حسی شدن فرهنگ پیامدرسانه ها

نوشته حمیدرحیمی(چاپ درهفته نامه شهرضا زمستان 93)

 

رسانه هاپیامدهای گوناگون اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی مثبت ومنفی درسطح جامعه دارندکه یکی ازآنهاتنزل فرهنگ ازلایه های عمیق به لایه های سطحی است.درگذشته های نه چندان دورمفاهیم اصیل فرهنگی به صورت چهره به چهره ودرقالب استادوشاگردی انتقال پیدامی کردوبیشتردرشکل رفتارآموخته می شدولی امروزه باگسترش سریع وسایل ارتباطی امکان نفوذ به لایه های عمیق فرهنگ وانتقال وبازتولیدآنها کم وکمترمی شود.مثلا مفهوم شوق دیداری که پدری پیامبررابه پسری پیامبربعدازهجرانی بزرگ می رساندوازاوج لحظات عرفانی برخورداراست راچگونه می توان درسریال وفیلم سینمایی به تصویرکشید که تداعی کننده همان احوال باشد؟چقدرکارگردان سریال حضرت یوسف(ع) تلاش کردتاجذبه ی عاشقانه وعارفانه ی دیداراین دوپیامبرعزیزراتصویری ومنتقل کندوشمافکرمی کنیدچه میزان دراین امرموفق بوده است؟مادرجعبه جادویی فقط دست های باز ودویدن هایی رادیدیم که درانتقال عطش دیداروالوهیت وصال تحرکی دربیننده ایجادنکردبنابراین بخش های عرفانی ومعنوی فرهنگ که ازاساسی ترین لایه های فرهنگ به حساب می آیدتوسط رسانه هایی همچون تلوزیون قابل انتقال نیست ودرنسلی که با تعامل باواسطه به آگاهی می رسدکم کم باافول روبه رومی شویم.گاهی باتکثربیش ازحدنمادهای فرهنگی،پیام های فرهنگی مغفول می مانند.احتمالا اکثرخواننده های هفته نامه خصوصا جوانان ازگوشی های هوشمنداستفاده می کنندوازنرم افزارهایی همچون وایبر وواتس آپ وغیره استفاده می کنندگاهی عزیران عضوبیش ازده گروه وشبکه ی اجتماعی مجازی می شوندوگاهی دریک شبانه روزبیش ازیک صد کامنت درهرگروه ارسال می شودکه مجموع پیام های دریافتی همه  شبکه هارابه بالای هزارمورد می رساندکه درآنهاانواع فایل های صوتی،تصویری،متنی وارجاعات اینترنتی دیده می شودکه اگربرای دیدن وخواندن وشنیدن هریک ازآنهاحداقل 10 ثانیه وقت صرف کنیم چیزی حدودسه ساعت درشبانه روزوقت می گیردبنابراین افرادمجبورمی شوندبسیارگذرابه اوایل آن پیام توجه کنندوامکان تفکروتامل ازآنهاسلب می شودواستدلال تجریدی که نیازمنددقت،صبروحوصله وامعان نظراست کمرنگ وگذرامی شود.حقیقتادرشبانه روز چندپیام درشبکه های اجتماعی مجازی داریدکه نخوانده  پاک می کنید؟یااگرخواندید برروی آن مکث می کنید؟واگرمکث کردیدبرای آن درزندگی خودمصداق می یابید؟واگرمصداقی یافتیدتصمیم به اجرای آن می گیرید؟بنابراین به تدریج دچارحساسیت زدایی فرهنگی می شوید که این احساس رابه حسی شدن فرهنگ تعبیرمی کنیم.فکرکرده اید که چنین حسی چه زیانی می تواند داشته باشد؟بی تفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه،هویت تاریخی ملی ومشکلات جامعه یکی از آنهاست.مشکلات جامعه رابدون راه حل بیان کردن جزیاس وناامیدی وبی تفاوتی چه تاثیری دارد؟پس به شاه کلید برنامه ریزی باردیگرتاسی  می جوییم وآن چیزی نیست جز مدیریت زمان ومکان استفاده ازفناوری های ارتباطی، یعنی اول این که عضوهرگروهی نشویم.دوم : هرپیامی رانخوانیم.سوم:پیام های گزینش شده راباتامل ومصداق وراهکاردریابیم اگربه راحتی تخم حسدمی کاریم وبه راحتی تهمت می زنیم ودروغ برایمان گناه بزرگی نیست،تهی شدن ازدرون وتوجه بیش ازحدبه بیرون دلیل آن است.هرباری که کامنتی راخوانده اید وآن رادوباره ارسال کرده اید رابه خاطربیاورید،چنددقیقه یاثانیه صبرکرده ایدوجوانب آن راسنجیده اید؟چندبارتاکنون اسباب دلخوری اعضای گروه مجازی خودرافراهم کرده اید؟چندبارشرمنده شده ایدوعذرخواهی کرده اید؟پس بیاییدمسولانه تررفتارکنیم وهرپیامکی راارسال نکنیم!! نگذارید که حساسیت های فرهنگی وفکری بمیرد.به امیدبسط وتوسعه عقلانیت ذاتی ،نه صرفاعقلانیت ابزاری. پایان