچک تقسیم می کنند و آب از راه جوی به این قطعات وارد می شود. در آبیاری به طریق کرتی ،مصرف آب و مقدار آب به هدر رفته زیاد است.

البته در بعضی از باغ ها برای آبیاری درختان از روش تشتکی استفاده می کنند. در این روش با توجه به سن و کوچک و بزرگ بودن درختان ،تشتکی به قطر حدود 50 سانتی متر تا 2 متر دور درخت به وجود می آورند و با هدایت آب از جوی به داخل آنها ،درختان را آبیاری می کنند.

تقسیم آب نیز از طریق  چاه موتور و استخر آب است که کشاورزان به صورت روزانه و شبانه به آبیاری مزارع و باغ های خود می پردازند.

نحوه مالکیت زمین :

اکثر زمین های زراعی و باغ ها از پدر و اجداد پدری به نسل های بعدی ارث رسیده است و این سیر همچنان ادامه دارد.

البته بعضی از باغ های روستا توسط افرادی غیر بومی خریداری یا اجاره گرفته شده است.

 

فصل چهارم

 

فرهنگ و تاسیسات اجتماعی

وضعیت اجتماعی :

فامیل های مقصودبیکی عبارتند از : بهرامی ،حیدری ،جعفری ،رجایی ،رضایی ،رحیمی ،سعیدی ،سلیمانی ،شفیعی ،صابری ،صادقی ،طاهری ،علیان ،عطایی ،فاتحی ،قره داغی و... است.

تقریبا بین مقصودبیکی ها با تمامی روستا های اطراف نوعی خویشاوندی سببی و یا نسبی برقرار شده و یک دوستی احترام آمیزی با دیگر روستاهای اطراف دارند.

آداب و رسوم محلی در زمینه ازدواج :

مراسم عروسی در گذشته شامل دوره های نامزدی ،عقد و سپس عروسی بوده و چند ماهی طول می کشیده است.

مراسم عروسی بسته به وضعیت اقتصادی و موقعیت افراد 2-3 شبانه روز ادامه پیدا می کرد. شب اول مراسم حنا بندان با حنایی که از خانواده داماد به وسیله دو سه نفر از نزدیکان فرستاده می شود انجام می گرفت. شب بعد عروس را با ساز و دهل به حمام می بردند و در همان روز سر داماد را دلاک محل اصلاح می کند که همزمان مراسم ترکه یا چوب بازی با ساز و دهل و سرور و شادی برپا می شد که هر کس بسته به توان مالی خود مبلغی را بر سر داماد می ریخت که پول حاصل نصیب دلاک می شد. در همین روز نزدیکان داماد برای آوردن جهیزیه عروس به منزل داماد می رفتند و یک نفر وارد به نوشتن جهیزیه با قلم و کاغذ آماده می شد تا صورتی از آن تهیه کند. وسایل را یکی یکی از محلی که در آن چیده بودند دست به دست بیرون می آوردند و تعداد و قیمت آن را دقیقا یاداشت می کردند که بعضی وقت ها بر سر قیمت کار به اختلاف و قهر و آشتی می رسید. پس از نوشتن صورت جهیزیه که تحویل پدر عروس می شد اقدام به آوردن جهیزیه می کردند که هر تکه از وسایل را به دست فردی از کوچک و بزرگ می دادند که با ساز و دهل رهسپار منزل عروس می کردند. در طول مسیر پر بود از زنان و بچه هایی که گاهی برای دیدن جهیزیه بر پشت بام ها اجتماع کرده بودند ،دیگر تمام اهالی می دانستند که جهیزیه عروس شامل چه چیزهایی است. سپس داماد را به حمام می بردند و سپس داماد را از حمام در می آوردند. بیشتر منازل گلاب با منقل پر اسفند و سیب و گلاب پاشی پر از گلاب و آجیل برای داماد آماده کرده بودند که به محض رسیدن داماد همه توقف کرده و یکی با گرفتن سینی با صدای بلند به خواندن اشعاری می پرداخت و برای داماد آرزوی شادی و شاباش می کردند.

در همین زمان نیز آشنایان روی داماد را بوسیده و شاخه نبات و یا قند و دستمالی به همراه داماد داده می شد تا بالاخره به منزل داماد برسند که گاهی چند ساعت به طول می انجامید. سپس داماد را در مجلس نشانده و کسانی که وضع بهتری داشتند از چند دسته مطرب که شامل چند نوازنده بود و یا با نوازندگان محلی اقدام به جشن و شادی و رقص و پایکوبی می پرداختند. در این هنگام دونفر از نزدیکان داماد در کنار او نشسته و مردی که جزء دسته نوازندگان بود اقدام به جمع آوری مبالغی که هر کس متناسب با توان خود پرداخت می کرد می نمود که بخشی یا تمامی آن به نوازندگان پرداخت می شد که به این عمل عرقچین گفته می شود. سپس شام داده می شد و آخر شب برای آوردن عروس از خانه داماد حرکت می کردند که باز با ساز و دهل ،آرام آرام به خانه عروس می رسیدند و با کسب اجازه از پدر و مادر ،عروس را سوار بر اسب و با ساز و دهل به طرف منزل داماد به حرکت در می آوردند. در این حال پدر عروس چند عدد نان و چند قالب پنیر در بقچه ای به کمر عروس بسته و می گفت الهی نانت گرم و آبت سرد باشد. در همان زمان که در منزل داماد عرقچین برگزار می شد در منزل عروس نیز آب حنا می انداختند. مراسم آب حنا به این صورت انجام می گرفت که حمامی زن با حضور خویشاوندان داماد و عروس کاسه ای پر از آب را درمیان گذاشته و هر کس به فراخور حال خود مبلغی داخل آن می انداخت که این پول نیز به حمامی زن می رسید بابت حمام هایی که تا این زمان عروس به حمام رفته بود. بالاخره پس از اینکه عروس به 10 قدمی منزل داماد می رسیده داماد جلوی او آمده و به او خوش آمد می گفته است. پس از فرستادن عروس و داماد به حجله فردای آن روز از خانواده عروس صبحانه ای شامل گداخته که از ترکیب نبات و چند داروی گیاهی و عسل و فندق و گردو و بادام و پسته آسیاب شده تشکیل شده است به همراه تخم مرغ نیمرو و نان برای عروس و داماد فرستاده می شد. همان روز داماد برای دست بوسی به منزل پدر و مادر عروس می رود.

 پس از گذشت 3 ماه پدر و مادر عروس برای پاگشا عروس را دعوت می کرده اند  که در ضمن داماد هم برای شام و ناهار به منزل عروس می رود. سپس از طرف خانواده داماد برای آوردن عروس در پایان مراسم پاگشا اقدام می کرده اند.

  گوشه ای از مراسم چوب بازی یا ترکه بازی

مراسم به خاک سپاری مردگان :

در سوگواریهای مردگان از گذشته های دور تاکنون عزاداری در فقدان از دست رفتگان تاکنون تغییر چندانی پیدا نکرده و به صورت سوم ،هفتم ،چهلم و سال در مجالس زنانه و مردانه با ذکر مصیبت و تلاوت قرآن و فاتحه و پذیرایی برگزار می شود. مردم از کاچی و حلوا به عنوان خیرات در شبهای جمعه استفاده می کنند.

از نکات قابل بیان اجرای «رسم بشارت به متوفی» است. به این گونه که پس از گذشت اولین شب دفن مرده ،صبح زود شخصی بر سر قبر او حاضر شده و به وی بشارت می دهد که دیگر ترس و نگرانی نداشته باشد زیرا شب اول قبرش گذشته است.

مراسم عزاداری سید الشهداء (ع) در روستا :

مراسم عزاداری سیدالشهدا از روز هفتم محرم به بعد با تزیین مسجد با پارچه های سیاه و بستن عَلَم آغاز می شود. در روز تاسوعا دسته زنجیرزن دربعضی منازل که نذر داشته اند حاضر شده و به عزاداری می پردازند و درصبح عاشورا پس از تجمع در مسجد ،راهی جاده شده به استقبال دسته های زنجیر زن باغسرخی ومیرآبادی می روند و طی یک صف در دو سوی جاده عازم قبرستان می شوند.     در آنجا به دسته وشاره ای می پیوندند و تا حدود ساعت 2 بعداز ظهر به زنجیر زنی مشغول می شوند. در سالهای اخیر نماز جماعت در ظهر عاشورا نیز برگزار می شود. افراد خیر در طی روزهای تاسوعا و عاشورا با نذورات خود به پذیرایی از عزاداران می پردازند.

بازی ها و تفریحات محلی :

شب نشینی ،رسمی متداول در روستا بوده است. حوادث، اتفاقات و خبرها به این گونه انتشار می یافت.  در شب نشینی ها قصه ها و داستانهایی مانند : امیرارسلان وحسین کرد روایت می شده و در روز پس از کار روزانه و عصر هنگام جوانترها به گوی بازی و عمو زنجیر باف و گرگم به هوا می پردازند.

در دوره کودکی بچه ها ُترُتره بازی (دویدن با پاهای برهنه به دنبال تایر دوچرخه و موتورسیکلت) می کنند. امروزه همچون سراسر کشور جو فوتبال روستا را گرفته و کوچک و بزرگ گل کوچیک بازی می کنند و به دنبال توپ چهل تکه می دوند.

 

لغات محلی و ضرب المثل ها :

لغات محلی :

پَخشِه(مگس وپشه) - اَچِک(عروسک) - ناقافلی(ناگهانی) - کَتُونِه(لانه مرغ) - دُقُلِه (گوشه)

چینِه(دیوار) - چارچَنگولی(چهاردست وپا) - صاحب و پَسین(صبح و بعد ازظهر) - دیفال(دیوار) و ...

ضرب المثل ها :

1. اینقدر مار خورده تا افعی شده.

2. دست و پاش تو پوسه گردو مونده.

3. دوست منو یاد کنه یه هل پوک یعنی یک چیز بی ارزش.

4. سیخ به سه پایه میگه صلی علی سیخچی میگه رو من سیاه.

5. مثل یانه از جاش جُم نمی خوره.

سبک لباسهای محلی :

پوشاک مردان : شامل شلواری گشاد با پارچه ای مشکی به نام تُمبان و پیراهنی گشاد و بلند و کلاهی گرد و ساده و سیاه که از نمد مالیده شده درست شده است و گیوه و قبایی بلند بر روی لباسهای زیری. بعدها این لباس ها جای خود را به کت و پالتو داد و در زمستانهای سرد از پوششی تحت عنوان نمد استفاده می شده است.

پوشاک زنان : شامل پیراهنی بلند و گلدار با شلواری تنگتر از مردان و لَچَکی که توسط خودشان بافته می شد با چادری رنگی استفاده می شده است.

درحال حاضر به اندازه انگشت شمار ساکنین روستا از این پوشش استفاده می کنند و می توان گفت استفاده از این پوشش در حال حاضر منسوخ شده است.

سبک معماری :

منازل مسکونی در قدیم کلا از خشت و گل و سقف ها چوبی بوده است و پس از سیل علاوه بر خشت و گل و چوب ،آجر و بتون و سقف تیرآهنی نیز در بعضی خانه ها به کار برده شده است.

مذهب :

مذهب همه اهالی روستا شیعه اثنی عشری است.

مراسم دعا :

در مساجد روستا در دهه فاطمیه و محرم و شب های احیا ماه مبارک رمضان مراسم دعا برگزار می شود که هر شب یکی از اهالی بانی مجلس شده و از مردم پذیرایی می کند.

نزورات :

پختن سمنو که آداب خاص خود را دارد از قدیم الایام نزد بعضی ها رسم بوده و به عنوان نذر ی مقدس محسوب می شده است.

زنان برای رفع گرفتاری و یا گرفتن حاجت در مساجد روستا سفره ابوالفضل و یا سفره حضرت عباس پهن می کنند و پس از خواندن دعاهای مختلف محتویات سفره را بین شرکت کنندگان در مراسم پخش می کنند. محتویات سفره شامل بسته های کوچک حنا ،بسته های کوچک نان محلی ،کلوچه و کیکی و... است.

جشن ها :

در ولادت امامان و اعیاد مذهبی مانند : عید سعید قربان ؛عید سعید فطر ؛عید غدیرخم ... افرادی آش ،شیربرنج و شله زرد می دهند. گاهی اوقات به غیر از مساجد در منازل نیز زنان مراسم مولودی خوانی و جشن دارند.

 

فصل پنجم

 

ظواهر زندگی

 

وسایل زندگی :

وسایل زندگی در روستا کم و بیش شبیه وسایل شهر است اما فقط وسایلی که واقعا لازم دارند می خرند. امروزه وسایل قدیمی که سالیان پیش در هر خانه ای بود به ندرت دیده می شود.

برای مثال : کرسی وسیله گرمایی بسیار خوبی است که در گذشته در تمام خانه ها بر پا می گردیده و با آب و هوای سرد زمستانی روستا بسیار تناسب داشته است. مردم شبهای بلند و طولانی زمستان به دور آن جمع می شدند.

 کرسی

مصرف گیاهان و مواد غذایی خاص :

از گیاه موچه که قبلا به آن اشاره کردم در پخت نان استفاده می شود.

از جوشانده گیاه گل گاوزبان برای تسکین اعصاب استفاده می کنند. همچنین گل گاوزبان آرامش بخش است و در مراسم سوگواری مردگان از آن استفاده می کنند. روش تهیه آن به این صورت است که کمی آن را شسته و با کمی آب و نبات روی حرارت می گذارند تا بجوشد.

از گیاه خاکشیر در تابستان برای رفع عطش و گرمازدگی استفاده می کنند. بدین ترتیب که کمی آن را شسته و با آب و یخ و کمی شکر آن را مخلوط کرده و می خورند.

صنایع دستی :

با توجه به اینکه روستا مانند بسیاری از دیگر روستاها به صورت خودکفا بوده ،بنابراین صنایع صنعتی مثل ساخت بیل و کلنگ و دیگر وسایل کشاورزی عمدتا در خود روستا آماده می شده و صنایع دستی خصوصا بافت رویه ی گیوه به فراوانی تولید شده و بخشی از آن به بازار شهرضا نیز فرستاده می شد و یا با کشت کلوزه ،پنبه بدست آمده و در کارگاه های منازل پارچه ای معروف به کرباس که مصرف در پوشاک داشته تولید می شده است. همچنین پشم و کرک دامها را به فروش می رسانند. معمولا در هر خانه ای یک دار قالی دیده می شود.

غذاهای محلی :

خوراک اصلی تشکیل شده از اقسام نان مانند : تافتون ،آبی ،ارزنی.

غذاهایی با شیره انگور و روغن حیوانی تهیه می شده است. زنان در تهیه لبنیات اعم از دوشیدن تا تهیه پنیر و ماست و کره و روغن نقش اصلی را دارند.

غذای محلی آنها آبگوشت - قورمه(گوشت را پخته و همراه با چربی درون پوست گوسفند به صورت فشرده قرار داده ودر جایی خنک نگهداری می کردند و در زمستان به تدریج قطعاتی از آن را مصرف می کردند) پلو گندم - پلو ارزن - پلو شیره - چرب و شیرین و کله جوش و ... بوده است.

در ادامه مطالب به طرز تهیه پلو شیره و پلو گندم و ترشی گردو می پردازم.

از تنقلات طبیعی و سالم و البته خوشمزه روستا نمی توان گذشت. گردو ،گندم برشته ،شاهدانه ،بادام ،کشمش آفتابی و سبز و نخودچی و

(اگر در تابستان از بالا به روستا نگاهی انداخته شود ،کم و بیش روی پشت بام خانه ها منظره ای سبز رنگ دیده می شود که همان انگور جهت خشک کردن و تبدیل به کشمش است که زنان روستای آنها را پهن کرده اند.)

« طرز تهیه پلو شیره »

مواد لازم برای 4 نفر :

برنج                      4 پیمانه

شیره انگور             1 پیمانه

نان                  به میزان لازم

روغن               به میزان لازم

نمک و آب      به میزان لازم

طرز تهیه :

طرز تهیه این غذای خوشمزه به صورت زیر می باشد :

ابتدا برنج را شسته و 6 ساعت زودتر میگذاریم با آب و کمی نمک خیسانده شود. آب را به نقطه جوش می رسانیم و بعد برنج را درون آن ریخته و پس از چند دقیقه که کمی برنج نرم شد آن را آبکش می کنیم و کنار می گذاریم. قابلمه را روی حرارت کمی گرم کرده و کمی روغن می ریزیم و نان را به اندازه کف قابلمه برش زده و کف آن پهن می کنیم. بعد برنج را درون قابلمه ریخته و در آخر شیره انگور را روی کل برنج می ریزیم. در قابلمه را گذاشته و شعله گاز را کم می کنیم. بعد از 1 ساعت غذا آماده است.

نوش جان             

 

« طرز تهیه پلو گندم »

مواد لازم برای 4 نفر :

بلغور گندم                                   3 پیمانه

گوشت چرخ کرده                           100  گرم

عدس پخته                                   100  گرم      

پیاز خرد شده                                 1 عدد متوسط

زعفران دم کرده                             به میزان لازم

روغن                                            به میزان لازم

نمک - زردچوبه - دارچین - فلفل     به میزان لازم

طرز تهیه مواد میانی :

روغن را درون ماهیتابه ریخته و پیاز را کمی سرخ می کنیم. سپس گوشت چرخ کرده را اضافه کرده و تا جایی که گوشت قهوه ای شود آن را تفت می دهیم. عدس را نیز اضافه می کنیم. ادویه جات غذا را به اندازه دلخواه اضافه کرده و همه مواد را کاملا با هم مخلوط می کنیم. نصفی از زعفران را به مواد میانی اضافه کرده و نصف دیگر را برای روی پلو نگه می داریم. مواد میانی آماده شده را کنار می گذاریم.

طرز تهیه بلغور گندم :

 نکته مهم در تهیه بلغور جهت پلوگندم ،بودادن بلغور است. این کار باعث خوشمزه تر شدن غذا و همچنین گرفته شدن بوی خامی بلغور می شود. الان نوبت پختن بلغور گندم است. آب را به نقطه جوش می رسانیم ،سپس بلغور گندم را در آب می ریزیم. تا زمانی که آب غذا کاملا کشیده نشده باید مواظب غذا بود تا ته نگیرد. وقتی آب قابلمه کاملا تمام شد ،وسط بلغورها را باز کرده و مواد میانی را درون آن ریخته ،سپس دور بلغورها را جمع کرده و در انتها باقی مانده زعفران دم کرده را روی برنج می ریزیم ،درب قابلمه را گذاشته تا غذا پخته شود. این غذا حدود 75 دقیقه نیاز به پختن دارد. بعد از آن غذا آماده سرو است.   نوش جان         

« طرز تهیه ترشی گردو »

مواد لازم :

گردو

سرکه

نمک و نعناع

طرز تهیه :

زمان چیدن گردو برای تهیه ترشی گردو بسیار مهم است. قبل از اینکه داخل میوه گردو سخت و چوبی شود و معمولا در اواسط خرداد ماه گردو از درخت چیده می شود. سپس سر و ته آن به وسیله کارد جدا شده و بوسیله سوزنی بلند از دو جهت سوراخهایی در آن ایجاد می کنند که آب براحتی داخل آن نفوذ کند. بعد از آن گردوها را به داخل آب ریخته و جوش می آورند که رنگ آن از سبزی به زردی گرایش می کند. سپس می گذارند تا سرد شود و مدت سه یا چهار روز هر روز سه تا چهار بار آب آن را عوض می کنند تا زمانی که به اصطلاح شیرین شود و تندی و تلخی آن گرفته شود. بعد از یک روز آب آن را صاف کرده و پوست آن را می گیرند و داخل سرکه می جوشانند که نمک و نعناع به آن اضافه شده است. البته زمان جوشاندن بسیار مهم است نباید گردوها بسیار نرم شود. بعد از آن گردوها را بر روی پارچه می ریزند تا تقریبا خشک شود بعد آن را داخل ظرفی ریخته و یک ردیف گردو می چینند و نمک و نعناع به آن اضافه کرده تا ظرف پر شود. سپس سرکه به آن اضافه می کنند و همین طور طی چندین ساعت که سرکه به داخل گردوها نفوذ می کند به آن سرکه اضافه می شود. سپس درب ظرف را می بندند که پس از چند روز ترشی گردو آماده شود.

 ترشی گردو تهیه شده بسیار خوشمزه و برای تنظیم قند و فشار خون و چربی خون استفاده درمانی نیز دارد.