زنان وتوسعه

نوشته حمیدرحیمی(چاپ درهفته نامه شهرضا بهار94)

                        چقدر زنان درروندتوسعه کشورهاموثرند؟نیمی ازجمعیت جامعه رازنان تشکیل می دهند.بخشی که معمولا درفرایندتوسعه کشورها کمتربه چشم می آیند.نیمی ازجمعیت جوامع که تاثیرگذارترین سطوح بنیادین توسعه رابه وجودمی آورند.زمانی می توانیم به توسعه جامعه امیدوارباشیم که نقشی اساسی ،پایدارومستمربرای زنان دراین جریان قایل باشیم.اگرنقش زنان درتوسعه تبیین شودفرهنگ توسعه درونی می شود.مولفه های اجتماعی کردن فرزندان،سلامت جسمانی وروانی خانواده،سبک زندگی سالم ومتعادل،فعالیت های آموزشی رسمی وغیررسمی،حفاظت ازمحیط زیست وفرهنگ شهروندی ازجمله اموری هستندکه توسط زنان امکان نهادینه شدن می یابند.سلامت جسمانی اعضای خانواده به مدیریت زنان بستگی دارد.ظرافت روحی وتوان عاطفی زنان زمینه ساز بهداشت روانی خانواده است.جامعه ای که ازسلامت جسمانی وروانی نسبتا مناسبی برخوردارباشددربعداجتماعی نیزازتعاملات اجتماعی منطقی برخوردارخواهدبودوافرادبابرنامه ریزی وتلاش بیشترمی توانندازتحرک اجتماعی وارتقاء منزلت اجتماعی بهره مندشوند.توسعه فرایندارتقاء واعتلای مادی ومعنوی جامعه درراستای اهداف ومقاصدمطلوب است که زمینه های مناسب رابرای تعالی همه جانبه انسان ها فراهم می سازدتوسعه محصول زنجیره ای ازابعادفرهنگی،اجتماعی،اقتصادی وسیاسی است.برکسی پوشیده نیست که توسعه ازبعدفرهنگی آن شروع می شود واین بعددرقالب اجتماعی فرزندان توسط مادران  می گنجد.جامعه ای که ازنظرفرهنگی توسعه یافته است چگونه جامعه ای است؟ جامعه ای که آرمان اجتماعی آن نهایت کمال وارتقاء روحی اعضای آن باشدوارزش های متصل به این آرمان برای مردمش شناخته شده باشد وبرای رسیدن به این ارزش ها، هنجارها ومقررات قابل اجراباکمترین کجروی تعریف شده باشدومردم با کمترین مجازات اجتماعی وبیشترین اقناع آنهارارعایت کنند.حال شماخواننده عزیزهفته قضاوت بفرمایید که چنین امری چگونه وازکجا تحقق می یابد؟آیا جزآموزش های رفتاری مادران درخانه می توان پایه اولیه وزیربنایی دیگری برای آن متصورشد؟زنان احساس نیازراتعریف می کنندونیازستون تشکیل نهادها وخرده نظام های اجتماعی است .اگربه خوبی درراستای اهداف فرهنگی جامعه نیازها تعریف شوند سازمان های اجتماعی درمسیرآن به وجودمی آیند.می توان چنین پدیده ای رابامثال زیرتبیین کرد:می دانیم که ابعادخانواده هاکوچکترشده ومراقبت ازسالخوردگان بااشتغال همزمان  زن ومردسخت ترشده است ونیازمندمراکز نگهداری ازاین عزیزان هستیم ولی به خوبی می دانیم که خانه ی سالمندان موردپذیرش واقبال اجتماعی نیست پس تفهیم راهکاری دوسویه مفیداست که بخشی ازروز که زن وشوهرهردو مشغول به کارند پدرومادرپیرخودراتنهابرای ساعاتی محدود به خانه ی مهربسپارند وسپس درپایان ساعات کاررسمی آنهاراباخودبه منزل ببرندومطمئن باشنددرغیاب خودبه خوبی ازآنها مراقبت می شودومفهوم خانه ی مهر متفاوت ازسرای سالمندان بی کس وکارمعرفی شود.برای توجیه نیازبه چنین واحدهای اجتماعی  ،آموزش هایی که  زنان درخانه  ارائه می کنندموثراست.دربعداقتصادی نیز عقل معاش ازخانه وخانواده موجودیت می یابد وزنانی که به فرزندان خودمقتصدبودن رانیاموخته باشندنمی توانندبه رفتاراقتصادی نسل آینده امیدوارباشند.وامابعدسیاسی،جامعه ای ازتوسعه سیاسی برخورداراست که مردم آن درراستای آرمان اجتماعی کل جامعه حداکثرمشارکت وفعالیت سیاسی رابه کارمی گیرندتا درکسب وکاربرد نقش های سیاسی درجامعه نظم،امنیت وتعادل برقرارباشد.زنان جامعه علاوه براین که خودمستقیما می تواننددراحرازنقش های سیاسی فعالیت کنندمی تواننداعضای خانواده رابه چنین کنشی علاقه مندسازند.هرچند ابعادفرهنگی ،اجتماعی،اقتصادی وسیاسی توسعه  درهم تنیده وپیوسته است  ولی قالب  معنایی  وفرهنگی آن، زیرساخت محسوب می شودکه توسط زنان شکل می گیرد.مادری که شب هنگام برای فرزندخودالگوهای  مذهبی وملی رادرشکل داستان بیان می کندوموجبات ارتقاء هویت دینی وملی اورافراهم می کندیا مراقبت ونگهداری ازمحیط زیست رادرجمله معروف شهرما خانه ی ماآموزش می دهدیازنان تحصیل کرده وبرنامه ریزی که مدیریت زمان ومکان رابه اعضای خانواده آموزش می دهدهمه وهمه مویدنقش کلیدی وغیرقابل انکارزنان درروندتوسعه یافتگی یک جامعه است.وقتی می بینم زنان به ورزش وسلامت جسمانی خودبهای بیشتری می دهندوقتی برای کاهش آلام روحی خودبه مراکزمشاوره مراجعه می کنند وقتی به تحصیلات عالی اهمیت بالایی می دهندوقتی دوشادوش مردان به فعالیت های آموزشی،علمی،اقتصادی(تولیدی،توزیعی)و... می پردازندمی توان به آینده امیدوارانه ترنگریست.طبق تحقیقات به عمل آمده  فرزندان زنان شاغل ازاعتمادبه نفس بیشتروهویت اجتماعی بالاتر وهوش اجتماعی منسجم تری برخوردارندپس امیدوارانه به نقش زنان درتوسعه بهامی دهیم ومشارکت آنهاراارج می نهیم.