چاپ

معلم تولیدکننده فرهنگ

نوشته حمیدرحیمی چاپ در26دی ماه94هفته نامه اجتماعی،فرهنگی ،سیاسی شهرضا شماره 843

       فعالیت معلمی ازجهات گوناگون باتمامی فعالیت های اقتصادی واجتماعی جامعه متفاوت است.معلم صرفا به انتقال مجموعه ای ازدانستنیها نمی پردازدبلکه فضایی فراهم می کندکه دانش آموز ودانشجو مفاهیم دریافتی رادرجریان تعامل،درونی سازند وبه تدریج علاوه برشناخت،دارای بینش،نگرش ومهارت ها شوند. هرجامعه جهت روایی زندگی اجتماعی وحفظ بقای خود نیازمندفرهنگی است که به واسطه ی آن فرهنگ ،ارتباطات اجتماعی شکل می گیرد.ایجادفرهنگ وانتقال آن با تفکروخواندن شروع می شود.همانطور که پروردگاریکتا دراولین ابلاغ وحیانی درسوره علق می فرمایند: بخوان به نام پروردگارت که جهانیان راآفرید.پیامبرعظیم الشان اسلام (ص)به عنوان آموزنده ی راه هدایت وسعادت بشری درصددآموزش  تفکروخواندن کتاب هستی به بندگان خدااست.آموزگار می تواند آموزه های هستی رادرقالب دروس مختلف به دانش آموزان ودانشجویان به گونه ای تفهیم کندتادردرون اونهادینه شود ومتناسب باحیات مادی خودبه تکامل وسعادت اخروی برسد. به دورازهرگونه شعارزدگی بایدگفت معلم کسی است که محتوای علمی رابه نحوی دراختیار فراگیر قرارمی دهد که او بتواندارزش ها والگوهای عمل ورفتارمادی ومعنوی و دریک کلام ،کل هستی خودراشکل دهدواصیل ترین معانی وجودآدمی همچون ایثارگری درپرتو تعالیم معلم پدید می آید.

چوقاف قدرتش دم برقلم زد            هزاران نقش برلوح عدم زد

 درخصوص حرمت مقام ومنزلت معلم ائمه اطهار(ع) تاکیدبسیارداشته اند ازجمله  حضرت امام سجاد (ع) در زمينه حفظ حقوق معلم مي فرمايند: « حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديده تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني.»

البته تصور سطحی برخی می تواند این باشدکه معلم یک انتقال دهنده صرف است درحالی که به قول استادجلال الدین همایی: هرخواننده ای داننده وهرداننده ای آموزنده نیست. زیرامعلم علاوه برداشتن علم ،هنرمنداست. علم معلم دانستنیهای فراگرفته شده ای است که ممکن است هرپزشک،مهندس وکارشناس دیگرداشته باشدولی آنچه که معلمی رافراترازهرفعالیت شغلی درسطح جهانی درطول تاریخ قرارمی دهدهنری است که ازطریق گفتار،رفتاروشیوه تعامل دروجودفراگیربه وجودمی آورد.معلم باخلق موقعیت های مطلوب یادگیری ،فضایی رابه وجودمی آورد تادانش آموز بتوانددرارتباط با محیط ،معلم و روش علمی به تولید دانش بپردازد.دانشی که چون بومی ودرونی است برای اوماندگار وتاثیرگذار خواهدبود.چگونه رفتارکردن باکودک به گونه ای که متولی تحرک فکری واندیشه ورزی اوشودکاری سهل وممتنع است:

چون سروکارتوباکودک فتاد       پس زبان کودکی بایدگشاد

بازبان کودکی  سخن گفتن ،سهل است ولی  زبانی که اندیشه ساز ومحرک تفکر خلاقانه ی او باشدبس ممتنع وسخت است. معلمی که درسلسله مراتب نیازها دراوج  خودشکوفایی قرارداشته باشد ،قطعا متولی وتولیدکننده ی فرهنگ ،علم وهنراست واسباب بهبود ارتباط اجتماعی مردم درجامعه می شود،توسعه فرهنگی که زیربنای توسعه های اجتماعی،اقتصادی وسیاسی رامحقق می سازد.ولی اگرخدای ناکرده درجامعه تصورعمومی به نحوی باشد که معلمی راهم سطح سایرمشاغل جامعه بداند وبدتر این که ،آنها رادراولین سلسله مراتب نیازها  که نیازهای مادی ومعیشتی است نگه دارد،موجبات تنزل انسانیت،اخلاق،فرهنگ وکنش اجتماعی جامعه شده  است.حرمت معلم یعنی حرمت فرهنگ،ارزش ها وآرمان جامعه،اعتبار معلم یعنی اعتبار هستی شناسی وانسان شناسی یک جامعه. ارتقاء منزلت معلم وفتح راس هرم سلسله مراتب نیازها توسط معلم یعنی توسعه ی همه جانبه ی فرهنگی،اجتماعی ،اقتصادی وسیاسی جامعه. معلمی که نیازهای مادی ،امنیتی،عاطفی وتعلق اجتماعی اش برآورده شده است درمرحله خودشکوفایی درقالب تدریس خود،موقعیتی  ایجادمی کندکه دانش آموز ش می تواندباتنفس وتفکردرآن،مفاهیم علمی رادرمحیط اجتماعی خودبازتولید کند که از مجموع چنین تولیداتی ،فرهنگ جامعه بازتولیدمی شودودرمسیرتوسعه ی حقیقی که همان کمال وتعالی آدمی است قرارمی گیردچنان چه استاد شهریارباسخنانی شیوا می فرماید:

مي توان در سايه آموختن                     گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم                    پس، سويداي سواد  آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم                     از معلم جان روشن   يافتيم

اي معلم چون کنم توصيف تو              چون خدا مشکل توان تعريف تو

اي تو کشتي نجات روح ما                  اي به طوفان جهالت نوح  ما

يک پدر بخشنده آب و گل است           يک پدر روشنگر جان و دل است

ليک اگر پرسي کدامين برترين              آنکه دين آموزد و علم  يقين

جامعه ای که درپرتو تعالیم معلمانش فرهنگ سازی می کندجامعه ای افسرده وپرخاشگرنیست.میزان بهره وری اش بالاست.فرهنگ شهروندی اش معتبراست.الگوی سایرجوامع است.هرکدام ازمشاغل بشری بعدی ازمراتب آدمی رادربرمی گیرندودرراستای یک نیاز یا یک مجموعه ی به هم پیوسته نیازها خدمت رسانی می کنندبه جز معلمی که نیازهمه جانبه ی انسان شدن رافراهم می کند.ایجادشوق خواستن،توانستن ویافتن راه الحاق به ذات اقدس اله،حرکتی نبوی وفرادنیوی است که آن رابه شغلی مقدس تبدیل ساخته است.

به جان خواجه وحق قدیم وعهددرست           که مونس دم صبحم دعای دولت توست.